شهیداسماعیل حسنی
شه ی د اسماع ی ل حسن ی
تار ی خ تولد :1345/03/01
تار ی خ شهادت : 1366/04/06
محل شهادت : نامشخص
محل آرامگاه :مازندران - سارئ - همت اباد
زندگینامه
شهید اسماعیل حسنی در سال 1345 در روستای همت آباد شهرستان ساری به دنیا آمد. تحصیلات را تا پنجم ابتدایی ادامه داد و از آن به بعد به کار مشغول شد. تعداد فرزندان خانواده زیاد بود. اسم او را آقای محمد دارکربلایی انتخاب کرد که روحانی با تقوایی بود. او در دوران کودکی بازی های کودکانه را دوست داشت؛ در کارهای خانه به خانواده کمک می کرد ولی در کل انسانی آرام و بی صدا بود و همیشه سکوت اختیار می کرد. بیشترین وقت خود رادر جلسات مذهبی و مسجد می گذراند و گاهی نیز فوتبال بازی می کرد. در فعالیت های سیاسی نیز شرکت می کرد و نقش موثری داشت. همچنین در گرمای تابستان روزه می گرفت.با رسیدن موعد سربازی به مشهد سپس کردستان و بعد از آن به فکه اعزام شد که در آخرین بار پس از 20 ماه خدمت در سال 1364 در فکه به مقام رفیع شهادت نائل آمد.
وصیت نامه
همه برای خداییم و بازگشت همه ما به سوی خداست.
ملتی که شهادت دارد اسارت ندارد. امام خمینی
با درود و سلام به رهبر کبیر انقلاب و شهیدان راه حق و ملت بیدار. چه بسا لاله هایی که در راه انقلاب اسلامی پژمرده می گردند، همه این ها تداوم دهنده سه اصل اساسی می باشند استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی و بر اساس همین اصول این انقلاب عظیم که جامه شرف بر پیکر انداخت یک تحول و دگرگونی در جامعه حکم فرما گردانید و ملت را بر آن داشت تا رژیم 2500 ساله شاهنشاهی را که افتخار به سرسپردگی قدرت های شیطانی را داشت از ریشه برکند.
برادران و خواهران! وصیت من به شما این است که ما در برهه ای از زمان قرار گرفته ایم که یزیدیان زمان می خواهند این انقلاب را که از درون بطن این ملت مستضعف برخاسته و هنوز در حال رشد می باشد از ریشه قطع کنند و این خون هایی که در پای نهال انقلاب ریخته شده بی ثمر سازند و این شما هستید که باید دنباله رو خون سرخ شهدا باشید و با شعارهای کوبنده همراه با عمل مشت محکمی بر دهان یاوه گویان شرق و غرب و مزدوران داخلی زده باشید تا آنها بدانند با چه ملتی طرف هستند.
برادران و خواهران! حرمت خون شهیدان و احترام خانواده های شهیدان را داشته باشیم و در تشییع جنازه شهدا و مراسم سوگواری آنها شرکت نمایید و خدای نکرده احساس سستی ننمایید تا دشمنان انقلاب از این عمل خرسند شوند. پیام من به خانواده های شهدا این است فرزندی که خدا به آنها ارزانی کرده است در راه او هدیه نموده اند و باید افتخار کنند که این سعادتی بود که نصیب هر کسی نمی شد و نصیب آنها گشته است و خدا را شکر نمایند که فرزندشان مرگ با سعادت را برتر از مرگ با ذلت و خواری دانست.
شهدا شمع محفل بشریتند. شمعی که با نور خود سر تا سر گیتی را روشن می نمایند و این شمع ها باید آن قدر نورانیت خود را حفظ نمایند تا دین اسلام سراسر گیتی را فرا گیرد.واما وصیتی چند به خانواده عزیز خودم، با درود و سلام به پدر و مادر ارجمندم از شما بی نهایت تشکر دارم که آن هدیه ای که خداوند به شما سپرده باز پس دادید و این افتخار را نصیب خود گردانیده اید و این در آخرت پیش انبیا سربلند و رو سفید خواهد بود.پدر و مادر عزیز! مبادا برای من ذره ای اشک بریزید درست است که داغ فرزند دشوار است ولی باید صبر را پیشه خود سازید و من اصلاً نمی خواهم خود را ناراحت سازید. اگر می خواهید روح من در آسایش باشد همیشه لب هایتان متبسم باشد و امیدوارم که مرا حلال کنید و وصیت من به برادران و خواهران عزیزم این است که برایم از دیده اشک نریزید و کاری نکنید که دشمنان و منافقان خوشحال گردند.
به امید پیروزی لشگریان اسلام و رهروان راه حق