شهید عباس عربها
| عباس عبریها | |
|---|---|
| ملیت | |
| دین و مذهب | مسلمان، شیعه |
| تولد | مشهد |
| شهادت | ۱۳۶۲/۴/۲۷ |
| محل دفن | بهشت رضا |
| سمتها | رزمنده |
| جنگها | جنگ ایران و عراق |
| خانواده | نام پدر غلامرضا |
خاطرات
نوجوانی و جوانی
موضوع نوجواني و جواني
راوی
متن کامل خاطره
زمان اول انقلاب فریمان شلوغ شده بود و این ضد انقلابها در آنجا شلوغ کرده بودند . هیئتها و اهل محل جمع مىشوند و اتوبوس و مینى بوس مىگیرند که از اینجا بروند . فریمان و جلو ضد انقلابها را بگیرند . عباس آن زمان 10 سال داشت مىگویند تو برو خانه تان پدر و مادرت چشم براه هستند و اینها راه مىافتند به دروازه فریمان که مىرسند مىبینند طاقى در آنجاست مىگویند ماشینها بروند زیر همان طاق بایستند . جلو طاق که مىروند مىبینند یکى بالاى طاق عکس شاه را مىکند نگاه مىکنند مىبینند عباس است . مىگویند عباس تو اینجا چه کار مىکنى کى تو را آورده او مىگویند من خودم آمدم . او از همه زودتر رسیده است .
خواب و رویای دیگران در مورد شهادت شهید
موضوع خواب و روياي ديگران در مورد شهادت شهيد
راوی
متن کامل خاطره
بعد از چند روز که عباس رفته بود . خواب دیدم که در حیاط زنگ مىزنند . دختر خواهرم رفت در حیاط را باز کرد و آمد دیدم یک بسته آمد که دور تا دورش با خط قرمز نوشته شده بود . اولش مىخواست آن را فرض مخفى کند . گفتم کى بود؟ او هیچ نگفت بعد که اصرار کردم گفت : یک نفر این بسته را داد به من حالا باز کنید ببینیم چى است؟ من همینطور که به سر و سینه مىزدم از خواب بیدار شدم و خوابم را براى خانواده تعریف کردم بعد از یک هفته از این خواب خبر شهادت عباس را برایم آوردند . بعداً که حساب کردیم دیدیم همان شبى که آن خواب را دیده بودم . همان شب این بچه شهید شده بود و از این طریق به من الهام شده بود .
منبع سایت: http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID= 14604