شهید غلامعلی خواجوی
کد شهید: 6209100 تاریخ تولد : نام : غلامعلی محل تولد : مشهد نام خانوادگی : خواجوی تاریخ شهادت : 1362/12/12 نام پدر : عیسی مکان شهادت :
تحصیلات : نامشخص منطقه شهادت : شغل : یگان خدمتی : گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است. نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمنده گلزار : بهشترضا خاطرات: در روز نهم دیماه 57 کهراهپیمایی عظیم مردم مشهد از میدان شهدا فعلی به طرف چهارراه لشکر و چهارراه استانداری در حرکت بود ناگهان بوسیله تانکها و هلی کوپترهای شاه مورد حمله قرار گرفتند و حتی چند زن راهپیمائی کننده را زیر زنجیرهای خود له کردند در این راهپیمایی غلامعلی نیز شرکت داشت و در داخل محوطه استانداری علیه ارتشیان طاغوت شعار می دادند و در روز دهم دیماه که ارتش طاغوت با وقاحت تمام در محوطه چهارراه شهدا بطرف مردم که علیه رژیم طاغوت شعار می دادند تیراندازی می کردند بنده غلامعلی را سر کوچه چهار باغ گذاشته و خودم به کوچه مقابل آن (کوچه آب میرزا) رفتم که در همین موقع تانکها حمله ور شدند و به سوی مردم تیراندازی کردند این جانب داخل کوچه آب میرزا رفته از ایشان جدا شدم و تانکها پس از تیراندازی و کشتار مردم به پادگانهای خود بازگشتند. بنده از طرف حرم به کوچه چهار باغ مراجعه کردم و به سراغ موتور سیکلتم که در گوشه ای پارک کرده بودم رفتم و ناگهان متوجه شدم که برادرم روی موتور سیکلت نشسته و منتظر من است تا چشمش به من افتاد از موتور پیاده شد و خودش را در آغوش من انداخت و گفت داداش جان سالمی گفتم بله خوشحالم که تو را سالم می بینم و با یکدیگر به منزل برگشتیم و والدین ما و خانواده ام که خیلی نگران شده بودند با دیدن ما خوشحال شدند. در آبان ماه سال 61 بود که در جبهه های جنوب واحد پدافند مدت دو ماه و اندی حضور پیدا کردند و پس از ترخیص به اینجانب فرمودند داداش دوست دارم که مستقیم در عملیات شرکت کنم و در اعزام بعدی حتی تا زمان عملیات در جبهه بمانم . در اعزام نیرو ، در سال 62 که جهت آمادگی برای عملیات خیبر بود ، خود را ، پادگان بسیج معرفی کرد و من به ایشان عرض کردم که داداش حال نوبا من است که اعزام شوم و بنده هم آماده رفتن ، جبهه بودم که ایشان فرمودند شما بمانید متاهل هستید ولی من مجرد هر حادثه ای برایم اتفاق بیفتد جز والدین کسی را ندارم ولی شما اهل و عیالتان باضافه والدین برای شما می سوزند . در هر صورت از اعزام اینجانب جلوگیری کرد و خود در بهمن سال 62 با اعزام عظیم سپاهیان خراسان اعزام گردید و در عملیات خیبر مستقیم شرکت کرد و در گردان یاسین ای 21 امام رضا (ع) بعنوان تک تیر انداز شرکت کرد و پس از آمار گیری تعاون یگان مربوطه جزء آمار مفقودین قرار گرفت و خبر مفقود شدن ایشان را این جانب به والدین رساند آنان را توجیه نمودم که اینان خدای اسلام شدند . لازم به توضیح است که پیکر مطهر ایشان در خرداد ماه سال 75 که توسط تفحص ستاد فرماندهی کل قوا کشف شد . تشییع ودر ثبت رضا (ع) در قطعه شهدا دفن گردید . مرحله بعدی اعزام حدود آبانماه61 بودکه در جبهه جنوب بطور پدافندی بمدت 2 ماه و اندی حضور پیدا کرده و پس از ترخیص به من فرمودند : داداش دوست دارم مستقیم در عملیات شرکت کنم ، در اعزام بعدی حتما تا زمان عملیات در جبهه می مانم . در اعزام بعدی در سال62 که جهت آمادگی برای عملیات خیبر بود خود را به پادگان بسیج معرفی کرد و من به ایشان عرض کردم که داداش جان حالا نوبت من است که اعزام شوم و بنده هم آماده رفتن به جبهه شده بودم که ایشان فرمود: شما بمانید متاهل هستید ولی من مجردم هر حادثه ای برایم اتفاق بیافتد جز والدین کسی را ندارم ولی شما اهل و عیالتان باضافه والدین برای شما دلشان می سوزد. در هر صورت از اعزام این جانب جلوگیری کرده و خود در بهمن 62 با اعزام عظیم سپاهیان خراسان اعزام شدودرعملیات خیبر مستقیم شرکت کرده و در گردان یاسین تیپ 21 امام رضا به عنوان تک تیر انداز شرکت کرد و درآمار گیری تعاون مربوطه جز آمار مفقودان قرار گرفت و من خبر مفقود شدن ایشان را به والدین رساندم و آنان را صبر دعوت کردم . لازم به توضیح است که پیکر مطهر ایشان در خرداد 75 که به بوسلیه نیروهای تفحص شناخته شده و کشف شده بود تشییع شد و در بهشت رضا در قطعه شهدا دفن گردید. منبع: سایت یاران رضا http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=8299