شهید عبدالرسول نظرزاده

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو

شهید عبدالرسول نظرزاده

تاریخ تولد : 1341/02/04 تاریخ شهادت : 1362/07/18

محل شهادت : نامشخص محل آرامگاه : فارس - کازرون - بهشت زهرا

زندگی نامه

شهيد عبد الرسول نظرزاده در سال 1341 در شهرستان کازرون متولد شد. سه ساله بود که بيماري کزاز گرفت و با توجه به کمبود امکانات در آن زمان و مشکل بودن درمان اين بيماري، پدر و مادرش به درگاه خداوند متعال متوسل شدند و فرزندشان زندگی دوباره یافت. در سن 6 سالگي به دبستان باقري در شهر بوشهر رفت و تا کلاس چهارم را همان جا گذراند و سپس به زادگاهش کازرون بازگشتند و کلاس پنجم را در دبستان فردوسي گذراند. عبدالرسول از 8 سالگی روزه مي گرفت و نمازش را کامل مي خواند. هميشه با وضو بود و هنگامي که از او سؤال می شد که چرا چنين مي کني؟ مي گفت: شايد که اجل به سراغم آيد. بهتر است که وضو داشته باشم. کلاس اول راهنمايي را در مدرسه راهنمايي قدسي آغاز کرد و در کنار آن در کلاس هاي مخفي قرآن، نهج البلاغه و رساله شرکت مي کرد و عمل کردن به رساله را از اين هنگام آغاز نمود. او از نظر بينش سياسي، در اين کلاس ها تقويت مي شد. با اتمام مقطع راهنمايي، به هنرستان فنی دکتر شریعتی رفته و در رشته فنی اتومکانیک به ادامه تحصیل پرداخت. کلاس دوم دبيرستان وي با اوج گيري حرکات مردمی بر ضد رژیم ستمشاهی مصادف گردید و او که تشنه فعاليت بود، حضوری فعال در راهپيمائي ها و پخش اعلاميه های امام و نوارهاي سخنراني وعاظ داشت و در آگاه کردن مردم، نقش به سزايي را ایفا می کرد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی به ادامه تحصیل پرداخت و همزمان، فعاليت عمده اش را در انجمن اسلامي مدرسه انجام مي داد. با پایان دوره دبيرستان، برای مبارزه در جبهه های نبرد، عازم خدمت سربازي شد و پس از گذراندن دوره آموزشی، داوطلبانه به کردستان رفت. در مدت 13 ماهی که از سربازیش می گذشت، فقط سه بار به ديدن خانواده رفت و تمام وقت خود را صرف تشکيل کلاس هاي تفسیر قرآن و نهج البلاغه، کلاس هاي نهضت سواد آموزي و فعاليت هاي ديگر از قبيل تعمير ساختمان مسجد، شرکت در مراسمات مذهبي و برگزاری دعاي کميل و توسل می نمود و همین امر موجب شد که منافقين وی را دائماً تحت تعقيب قرار دهند تا در فرصتي او را ترور نمایند. سرانجام شهید نظرزاده، در دوم محرم 1362 هنگامي که در زاغه نشسته بود، مورد هجوم منافقین قرار گرفت و آن شیطان صفتان، او را به روي تپه ها برده و در مقابل ديدگان دوستانش تير باران کردند. در آخرين لحظاتی که در حال جان دادن بود، به يکي از دوستانش که بالاي سرش آمده بود، گفت: بر سنگ قبرم بنويسيد که «از افتخارات من اين است که دوم محرم شهيد شده ام». پیکر مطهر آن شهید گرانقدر، در تاسوعاي حسيني در شهر کازرون تشييع و در گلزار شهدای بهشت زهرا به خاک سپرده شد.[۱]

پانویس

  1. سایت شهدای ارتش