شهید سیدحسن دلیری مقدم

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو

شهید سیدحسن دلیری مقدم تاریخ تولد :1341/06/01 تاریخ شهادت : 1365/01/28

محل شهادت : نامشخص محل آرامگاه :خراسان رضوی – قوچان – باغ بهشت


وصیت نامه شهید

نام : سيدحسن

نام خانوادگى : دليرى‌مقدم

نام پدر: سيدمهدى

تاريخ‌تولد : 1341/06/01

ش. ش : 490

محل‌صدورشناسنامه : قوچان

تاريخ شهادت : 1365/01/28

نوع حادثه : حوادث‌مربوطبه‌جنگ‌تحميلى

شرح حادثه : ى‌وتوپخانه‌اى‌دشمن)غيرازخطمقدم-بمباران‌مناطق‌مسكونى‌و...

استان : بنيادشهيداستان‌خراسان

شهر: اداره‌بنيادشهيدقوچان

(( بسم الله الرحمن الرحيم ))

خدمت همسرم ننه خانم رحمانمدوخت عفتى

پس از تقديم عرض سلام، سلامتى شمـــــا را از درگاه ايزد منان خـــواهان و خواستارم. اميدوارم كه حالت خــوب باشد و در عافيت بوده باشى.

همسر مهربانم، تمام اقوام و خويشان را سلام مى رسانم، تمام همسايه ها را سلام مى رسانم، پدرت و مادرت را سلام مى رسانم.

همسر گرامى ام، بارى اگر از روى لطف و مرحمت جـــــوياى احوالات همسرت سيد حسن باشيد، بحمـــــد لله سلامتى حـــــاصل و برقرار مى باشد. ملالى در بين نيست و هميشه دعاگوى جان شريفت مى باشم.

همسر مهربانم از اينكه قلم برداشته و كاغذ را سياه مى نمايم اين است كه مى خواستم بگويم كه هم اكنون كه اطلاع دارى شوهرت شغلى انتخاب كرده كه هميشه بايد در ماموريت باشم و خودت نيز مى دانى كه اين ماموريت تهى از خطر نيست و همانطور كه مشاهده مى نمايى چند سال است كه همديگر را انتخاب كرده و زندگى نوينى را با هم تشكيل داده ايم و تاكنون شغلم اقتضا نموده كه هميشه دور از تو باشم و در سرزمين خشك و بى آب و علف خوزستان، به خصوص سرزمين نفرين شــــدگان ايران، كه همان جزيره مجنون باشد، مى باشم خالى از خطر نيست. همچنين مرگ نيز شترى است كه جلوى خانه هر كس مى خوابد.

لذا از همسر خوب و نازنينم تقاضا دارم چون چند سال است كه سر بر يك بالش نهــــــاده و همديگر را براى زندگى انتخاب نموديم و سالها شريك غم و خوشى همديگر بوديم و در اين مـــــدت خيلى ناراحتت كردم و خيلى مزاحمت شدم و خيلى در زندگى شمـــــا را اذيت كردم و با تو بداخلاقى كردم، خلاصه بايد مرا ببخشى و حلالم كنى.

همچنين وصيت من به تو اين است كه هر چقدر وسايل خانه دارم براى خودت. موجودى پول هر چه دارم براى خودت و همچنين حقوقم براى شما، يعنى به اسم خودت بكن و حياط دوغايى را هم به مسجد هديه بكن. فقط خواهشى كه دارم بعد از من با اين نامردان روزگار و با اين روباه صفتان وصلت نكنى. به غير از اينها با هر كس ديگر مى خواهى وصلت كنى. از طرف من اجازه (دارى) بعد از من وصلت كنى و آرزوى سعادت و خوشبختى برايت دارم.

براى آخرين بار از تو همسر عزيزم تقاضاى آمرزش مى نمايم. اميدوارم كه حلالم كنى.

خداحافظ

خدا نگهدارت باشد همسرت: سيد حسن دلير مقدم امضاء

سيد حسن دليرى مقدم فرزند سيد مهدى


(( بسم الله الرحمن الرحيم ))

خدمت دايى و زن دايى عزيزم سلام . [1]پس از تقديم عرض سلام، سلامتى شما را از درگاه خداوند متعال خواهان و خواستارم و اميدوارم كه خوب باشيد و در عافيت بوده باشيد و در دنياى فانى زندگى خوشى را داشته باشيد.

دايى و زن دايى عزيز تمام اقوام و خويشان را سلام مى رسانم.

همسايه ها و آشنايان را سلام مى رسانم.

بچه ها را يكى يكى موسى، عيسى، خديجه، كبرى، مهدى، هادى و يوسف را سلام مى رسانم.

عبد الله، مجيد و صغرى را سلام مى رسانم.

دايى و زن دايى عزيز، بارى اگر از روى لطف و مرحمت جوياى احوالات اينجانب دامادتان سيد حسن را خـــــواسته باشيد، بحمد لله سلامتى حــــاصل و برقـــرار است. ملالى در بين نيست و به دعـــــاگويى تان مشغـــول مى باشم. و هميشه سعـــادت و خوشبختى شمــــا را از خداوند منان خواهانم.

