شهید مصطفی عابدی
شهید مصطفی عابدی تاریخ تولد :1341/02/02 تاریخ شهادت : 1361/02/09 محل شهادت : نامشخص محل آرامگاه :مرکزی - خمین - جوادیه
وصیت نامه :
سلام من بر مهدى (عجل الله فرجه) و نايب بر حقش خمينى كبير. سلام و درود بى پايان بر شهيدان به خون خفته اسلام از هابيل تا به شهيدان كربلا و از شهيدان كربلا تا به شهيدان خونين ايران. سلام گرم و خالصانه من بر پدر بزرگوارم آقا مجتبى. اميدوارم كه حال تو پدرى كه عمرى به من خدمت كردى و مرا سربازى سرفراز و سربلند تربیت کردی و نزد فاطمه زهرا (سلام الله علیها) سربلند كردى. خوب خوش باشد هميشه خداوند تو را ؟؟؟ مستدام بدارد. بارى خدمت مادر شجاع و زينب گونهام را كه شيرش را به من داد و براى من درد و رنجى فراوان كشيد، سلام مخصوص مىرسانم و اميد آن را دارم كه بتوانم با فداكاري هايم براى اسلام او و خودم را پيش امام زمان (عجل الله فرجه) سربلند نمايم. مادرجان! حال من بسيار خوب است و هميشه و در همه حال در ياد شما مى باشم. والدين عزيزم! اميدوارم از آن كه من سربازى از آن خانواده هستم و پدر و مادرى روشن و آگاه دارم. والدين عزيزم از شما مي خواهم كه هنگامى كه سر بر سجده مىگذاريد از خداوند بخواهيد كه مرا سربلند و سرفراز و قوى نگه دارد و تمامى ترس را از من بگيرد تا بتوانم دينم را نسبت به خداوند ادا نمايم. والدين گرامى! من در جايى زندگى مىنمايم كه جوانان عمرشان را با محبوب هميشگى شان خداوند معامله مى نمايند. من خوشحال از اين هستم كه فردى منافق و بى تفاوت ؟؟؟ و راه صراط و مستقيم را انتخاب كردم و هميشه كلمه اياك نعبد و اياك نستعين را بر زبان دارم و مىگويم: خدايا! فقط تو را عبادت مىكنم و فقط از تو يارى مىطلبم. بارى خدمت خواهران عزيزم سلام مخصوص مىرسانم و به آنها نصيحت مي كنم و به عنوان برادرى رزمنده از آنها انتظار دارم كه همچون حضرت زينب (سلام الله علیها) فردى با عصمت و شجاع باشند و پيام خون شهيدان را به تمامى جهان برسانند و از والدين عزيزم و به خصوص خواهرانم مىخواهم كه حتماً در نماز جماعت و نماز جمعه شركت نمايند و با شركت خود در اين سنگرهاى مستحكم، مشتى محكم بر دهان ياوه گويان بزنند. هرگز سنگرهاى اسلام را رها نكنند هميشه با منافقين و گمراهان بحث و گفتگو نمايند و آنها را ارشاد و راهنمايى نمايند. من قول مىدهم كه به عنوان فرزندى از يك خانواده مسلمان، سربازى وفادار به اسلام و قرآن باشم و هرگز دست از يارى رهبرم خمينى بر نخواهم داشت و تا آنجا كه قدرت داشته باشم و خداوند يارى نمايد در ركاب امام زمان (عجل الله فرجه) خواهم جنگيد و به هل من ناصر ينصرنى حسين (علیه السلام) جواب لبيك خواهم داد و انتقام خون تمامى عزيزان به خون خفته، مردم معلول و آواره و ملت زحمت كشيده ی رنج كشيدهاى كه شب و روز بر سرشان توپ و موشك مى بارد و از كودك يك ساله گرفته تا پيرمرد و پيرزن خميده قامت به خاك و خون كشيده مي شوند، خواهم گرفت. اميدوارم كه والدين مرا دعا كنند كه شايد پيش امام زمان (عجل الله فرجه) خشنود گردم. على هم سلام مى رساند و حالش خوب است خاطر جمع باشيد. در ضمن تمامى عزيزان را سلام مخصوص مىرسانم.[۱]
پانویس
- ↑ سایت شهدای ارتش