شهید علی چیت سازان

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو

نوجواني شهيد علي چيت ‌سازان

کم‌‌توقع بود. اگر چيزي هم براش نمي‌خريديم، حرفي نمي‌زد. نوروز آن سال که آمده بود، پدرش رفت و يک جفت کفش نو براش خريد. روز دوم فروردين، قرار شد برويم ديد و بازديد. تا خانواده شال و کلاه کردند، علي غيبش زد. نيم ساعتي معطل شديم تا آمد. به جاي کفش، دمپايي پاش بود. گفتم: مادر، کفشات کو؟ گفت:«بچه‌ي سرايدار مدرسه‌مون کفش نداشت، زمستان را با اين دمپايي‌ها سر کرده بود؛ من رفتم کفش‌هام رو دادم بهش.» اون موقع، علي دوازده سال بيشتر نداشت .[۱][۲]


موضوع : اقتصادی ، انفاق


پانویس

  1. دلیل، صفحه:24
  2. نرم افزار نشانه ، کانون فاطمه الزهرا شهرضا