شهید علی اکبر مرادزاده

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو

شهیدعلی اکبر مرادزاده

تاریخ تولد : 1340/01/05 تاریخ شهادت : 1360/07/05

محل شهادت : نامشخص محل آرامگاه : خراسان رضوی - کاشمر - طرق


زندگی نامه

شهید علی‌اکبر مرادزاده در سال 1340 در روستای طرق از بخش کوهسرخ کاشمر متولد گردید. پس از طی ایام کودکی در دامان والدین راهی مدرسه شد ولی بخاطر مشکلات بیش از حد زندگی پس از تمام کردن کلاس دوم، ترک تحصیل کرد و به کمک والدین خود شتافت. وی در 14 سالگی برای کسب مهارتی بهتر روانه شهر شد و در یک خیاطی به کار مشغول شد. شهید مراد زاده علاقه‌ی خاصی به واجبات دینی داشت و همین علاقه باعث می‌شد که در جلسات مذهبی شرکت فعال داشته باشد. از فعالیتهای مذهبی و اجتماعی ایشان ‌ شرکت در نماز‌های جماعت و مجالس سخنرانی و سوگواری خاندان عصمت و طهارت(ع) بود. ایشان در زمینه‌ی ارتباط با دیگران و نحوه‌ی برخورد با آشنایان تبحر و توانایی خاصی داشت بطوری‌که افراد در نگاه اول و ‌ هم‌صحبتی با ایشان شیفته‌ی او می‌شدند. این ویژگی باعث می‌شد تا وی در نزد دوستان و آشنایان دارای جایگاه خاصی باشد. اخلاق نیکو و پسندیده و نگاه دوستانه‌ی پر‌مهر و محبت ایشان حتی کودکان را نیز دلباخته‌ی خود می‌کرد. او در این باره به برادران خود همواره توصیه میکرد که پدر را تنها نگذارند. او بیشتر اوقات فراغت خود را صرف خواندن قرآن و کمک به افراد خانواده می‌نمود. وی یکی از مخالفان سرسخت ضدانقلاب بود تا جایی که در وصیت نامه خود می نویسد : پدر و مادر عزیز نگذارید ضد انقلاب از خون ریخته من و امثال من سوء استفاده نماید. با آغاز جنگ تحمیلی داوطلبانه به خدمت سربازی شتافت و تا لحظه شهادت در مناطق جنگی جنوب کشور مشغول انجام خدمت سربازی بود. وی در سال1360 در حالی که خدمت مقدس سربازی را انجام می‌داد در منطقه‌ی عملیاتی دار‌خوین در حین عملیات ثامن‌الائمه مورد اصابت گلوله‌ی دشمن قرار گرفت و روحش به ملکوت اعلی پرواز کرد .

وصیتنامه

به نام خدا وصيت نامه على اكبر مرادزاده پدر و مادر گرامى، اكنون كه در جبهه مشغول نبرد هستم معلوم نيست كه دوباره بتوانم روى ماه شمايان زيارت كنم. انشاءالله كه خواهم توانست. البته مادر و پدر گرامى اينجا مسأله‌ی گلوله و جان است .دشمن در روبرو قرارگرفته، چنانچه من لايق اين انقلاب و خون من جهت به ثمر رساندن اين انقلاب و رهبر عزيز خمينى كبير لازم است از دل و جان حاضرم در راه آن خونم ريخته شود تا هم من به وسيله خونم و هم شمايان به وسيله صبرو استقامتى كه از خود نشان خواهيد داد ثمره اين انقلاب را به تمام ملل مسلمان صادر نمايیم . پدر و مادر عزيز اگر چنانچه من دراين راه شهيد شدم و جنازه‌ی من به دست شما رسيد تنها خواهشى كه دارم صبر و استقامت پيشه كنيد و نگذاريد ضد‌انقلاب از خون ريخته من و امثال بي‌شمار من استفاده سوء نمايد. من راه حسين(ع) را ادامه دادم. شما هم زينب‌وار بعد از حسين راه ‌ زينب ادامه دهيد. انتظار دارم كه در مجالس ترحيمى كه براى من مى گيريد شادى كنيد و نقل بپاشيد و جنازه‌ی مرا اگر ممكن بود در بهشت رضا در مشهد مقدس دفن كنيد و اگر هم شما خودتان خواستيد مى‌توانيد مرا به ده ببريد. البته هر جوانى در سنين كودكى ممكن است خطاهايى از وى سرزند . پدر و مادرعزیزم، اگر برايتان ممكن بود، ‌يك ماه روزه و يك سال نماز به يك نفر كه مورد اطمينان شما است برایم بدهيد. تا از اين بابت دينى به گردن هم شما و هم من نباشد . در پايان هيچ‌گونه بدهى به هيچ‌كسى ندارم و از هيچ‌كسى هم طلبى ندارم . انشاءالله، اگر در اين راه مقدس شهيد شدم كه چه بهتر و اگر هم لايق شهيد شدن نبودم به كانون گرم خانواده برخواهم گشت و به زندگى كوچك و بى‌آلايشی كه داشته‌ايم ادامه خواهم داد . خدا نگهدار همگى . امضا على اكبر مرادزاده[۱]

پانویس

  1. سایت شهدای ارتش