دايى و زن دايى مهربان و خوبم، منظور از نوشتن نامــــه و گرفتن وقت شمــــا عزيزان اين بود كه چون اكنون بنده مــاموريتى را قبول كرده و مشغول خدمت مى باشم كـــه خالى از خطر نيست و چون خود اين شغـــل را قبول كردم بايد تا پاى مـــرگ بايستم و براى من ننگ است كه از زير بار زندگى شـــانه خالى نمايم. در ضمن مرگ شترى است كه در خــــانه هر كسى مى خوابد، دير يا زود. لــــذا هم اكنون كه در اين بيابان بى آب و علف و خـــــونبار خوزستان و در اين ديارى كه تمام نفرين شدگان زمين يكى بعد از ديگرى نابود مى‌شـــوند، تهى از خطر مرگ نيست.

پس دايى و زن دايى عزيز، من در عرض اين چند سال كه بار مسئوليت زندگيم را بر دوش شما انداختم و شما را بى اندازه اذيت و نگران كردم، بايد مــرا ببخشيد و مرا حلالم كنيد به بزرگى خودتان و مرا همانطور كه در سايه خودتان نگه داشته بوديد و در غم و خوشى من شريك بوديد لذا استدعا دارم بعد از مرگم جنازه مرا با دست خودتان زير پاى مادرم دفن نمائيد.

براى آخرين بار باز از شما استدعا دارم كه حلالم كنيد.

خداحافظ

داماد شما: سيد حسن امضاء1364 /09/02

وصیت نامه بعدی این شهید

بسمه تعالی وصیت‌نامه شهید سيد حسن دليرى مقدم فرزند سيد مهدى خدمت همسرم ننه‌خانم ‌عفتى ، پس از تقديم عرض سلام ، سلامتى شمـــــا را از درگاه ايزد منان خـــواهان و خواستارم. اميدوارم كه حالت خــوب باشد و در عافيت بوده باشى. همسر مهربانم ، تمام اقوام و خويشان را سلام مى‌رسانم ، تمام همسايه‌ها را سلام مى‌رسانم ، پدرت و مادرت را سلام مى‌رسانم. همسر گرامى‌ام‌، بارى اگر از روى لطف و مرحمت جـــــوياى احوالات همسرت سيد‌حسن باشيد ، بحمـــــد لله سلامتى حـــــاصل و برقرار مى باشد . ملالى در بين نيست و هميشه دعاگوى جان شريفت ‌می‌باشم. همسر مهربانم غرض از اينكه قلم برداشته و كاغذ را سياه مى‌نمايم اين است كه مى‌خواستم بگويم كه هم اكنون كه اطلاع دارى شوهرت شغلى انتخاب كرده كه هميشه بايد در ماموريت باشد. خودت‌ نیک مى‌دانى كه اين مأموريت تهى از خطر نيست و همانطور كه مشاهده مى‌نمايى چند سال است كه همديگر را انتخاب كرده و زندگى نوينى را با هم تشكيل داده‌ايم. تاكنون شغلم اقتضا نموده كه هميشه دور از تو باشم ‌علی‌الخصوص اکنون که در سرزمين خشك و بى‌آب و علف خوزستان ، به خصوص سرزمين نفرين شــــدگان ايران ، ‌جزيره‌ی مجنون ‌مستقر هستم برایم خالى از خطر نيست . همچنين مرگ نيز شترى است كه جلوى خانه هر كس دیر یا زود ‌می خوابد. لذا از شما همسر خوب و نازنينم تقاضا دارم چون چند سال است كه سر بر يك بالش نهـاده و همديگر را براى زندگى انتخاب نموديم و سالها شريك غم و خوشى همديگر بوده‌ایم، اگر در اين مدت ‌ناراحتت كردم ‌و‌در زندگى شمـا را اذيت ‌و یا با تو بداخلاقى كردم، ‌به بزرگی خود مرا ببخش و حلالم ‌کن. همچنين وصيت من به تو اين است كه هر چقدر وسايل خانه، ‌موجودى پول ‌و همچنين حقوقم ‌به شما تعلق دارد.‌ حياط دوغايى را هم به مسجد هديه بكن . فقط خواهشى كه دارم بعد از من با اين نامردان روزگار و با اين روباه صفتان وصلت نكنى . به غير از اينها با هر كس ديگر مى خواهى وصلت كنى . از طرف من اجازه (دارى) بعد از من وصلت كنى و آرزوى سعادت و خوشبختى برايت ‌دارم. براى آخرين بار از تو همسر عزيزم تقاضاى بخشش و‌حلالیت مى‌نمايم . اميدوارم كه حلالم كنى . ‌خداحافظ همسرت: سیدحسن دلير مقدم.[۱]

نگار خانه تصاویر

پانویس

  1. سایت شهدای ارتش