شهید مجید کاظمی نسب

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو

شهید مجید کاظمی نسب

تاریخ تولد :1342/07/11

تاریخ شهادت : 1361/08/11

محل شهادت : نامشخص

محل آرامگاه :خراسان رضوی - سبزوار - مقیسه


زندگینامه

بسمه تعالی زندگی‌نامه شهید شهید والامقام در سال 1432 در روستای مقیه از توابع شهرستان سبزوار در خانواده‌ای مذهبی دیده به جهان گشود. دوران کودکی را تحت تربیت مذهبی خانواده سپری کرد، سپس وارد دبستان شد و تحصیلات خود را تا کلاس دوم راهنمایی ادامه دهد، اما به دلایل مختلف موفق به ادامه تحصیل نشد. از خصوصیات بارز اخلاقی او اینکه فردی بسیار خوش‌اخلاق و خوش‌برخورد بود و نزد بستگان محبوبیت خاصی داشت. در جریان انقلاب در حد امکان در راهپیمایی‌ها و تظاهرات شرکت می‌کرد. بعد از پیروزی انقلاب و شروع جنگ تحمیلی عراق علیه ایران او نیز بنا به احساس وظیفه شرعی و ملی عازم خدمت سربازی شد و پس از سپری کردن آموزش‌های لازم از طریق ارتش عازم مناطق جنگی شد و سرانجام در تاریخ 11/08/1361 پس از رشادت و فداکاری‌های فراوان به درجه‌ی رفیع شهادت نائل آمد. روحش شاد و یادش گرامی

وصیتنامه

بسمه تعالی وصیت‌نامه شهید از خدای منان می‌خواهم که مرا در راهی که انتخاب کرده‌ام به پیروزی برساند تا توانسته باشم در درجه‌ی اول به خدا و کشورم خدمتی کرده باشم. زمانی که جنگ شروع شد من و تمام جوانان کشور یک وظیفه بیشتر نداشتیم، اینکه برای دفاع از کیان کشور به جبهه برویم و تاریخ سرانجام گواهی خواهد داد که من و سایر جوانان میهن در انجام این وظیفه کوتاهی نکردیم و اگر نتوانستیم به آغوش مادران برگردیم گناهش به گردن ما نیست و آنچه باید بشود، می‌شود. هیچ کس توانایی آن را ندارد که جلوی حوادث را بگیرد. الان چیزی که مرا در آرام نگه می‌دارد این است که در انجام وظیفه خود کوتاهی نکرده و آنچه در توانم بوده را انجام داده‌ام. مادر هدیه‌ای ندارم که تقدیمت کنم. مادر جان اکنون به یاد شب‌هایی افتام که تا سحرگاهان برایم لالاای می‌گفتی و با دست‌های زیبایت گهواره مرا تکان می‌دادی و برایم قصه می‌گفتی اما قصه‌ی من قصه‌ی شهادت است، قصه‌ی جنگ و خون‌ریزی است. من گرمی آفتاب تابستان، باد سرد پاییز و برف سنگین زمستان را تحمل و خود را فدای اسلام و میهن می‌کنم. مادر من از جبهه جنگ نمی‌گریزم، زیرا می‌خواهم مایع سرافرازی تو باشم گرچه از کشته شدن من گریه می‌کنی، اما همیشه سربلند هستی و افتخار می‌کنی که پسرت جانش را در راه اسلام و میهن فدا کرد، تا بیگانه نتواند به خاک ما نفوذ کند. شما پدر و مادرم بدانید و مطمئن باشید که من امروز در راهی جاودانه گام نهاده‌ام که آینده آن خوشبختی و سعادت حکومت اسلامی است و امید آن دارم که شما با رهبری امام و با رهنمودهای ایشان به زندگی خود ادامه داده و هیچ وقت او را فراموش نکنید. اما برادرانم و خواهرانم ای کاش می‌بودم و رو در رو با شما درباره هدف و مقصود خود سخن می‌گفتم. از شما می‌خواهم که تقوا پیشه کنید. همچنان که در قرآن آمده خدای نکرده به دنیا و مال و ثروتش دل نبندید که انسان را پست و ذلیل می‌کند. از خدای متعال می‌خواهم که هر‌چه زود‌تر فرج امام زمان(عج) را برساند و به امام امت ما طول عمر عنایت فرماید تا بتواند انقلاب مهدی را زنده و پایدار نگه دارد. پس شما در آنجا فقط مسئولیتی که دارید حفظ کنید و وحدت و همبستگی داشته باشید والسلام علیکم[۱]

نگارخانه تصاویر

پانویس

  1. سایت شهدای ارتش