شهید مسعود کریمی مجد
از دانشنامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
نسخهٔ تاریخ ۳ دی ۱۳۹۸، ساعت ۰۷:۳۷ توسط Sheykhmohammadi98 (بحث | مشارکتها)
خاطرات
- نوجواني شهيد مسعود کريمي مجد
زير سايه درخت مشغول بازي بوديم. يکي از بچهها، چشمش به سيب سرخي افتاد که توي جوي آب افتاده بود و داشت ميگذشت. دست کرد سيب رو برداشت و بين بچهها تقسيم کرد. مسعود سهمش را نگرفت و گفت:«چون نميدونم صاحبش راضي هست يا نه، نميخورم.»[۱][۲]