شهید غلامرضا خانجانی

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
نسخهٔ تاریخ ‏۱۱ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۵:۴۲ توسط Jafarnezhad98 (بحث | مشارکت‌ها)

(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به: ناوبری، جستجو

شهید غلامرضا خانجانی

زندگینامه

شهید غلامرضا خانجانی در یازدهم شهریور 1340‏ ، در روستای فیجان از توابع شهرستان اراک به دنیا آمد . پدرش رضا، کارگر بود و مادرش شهر بانو نام داشت . در حد دوره متوسطه در رشته برق درس خواند . از سوی بسیج در جبهه حضور یافت . چهاردهم آبان 1361 ، در عین خوش توسط نیروهای عراقی بر اثر اصابت ترکش به کردن و سینه، شهید شد . مزار او در زادگاهش واقع است .


وصیت نامه

بسم الله الرّحمن الرّحیم


الّذین آمنوا و هاجروا و جاهدوا فی سبیل الله باموالهم و انفسهم، اعظم درجه عند الله و اولئک هم الفائزون

آنانکه ایمان آوردند و از وطن هجرت گزیدند و در راه خدا با مال و جانشان جهاد کردند، آنها را نزد خدا مقام بلندی است . بالخصوص رستگار و سعادتمندان دو عالمند


با سلام و درود به خداوند متعال و یکایک پیامبران و بر حضرت مهدی ( عج الله ) و نایب بر حقّش امام خمینی بنیانگذار جمهوری اسلامی، امید مستضعفان جهان و کوبندۀ ستمگران و با سلام و درود بر تمامی رزمندگان و شهدای عزیز اسلام بالأخص سرور شهیدان حسین ابن علی ( ع ) و شهدای عملیات خیبر .


با سلام و درود به تمامی دوستان خالص خداوند و شما خانواده های شهدا و امت شهید پرور . هرگاه پیکر هم سنگری را تشییع می کنند، آتش شوق در جانم زبانه می کشد و مرا به سرمنزل مقصود فرا می خواند . همچون سردار شهیدان حسین ابن علی ( ع ) گفت : من مرگ با عزّت را بهتر می دانم تا آنکه در زیر بار ذلّت بمانم .


شما پدران و مادران خیال نکنید فرزندی از دست داده اید و مصیبتی بر شما وارد شده است . خیر، اصلا ً هیچ وقت از این فکرها نکنید که این مصیبت است بلکه کمال افتخار است . شماها باید شکر خدا را بجا آورید که فرزندی داشته اید که در راه خدا هدیه کرده اید . مواظب باشید که با نارحتی کردن، باعث نارضایتی خداوند نشوید . مادری است که چهار فرزندش را در راه اسلام هدیه کرده و باز هم شکر خدا را بجا می آورد و می گوید : خدایا من در مقابل تو هیچ فرزندی ندارم که باز هدیه کنم .


مادران و پدران صبر و استقامت شماها در این راه اجری عظیم در پیشگاه پروردگار دارد . بدان خدایی که بخشنده است، گیرنده جان است و آنکه آفریده است، می میراند و آنکه مبتلا کننده است، شفا دهنده است . خدا زمام کلیۀ امور آفرینش از دو در مرگ و حیات، در حیطه قدرت اوست و خداوند پیدایش را آفریده است و هر لحظه ای و در هر مکانی که مصلحتی بداند، لطفش را شامل حال شما می گرداند . از شما خانواده و فامیلان پدر و مادرم می خواهم گریه برای من نکنید . گریه برای حسین ابن علی ( ع ) کنید . همچو زینب وار باشید، چرا که شهادت یک نوع سعادت است . کسی که سعادت و رحمت خداوند نصیبش شده است، برای او گریه کردن ندارد . لذا در این راه صبر و استقامت شما کوبندۀ منافقین و دشمنان اسلام می باشد . چنانکه اگر شما عزیزان نتوانید نبودن مرا در میان خودتان تحمّل کنید .


برای اوّلین پیشوای شیعیان جهان گریه کنید . علی ( ع ) مرگ را دوست می داشت و عاشق شهادت بود و همانا ای پدران و مادران عزیز اگر فرزندان شما در راه اسلام می خواهند قدم بردارند، از آنها جلوگیری نکنید که در آخرت باید جوابگوی علی ( ع ) ، فاطمۀ زهرا سلام الله علیها باشد . آنها را در این راه آزاد بگذارید که هیچ، بلکه تشویقشان بکنید تا بتوانند به خوبی در راه اسلام خدمت کنند . ای عزیزان در جبهه جنگ احتیاج به جوان های شما دارد . مبادا مانع رفتن آنها به جبهه بشوید . جنگ ما، جنگ حق با کفر است . همانا شما اگر ایمان به اسلام دارید و شیعه هستید، جوان های خودتان را برای هدایت خود و هدایت وطن و اسلام وادار کنید .


برادران عزیز سعی کنید که شما قبل از اینکه مرگ به سراغ شما بیاید، شماها به استقبال مرگ بروید . ای عزیزان به این دنیا دل مبندید که این دنیا محلّ امتحان بشر است و همچنین شما ملّت شهید پرور دست از کمک های مالی و جانی برندارید . دست دعا برای امام و رزمندگان بردارید . من عاجزانه از شما عزیزان می خواهم که امام را تنها نگذارید . کاری نکنید که باعث ناراحتی قلب امام بشود . پدرم و مادر عزیزم و برادر و خواهر عزیزم، مرا ببخشید اگر این فرزند حقیر، شما را اذیت کرده است . اگر قلب شما را ناراحت کردم، شماها به بزرگی خودتان و به خوبی محبّت های خودتان مرا عفو کنید . فامیلان عزیزم اگر به شما توهینی یا بی معرفتی کرده ام، مرا به بزرگی و محبّت های خودتان عفو کنید . .


والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته.[۱]

پانویس

  1. اداره هنری، اسناد و انتشارات بنیاد شهید و امور ایثارگران استان مرکزی