شهید احمد علی حیدری
| احمدعلی حیدری | |
|---|---|
| 200px | |
| ملیت | |
| دین و مذهب | مسلمان، شیعه |
| تولد | سبزوار |
| شهادت | ۱۳۶۳/۷/۲۹ |
| محل دفن | بهشت شهدا |
| یگانهای خدمت | لشکر ۵ نصر |
| سمتها | ادوات |
| جنگها | جنگ ایران و عراق |
| شغل | پاسدار |
خاطرات: یک بار که از منطقه به روستا آمد مجروح شده بود چند روزی که در آنجا بنایی داشتیم به ما کمک می کرد . بنایی که تمام شد خواستیم به سبزوار برویم که او گفت: من نمی آیم:گفتم:چرا؟گفت:اگر قول می دهی که به کسی نگویی مجروح شده همراهت خواهم آمد چون اکثر دوست های من شهید شده اند و من شرمنده ام و خجالت می کشم که بگویم مجروح شده ام . در عملیات خیبر که در دل دشمن و در میان تانک ها و نفر برها قرار گرفته بودند و نزدیک بود که همگی اسیر عراقی ها شود احمد متوسل به فاطمه زهرا(س)می شود و در حال اسیر شدن از طرف خدا به او الهام شده که نباید اسیر شوی سپس از جلوعراقی ها فرار می کند و عراقی ها شروع به تیر اندازی می کنند که ناگهان اسلحه هایشان عیبی پیدا کرده و شلیک نمی کند از این فرصت احمد و بقیه همرزمانش استفاده کرده و فرار می کنند در عملیات خیبر که در دل دشمن در میان تانکها نفر برها قرار گرفته بودند و نزدیک بود که همگی اسیر عراقیها شوند احمد متوسل به فاطمه زهرا (س) می شود و گویا به او الهام می شود که فرار کنید . عراقیها ظاهرا شروع به تیر اندازی می کنند که ناگهان اسلحه هایشان عیبی پیدا کرده و شلیک نمی کند ، احمد و بقیه همرزمانش از فرصت استفاده کرده و فرار می کنند .[۱]