شهیدبرات علی کاظمی کاریزنو
شهید برات علی کاظمی کاریزنو تاریخ تولد :1340/02/29 تاریخ شهادت : 1360/12/01 محل شهادت : نامشخص محل آرامگاه :خراسان رضوی - مشهد - بهشت رضا
زندگینامه
شهید والامقام برات علی کاظمی کاریزنو در سال 1340 در یکی از روستاهای فریمان چشم به جهان گشود و زندگی خود را آغاز نمود. در دوران کودکی در همان روستا به مکتب رفت و تلاوت کلام الله مجید را آموخت. وی از همان کودکی فردی مومن، باخدا، مهربان و متواضع بود. برات علی از سن 12 سالگی وظایف دینی خود را انجام می داد و لحظه ای از انجام آن غفلت نورزید. وی همیشه در جلسات مذهبی شرکت داشت و اوقات بی کاری خود را صرف خواندن و رفتن به روضه می نمود. او به علت برخوردار نبودن روستایش از امکانات آموزشی که این هم از جنایت های رژیم منحوس در عقب نگاه داشتن روستاییان بود نتوانست به مدرسه برود و تحصیل کند؛ به همین علت به کشاورزی و دامداری مشغول شد. با شروع انقلاب اسلامی و قیام امت بپا خاسته، وی از روستا به شهر می آمد و در تظاهرات و راهپیمایی ها شرکت می کرد و هرگاه خانواده اش به او می گفتند کمی به دامداری و کشاورزی بپرداز ناراحت شده و کارش را رها کرده و برای شرکت در تظاهرات فعال تر از گذشته به صفوف به هم فشرده می پیوست. پس از پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری امام امت، خمینی بت شکن، شهید کاظمی به کشاورزی پرداخت تا با تولید هرچه بیشتر به اقتصاد کشور کمک نماید. او با پدر مادرش بسیار مهربان بود و توصیه اش همیشه این بود که دستورات امام خمینی کبیر را بدون چون چرا عمل کند. او پس از چندی به خدمت سربازی رفت و در این مورد نظرش پیروزی اسلام بود. شب و روز دعا می کرد که خدایا! از عمر ما بکاه و به عمر رهبر بیفزا و به مردم توصیه می نمود که در جنگ شرکت کنند و به پشت جبهه کمک نمایند. شهید کاظمی در طول خدمت سزبازی خود به جبهه نبرد حق علیه باطل رفت و با کفار جنگید و پس ار نبردی بی امان سرانجام در تاریخ 1360/12/01 در جبهه چزابه بر اثر اصابت ترکش دعوت حق را لبیک و به درجه رفیع شهادت رسید و عاشقانه به سوی معبود خویش عروج کرد.
روحش شاد و یادش گرامی باد
وصیتنامه
بسم الله الرحمن الرحیم به نام هستى بخش جهان از جبهه حق بر علیه باطل. از خداوند متعال همیشه آرزوى مرگ شرافتمندانه دارم؛ یعنى شهادت. امیدوارم تنها آرزوى من حقیر براتعلى كاظمى را برآورده كند، آمین. هر انسان شرافتمند از بدو ورود به گیتى آرزویش این است كه با افتخار بمیرد. هر انسان مسئول در هر برهه از زمان رسالت و مسئولیتى دارد كه باید براى انجامش بكوشد. برادران و خواهران مسلمان! هرگاه شعار دادید در قبالش شعور باید داشته باشید و در قبال شعور، عمل كه اینك مرحله عمل رسیده و مخصوصاً جوانان عزیزدر معرض امتحان قرار گرفته اند. پدر بزرگوار و مادر مهربانم! در قبال اسلام وظیفه بس سنگین دارم كه سعى دارم این وظیفه دشوار را به نحو احسن انجام دهم و از حضور شما پدر و مادر عزیز و دیگر خویشاوندان و عزیزان و دوستان حلالیت مى طلبم. می دانم نزد همه شما فرد بدى بودم، شما همه من را ببخشید. مخصوصاً شما پدر بزرگوارم و مادر مهربانم كه زحمتى فراوان در مدت عمرم كشیدید و من فرصتى براى جبران زحمات شما نیافتم، اجر شما با خداى من كه خلاق است. پدر بزرگوار! مبلغ 500 تومان رد مظالم لطف كنید، ممكن است در مدت زندگیم اشتباهى از من سر زده باشد كه این گونه جبران شود. از بابت روزه و نماز استیجارى خودتان بهتر از من در جریان هستید ممكن است نمازى قضا شده باشد و روزه همچنین كه خودتان مختارید. والسلام علیكم و رحمه الله این بود وصیت نامه من بعد از درگذشت من مورخه 1359/12/19[۱]