شهید علی اصغر عسگری متولد سال ۱۳۴۴

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو

شهید علی اصغر عسگری

نام پدر: رجب‌على

تاریخ‌تولد: 1344/03/10

ش.ش: 11411

محل‌صدورشناسنامه: گرگان

تاریخ شهادت: 1365/02/17

نوع حادثه: حوادث‌ مربوط به‌جنگ‌ تحمیلى

شرح حادثه: حوادث ناشى از درگیرى مستقیم با دشمن-توسط دشمن‌ در جبهه

استان: بنیاد شهید استان‌ گرگان‌ و دشت

شهر: اداره‌ بنیاد شهید گنبد كاووس

محل شهادت : نامشخص

محل آرامگاه :گلستان - گنبدکاووس - امامزاده یحیی بن‌ زید

زندگی نامه

شهید معظم علی اصغر عسکری درتاریخ 1344/03/10 درشهرستان گنبدکاووس به دنیا آمدند.پدرش آقای رجبعلی عسکری فردی مومن و زحمتکش بود و مادرش بانویی خانه دار و مومنه بود. شهید دوران کودکی خود را در آغوش گرم پدر و مادر سپری نمود تا اینکه به سن رفتن به مدرسه رسید و توانست دوران تحصیلی خویش راتا سال سوم راهنمایی با موفقیت به اتمام رساندو دوره نوجوانی شهید مصادف بود با تظاهراتها و راهپیمایی های قبل و بعد از انقلاب که شهید در این راهپیمایی ها شرکت می کرد بعد از پیروزی انقلاب و با آغاز شروع جنگ تحمیلی به خدمت مقدس سربازی اعزام شد و با افتخار لباس مقدس سربازی را به تن کرد و بعد از گذراندن دوره آموزشی راهی مناطق جنگی شدند و با عشق و علاقه به دفاع از میهن و مرزهای کشورمان پرداخت تا اینکه در تاریخ 1365/01/24 درمنطقه عملیاتی سوماربه آرزوی دیرینه خود که شهادت بود رسید. و بعد از انتقال پیکر مطهرش به زادگاهش طی یک مراسم باشکوه در امامزاده یحیی بن زید (ع) در کنار سایر شهدای راه انقلاب اسلامی و در کنار آن امامزاده جلیل القدر به خاک سپرده شد.


وصیت نامه

بسمه تعالى

خدمت پدر و مادر عزیزم سلام

پدر و مادر عزیزم هم اكنون كه دارم براى شما وصیت نامه مى نویسم زیر آتش گلوله دشمن بعثى هستیم پدر ومادر عزیزم خودم مى دانم كه خیلى شما را اذیت كردم وامیدوارم كه مرا ببخشید باشید مادرجان چنانچه من لایق شهید شدن مى باشم كه خوب به لقاء الله مى پیوندم و اگر مادرجان چنانچه من و شماهمدیگررا ندیدیم مقدار پولى كه از من باقى مانده مقدارى از آن را بدهید براى پدر و مادر خودتان روزه بگیرند وباقى آن را اگر كسى گفت از اصغر اینقدر مى خواهم بدون هیچ حرفى امیدوارم پرداخت نمائید مادر جان امیدوارم كه هیچگونه ناراحتى به خودت راه ندهى و همچنین پدرجان شما هم همینطور امیدوارم كه شمامن را بخشیده باشید و تمامى بچه‌ها یك به یك امیدوارم كه مرا بخشیده باشید درضمن شاید براى آخرین بار باشد كه نوشته اى از من مى بینید سمیه والهام و ناصر آنها را از طرف من ببوسید و به الهام وقتى كه بزرگ شد بگویید كه عمویت خیلى دوستت داشت و به سمیه و ناصر هم همینطور و اگر همسایگان هم ناراحتى ویا از دست من بدى دیده اند بایدمراببخشند و همینطور تمامى فامیلها مادرجان من دوست داشتم كه به شما بهتر برسم و حالاكه بزرگ شدم عصاى دستتان باشم ولى خوب مادرجان مى بینید كه جبهه واجب تر است وازشرف میهن ما در گروه همین جنگ است خوب مادرجان بیشتر از این وقت گرانبهایتان رانمى گیرم وتنها آرزوى من دراین لحظات آخرا ین است كه مادرجان حلالم كن امیدوارم كمه مرا بخشیده باشى و شیرت را حلالم كنى پدرجان شماهم امیدوارم كه مرا حلال كنى دیگر عرضى ندارم بجز سلامتى و موفقیت همگى شما به امید پیروزى رزمندگان حق بر علیه باطل جنگ جنگ تا پیروزى تا رفع فتنه تا عالم[۱]

پانویس

  1. سایت شهدای ارتش