شهیده سهام خیام
از دانشنامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
نسخهٔ تاریخ ۶ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۱۶:۵۹ توسط Eshoseini9802 (بحث | مشارکتها)
خاطرات
- کوچک ولی بزرگ
بهش می گفتن: «آخه تو که پسر نیستی، چه جوری می خوای بجنگی!؟» می گفت: دفاع از وطن که زن و مرد و پیر و جوون نداره. هر کس باید هر کاری از دستش بر میاد، بکنه. با اینکه سنش خیلی کم بود اصلاً از جنگ و جبهه نمی ترسید. به کسایی هم که می ترسیدن می گفت: «وقتی دشمن اومده تو شهرتون، چرا نشستید و هیچ کاری نمی کنید!؟ همه باید مبارزه کنن».[۱]
پانویس
- ↑ فلش کارت چادرهای سرخ-مرکز فرهنگی مطاف عشق