شهید سید محسن قاضی

نسخهٔ تاریخ ‏۲۵ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۲۳:۱۹ توسط Rahimi98 (بحث | مشارکت‌ها)

(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

کد شهید: 6310727 تاریخ تولد : نام : سیدمحسن‌ محل تولد : نیشابور نام خانوادگی : قاضی‌ تاریخ شهادت : 1363/11/11 نام پدر : سیدمراد مکان شهادت :

تحصیلات : نامشخص منطقه شهادت : شغل : یگان خدمتی : گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است. نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : مسئول‌قایقرانی‌ گلزار : بهشت‌فضل‌ خاطرات

   خبر شهادت

موضوع خبر شهادت راوی سید علی قاضی متن کامل خاطره

ایشان مشغول آموزش غواصی و قایق سواری در رود بودند. ساعت 4 یا 5 بعد از ظهر به من اطلاع دادند که آقای قاضی در گرداب فرو رفته است. بچه های غواصی خیلی تلاش کردند که به هر وسیله که قابل امکان است. پیکر ایشان را از آب بیرون بیاورند ولی نتوانستند تا بالأخره یکی از غواصان دزفولی توانست پیکر ایشان را از آب بالا بکشد.

   لحظه و نحوه شهادت

موضوع لحظه و نحوه شهادت راوی حسن شعبانی متن کامل خاطره

در عملیات بدر ما نی88ها را درEمنطقه رحمانیه و فدک کنار رود کرخه آموزش می دادیم. آقای قاûی تعدادی از بچه ها را آماده کرد تا$برای آموزش قا’قدان ْو شنا به کنار رود ببرد. بعد از دو سه ساعت به من اطلاع دادند که آقای قاضی شهید شده اند من برای اطلاع بیشتر از قضیه کنار رود کرخه رفتم که یکی از دوستان توضیح داد که قایق داخل آب دچار نقص فنی شده بود در همان حال آب رود خانه نیز بالا آمد. قایق آب صخره ای برخورد کرده و چند قطعه شده است و آقای قاضی نیز شهید شده اند.

   عشق شهادت

موضوع عشق شهادت راوی سید عباس حسینی متن کامل خاطره

یک روز من به ایشان گفتم شما که پسر عمویت شهید شده است دیگر نمی خواهد به جبهه بروی امکان دارد که شما هم شهید بشوی ؟ محسن گفت : ای کاش انسان شهید بشود من از اینجور لیاقتها در خودم نمی بینم

   لحظه و نحوه شهادت

موضوع لحظه و نحوه شهادت راوی علیرضا عمارلو متن کامل خاطره

نزدیک غروب بود و آقای قاضی دو تا قایق را آماده کرد تا بچه ها را برای آموزش شنا ببرد قایقها آماده شد 12 نفر از بچه ها سوار دو قایق شدند و آقای قاضی خود نیز سوار شد . از لب رود خانه بهمن شیر حرکت کردند. من رد کنار رود ایستاده بودم و نگاه می کردم . حدود 50 متر جلو رفتند به ناگاه یک قایق چپ شد و بچه ها به داخل رود خانه سقوط کردند آقای قاضی برای نجات آنها به داخل رود خانه پرید . آقای قاضی یک از بچه ها را نجات داد . ولی بعداً خود و دیگر افراد غرق شده داخل گرداب گرفتار شدند و به شهادت رسیدند.

   قداست لباس سپاه

موضوع قداست لباس سپاه راوی سید عباس حسینی متن کامل خاطره

یکبار با هم از طرف شهر به سوی روستا عازم بودیم به روستا که رسیدیم محسن لباس نظامی خود را در آورد گفتم: محسن لباست را در نیاور هوا سرد است گفت: نمی خواهم با لباس فرم وارد روستا شوم تا مردم مطلع نشوند که پاسدار هستم گفتم: به چه دلیل؟ گفت: من لیاقت لباس پاسداری را ندارم.

   لحظه و نحوه شهادت

موضوع لحظه و نحوه شهادت راوی حسین منصوری متن کامل خاطره

آقای قاضی مسئولیت آموزش نیرو ها را در آب به عهده داشت یکروز در حین آموزش متوجه می شود که چند تا از قایق ها به طرف گرداب در حرکتند . آقای قاضی با توجه به شجاعتی که داشته سوار یک قایق موتوری می شود . تا نیرو ها را از گرداب نجات دهد ولی بخاطر اصابت قایق به قایق نیروهای آموزشی قایق شهید متلاشی می شود و ایشان خود به گرداب فرو می رود . آقای قاضی بوسیله باک بنزین قایق متلاشی شده حدود یک ربع ساعت خود را روی آب نگه می دارد ولی نهایتاً گرداب ایشان را به درون خود می برد و ایشان به شهادت می رسد.

   خبر شهادت

موضوع خبر شهادت راوی سید علی قاضی متن کامل خاطره

سید محسن در رود کرخه در حال آموزش قایقرانی بوده است که یک باره یکی از قایق ها چپ می شود و افراد آن در حال غرق شدن در خواست کمک می کردند سید محسن خود را به داخل آب می اندازد تا آنها را نجات دهد که متأسفانه در گرداب گیر می کند . پیکرش را بعد از 15 روز پیدا کردند.

   خاطرات بعد از مجروحیت

موضوع خاطرات بعد از مجروحيت راوی گوهر چی بو متن کامل خاطره

یکبار سرش مجروح شده بود و به خانه آمد گفتم: سرت مجروح شده است گفت: مادر مگه شما از جدم حضرت علی فراموش کرده ای. قسمت بسیار کوچکی از آن زخم به سر من وارد آمده است و این چیزی نیست که تو بخواهی به خاطر آن غصه دار شوی.

   آخرین وداع با خانواده

موضوع آخرين وداع با خانواده راوی محمد علی کرانی متن کامل خاطره

آخرین دیدار که با ایشان داشتم در پل کرخه بود . ایشان آنجا مربی شنا بود و بچه ها را آموزش می داد. من درحال عبور کردن از منطقه کرخه بودم که شنیدم بچه های نیشابور هم آنجا هستند. نزدیک کرخه رفتم صدا زدم از بچه های نیشابور چه کسی اینجاست؟ آقای قاضی جلو آمدند و احوالپرسی گرمی کردند از من پرسیدند: کی به مرخصی می روید؟ گفتم: چند روز دیگر . اگر سفارشی دارید بفرمایید. ایشان گفتند سلام مرا به پدر و مادر و چند تن از دوستانش که اسم بردند برسانم و از طرف آقای قاضی خداحافظی کنم. بعد از چند ساعتی به من اطلاع دادن که یکی از بچه های نیشابور غرق شده است که بعداً متوجه شدم آقای قاضی بوده اند.

   تشییع جنازه

موضوع تشييع جنازه راوی علیرضا عمارلو متن کامل خاطره

خبر شهادت ایشان به نیشابور رسید ولی پیکر مطهر ایشان پیدا نشده بود. به همین دلیل ایشان به عنوان جاوید الأثر تشییع شدند. بعد از چهل روز پیکر شهید قاضی پیدا شد . و دوباره پیکر آقای قاضی را تشییع کردند. منبع سایت: http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=16473

آخرین تغییر ‏۲۵ مرداد ۱۳۹۹، در ‏۲۳:۱۹