شهید حسن معینی موسی آبادی
حسن معینی موسی آبادی نام :حسن نام خانوادگى :معينىموسىآبادى نام پدر :فرجاله تاريخ تولد :10/08/1336 محل صدورشناسنامه :شهرضا تاريخ شهادت :20/09/60 نوع حادثه :حوادث مربوط به جنگ تحميلى شرح حادثه :حوادث ناشى ازدرگيرى مستقيم با دشمن-توسط دشمن در جبهه استان :بنيادشهيداستاناصفهان شهر :ادارهبنيادشهيداصفهان
زندگی نامه
در روستای موسی آباد پا بهعرصۀ وجود نهاد. چهارماهه بود که پدرش براثر سانحۀ تصادف بهرحمت ایزدی پیوست و تحت سرپرستی عمویش بزرگ شد. مادرش در کمال مهربانی و صفا، آنگونه با او برخورد کرد که نداشتن پدر چندان در روح او اثر نگذاشت. او از خردسالی با آموزههای دینی آشنا شد و از نوجوانی مقید به اقامۀ نماز بود هفتساله بود که بهدبستان رفت و ازآنجاکه استعداد خوبی داشت، توانست تحصیلات خود را تا اخذ دیپلم در رشتۀ ریاضی ادامه دهد. باشنیدن نغمۀ انقلاب همچون دیگر جوانان برعلیه نظام ظلم و تبعیض و بیعدالتی شاهنشاهی به جمع تظاهرکنندگان پیوست و با حضور در راهپیماییها در بیداری و آگاهسازی جوانان و نوجوانان بسیار فعال بود. پساز گرفتن دیپلم به کار معلمی مشغول شد، اما حوادث انقلاب و جنگ او را از ادامۀ شغل معلمی بازداشت و در جهاد سازندگی بهخدمت پرداخت. او در اولین مأموریت خود به کردستان رفت، جایی که گروههای ضد انقلاب و تجزیه طلب جمع شده بود. وی علاوه برفعالیتهای پشتیبانی در کردستان به آگاهسازی مردم نیز اقدام مینمود. با شروع جنگ سراسری عراق علیه ایران، بهجبهۀ جنوب اعزام شد. او علاوه بر فعالیت در جهاد، آموزشهای رزمی و نظامی را هم فراگرفت تا بتواند در صورت لزوم همراه گردانها به جلو برود که بالاخره در سال ۱۳۶۰ در عملیات طریقالقدس که منجر به فتح بستان گردید، شربت شهادت را نوشید و پیکر مطهر او در اصفهان به خاک سپرده شد.
وصیت نامه
«...خدايا، تو مىدانى كه هدف و نيّتم تو بوده. حال اگر براثر ضعف اراده نتوانستم رضاى تو را شامل حال خود گردانم، اى خالق من، تو را به رحمانيتّت قسم كه از گناه من درگذرى . - خدايا، من خون ناقابل خود را در راه اسلام تو ريختم، اميد كه مورد قبول واقع شود . - پروردگارا، اكنون كه دشمنان اسلام و بشريّت بر ضد دين تو دست ستم از آستين بيرون آوردهاند . خدايا، تو را بهحق شهيدانت از حسين(علیهالسلام) تا حال دشمنان اسلام را ريشهكن كن . - خدايا، امامخمينى اين امير مستضعفان را يارى بفرما . - خدايا، بر عمر پربركت امامخمينى بيفزا . - خدايا، جمهورىاسلامى را كه برخون شهيدان استوار است يارى بفرما . وصيتی به خانوادهام: به همۀ شما وصيت مىكنم كه از امامخمينى كه نايب امامزمان(عج ) است تبعيت كنيد. اسلام را يارى كنيد - در سوگ من گريه و زارى نكنيد كه اين كار شما مرا پيش خدا شرمنده مىكند . - همه شما مرا حلال كنيد من دراينمدت بهشما خوبى نكردم . بهخاطر من زجر كشيديد، اميدوارم كه مرا ببخشيد ...» وصیت نامه
لطفا به بخش گالری مراجعه شود.
خاطره
در یک مدرسه بهعنوان معلم کلاسهای تقویتی مشغول کار شد. بعداز چند وقت گفت: «این پولی که به من میدهند، گویا از حقوق معلمها کم میکنند و به ما حقالتدریسیها میدهند و این پول برای من حرام است. این حق آنهاست. کار معلمی را رها کرد و به جهاد سازندگی رفت. حدود 2 ماه در جهاد خدمت میکرد که او را به کردستان بردند. او رفت تا به شهادت رسید. (مادر شهید).