شهید علی ترکی باغبانی
شهید علی ترکی باغبانی
تاریخ تولد :1338/04/01
تاریخ شهادت : 1361/01/05
محل شهادت : نامشخص
محل آرامگاه :خوزستان - رامهرمز - رامهرمز
زندگی نامه
زنده یاد شهید علی ترکی در تاریخ 1338/04/01 د رخانواده ای کشاورز و متدین چشم بدنیا گشود. ا زآنجا که این خانواده ارادتی خاص به ائمه اطهار ( س) داشتند نامش را علی نهادند. بدرستی که صفات و فضایل علی را الگو و سرمشق زندگی خود قرار داد. وی در دامن مادر ی که زندگی فاطمة الزهرا ء ( س) را سرمشق زندگی خود قرار داده بود پرورش یافت و چون از کودکی بسیار مؤدب و با ایمان و مهربان بود و مهر و محبت خاصی به بزرگترها و حتی بچه ها داشت او را د رخانواده و همه فایمل آقا علی خطاب میکردند. اودر سن 6 سالگی پا به مدرسه گذاشت. شهید د رطی دوران کوتاه مدت زندگی خود سختیها و مرارتها ی زیادی دیدره و صبر و شکیبایی را پیشه خود کرد و مانند کوهی استوار مقاومت نمود. د رفروردین سال 1357 در اثر حادثۀ سیل که منجر به خرابی و ویران شدن همۀ خانۀ پدری شد این شهید با کوشش و همت فراوان به کمک پدر شتافت. تا دروباره سر پناهی برای اهل خانه درست کرد تا خانواده در آسایش بسر ببرند. در اوج به پیروزی رسیدن انقلاب که شهید د رارشاد مردم و تظاهرات و راهپیمایی ها شرکت فراوان داشتند مادرش را که یارو غمخوار ش بود از دست داد ولی این مصیبت نتوانست او را از ادمه مبارزه باز دارد. و همچنان به مبارزاتش ادامه داد. این شهید پس از اخذ دیپلم و پس از به پیروزی رسیدن انقلاب اسلامی درسال 1359 که به جبهه ها نیاز به نیرو داشتند به خدمت سربازی نائل شد ومیگفت خدا را شکر میکنم که د رزمانی به خدمت سربازی میروم که دست شاه خائن ا ز سر ملت ایران کوتاه شده و در جامعه اسلامی زندگی میکنیم. این شهید همیشه درکارها ی دشوار و خط مقدم جبهه پیش قدم بود. او علیرغم کار دشوار جبهه هر وقت به مرخصی می آمد درکار کشاورزی پدر پیرش را یاری می نمود و در مساجد شرکت فعال داشت. و سرانجام د رروز پنجم فروردین سال 1361 و در حملۀ فتح المبین د رجبهه کرخه نور به شهادت رسید و به آرزوی دیرینه اش دست یافت.
وصیت نامه
بسمه تعالی. ان الله اشتری من الومنین انفسهم و اموالهم بان لهم الجنه. خداوند از مومنان جانهایمان را خریداری کرده و د رمقابل بهشت را بآنها هدیه کرده است. وصیت نامه برادر سرباز شهید علی ترکی باغبادرانی دائی گرامی امیدوارم مرا ببخشید و حلالم کنید. دائی جان چون پدرم درحیاط من توانائی شنیدن یا خواندن وصیت نامه را ندارد چند کلمه ای برای شما مینویسم. اول اینکه از خداوند متعال طلب بخشش میکنم و از کلیه فامیل و بستگان حلالیت می طلبم. دوم اینکه به پدرم بگوئید نسبت به شهادت من افتخار کنید و ا زخدا وند طلب صبر و شکیبائی کنید. سوم اینکه به برادر بزرگترم بگوئید من در این مدت انقلاب را ه خودم را شناختم و خود م را همانگونه که آرزوی دیرینم بود فدای امام زمان ( عج ) و نایب حق او امام خمینی و امت شهید پرورم کردم. امیدوارم برادر جان شما هم خطیب زین العابدین باشید و را ه مرا ادامه دهید. چهارم اینکه به خواه ربزرگم بگوئید. همانطر که مدت پنج سال از عمرم را به حق زینب وار مادری کردی حالا هم به حق برادران کوچکم مادری کن تا رهرو و پشتیبان برادر شهید ت باشند. پنجم اینکه من هر اندوخته ای که دارم و نزد پدرم میباشد با نظریه پدرم د رراه خیریه مستمندان و مستضعفین مسترد گردانید.و یک پیامی به همرزمانم و امت شهید پرورم دارم که دست وحدت را از امام خمینی برنداشته و همیشه یارو یاور او باشید و به ندای او لبیک گوئید. والسلام علیکم و رحمته الله و برکاته علی ترکی[۱]