شهید رمضان یزدانی


کد شهید:6621134 نام :رمضان‌ نام خانوادگی :یزدانی‌ نام پدر :احیاءمحمد محل تولد :بجنورد تاریخ شهادت :1366/07/۱۶ مکان شهادت : تحصیلات :نامشخص منطقه شهادت : شغل : یگان خدمتی : گروه مربوط :گروهی برای این شهید ثبت نشده است. نوع عضویت :سایر شهدا مسئولیت :رزمنده‌ گلزار :انصارالحسین‌

خاطرات


عنوان لحظه و نحوه شهادت موضوع لحظه و نحوه شهادت


در پیچ مایلر منطقه جزیره مجنون چند تا از برادران بسیجی بر اثر اصابت ترکش زخمی شده بودند آقای یزدانی با شنیدن این خبر با تعدادی از نیروهای خود بنام حسن زبمی و مصطفی حسین زاده و ارحامی و چند نفر دیگر به کمک آنها رفتند و دستور داد مجروحین را به سنگرها ببرید و در اینجا تجمع نکنید. در همین لحظه خمپاره ی 60 به زمین اصابت کرد و ترکش های آن به ایشان اصابت کرد که روی زمین افتادند که مصطفی حسین زاده سر ایشان را روی زانویش گذاشت و گفت : رمضانعلی چیزی نشدی ؟ که رمضانعلی در آن لحظه یک نگاه مظلومانه ای به ایشان کرد و با یک آه کشیدن ایشان به شهادت رسید.

عنوان دستگیری از ضعیفان موضوع دستگيري از ضعيف


یادم می آید یک روز داشتیم برای دو سه گاو شیرده که در کنار منزلمان پرورش می دادیم یک کامیون کاه خالی می کریم که جوان هیجده ساله ای نیز برای ما کار می کرد و کاه خالی می کرد بعد رمضانعلی از احوالات او جویا شد و فهمید که وی از خانواده مستضعفی می باشد بعد از اینکه از کار فارغ گردید رمضانعلی آن جوان را به حمام برد و بعد یک دست لباس را که برای خودش دوخته بود همراه با جوراب و کفش خودش به او داد و همچنین مقداری پول نیز به وی داد و آن جوان رفت .


عنوان آخرین وداع با خانواده موضوع آخرين وداع با خانواده


یادم می آید روزی که ایشان می خواست به جبهه برود تمام همسایگان برای بدرقه ایشان در کوچه جمع شده بودند این مرتبه حالات ما با دفعات قبل فرق داشت همگی این مرتبه گریه می کردیم ایشان به سر کوچه که رسید یک لحظه ایستاد و به کوچه و به ما نگاه کرد . انگار این آخرین نگاه اوست و دستش را به علامت خداحافظی تکان داد انگار به ایشان الهام شده بود که دیگر به این کوچه برنمی گردد . عنوان عشق به جهاد موضوع عشق به جهاد


یادم می آید اولین دفعه که می خواست در سن 14 سالگی به جبهه برود ایشان را ثبت نام نکرده بودند ایشان وقتی به منزل بازگشت خیلی ناراحت بود و ما ایشان را دلداری می دادیم که شما هنوز خیلی کوچک هستید . ان شاءالله کمی بزرگتر شدید شما نیز می روید . گفت : نه من باید الان بروم شاید تا آن زمان جنگ تمام شود . سه روز بعد برگشت و گفت: که من ثبت نام کرده ام و به جبهه می روم بعد که ما جویا شدیم فهمیدیم ایشان توسط یک نفر توانسته بود که شناسنامه اش را دو سال بزرگتر بگیرد تا بتواند زودتر به جبهه برود .


عنوان خاطرات سیاسی موضوع خاطرات سیاسی


یادم می آید یک روز هنگامی که ایشان به منزل برگشت دیدیم صورتش کبود شده است . از ایشان سوال کردیم که چه شده است . گفت : من امروز در خیابان هنگام تظاهرات شعار مرگ بر شاه را سر دادم که بعد یک نفر که اسمش علی اکبر بود مرا کتک زد.

عنوان ایثار و فداکاری موضوعايثار و فداکاري


یادم می آید وقتی که من مجروح شده بودم ایشان برای نجات من آمده بودند که شهید شدند .

عنوان لحظه و نحوه شهادت موضوع لحظه و نحوه شهادت


در منطقه جنگی مجنون در خطی بنام کاله و پیچ مایلر مستقر بودیم که از فرماندهی کل گردان پیغام رسید که سنگرهای کمین از نظر آذوقه در مضیقه هستند بیشتر آنان مجروح و با کمبود نیرو مواجه شده بودند من و رمضانعلی آذوقه را برداشته و به طرف سنگرهای کمین حرکت کردیم به علت نبودن خاکریز و دید کامل دشمن مورد شلیک خمپاره 60 و تیر مستقیم دشمن قرار گرفتیم . در حال پیشروی بودیم که خمپاره بین ما اصابت کرد و برادر حسن زهیری مقدم از قسمت پا مجروح که من و رمضانعلی به کمک ایشان رفتیم . تا ایشان را به طرف سنگر کمین ببریم که در حال حرکت چند خمپاره به طرف ما شلیک شد که ما ناچار زمین گیر شدیم . برادر یزدانی چفیه خود را به من داد تا پای مجروح شده ی برادر زهیری مقدم را ببندم که در همان لحظه متوجه شدم که رمضانعلی هم مجروح شده است ولی به من گفت : شما آذوقه را بردار و به سنگر کمین ببر که در همین موقع خمپاره ای دیگر درست در سمت چپ ما اصابت کرد که برادر یزدانی خودش را بر روی ما پرت نمود و کلیه ترکش های خمپاره به بدن آن شهید بزرگوار اصابت کرد که موجب شد آن عزیز به سوی خالق خود پرواز کند . روحش شاد باد .

عنوان بدون موضوع موضوع بدون موضوع


همرزمان رمضانعلی نقل می کردن که : نیمه های شبی ایشان با چند نفر دیگر از همرزمانش برای شناسایی یا کمین جاده به جزیره مجنون می روند مسئولیت گروه هم به عهده ی ایشان بوده است . که بر اثر اصابت گلوله خمپاره 60 ایشان و یکی از دوستانش مجروح می شوند . ایشان بی توجه به مجروحیتش به سمت دوست مجروحش می رود که در همین حین از ناحیه سر و قلب مورد اصابت تی سیمینوف قرار می گیرد و به درجه رفیع شهادت نائل می شود .[۱]

پانویس

  1. سایت یاران رضا
آخرین تغییر ‏۷ بهمن ۱۳۹۹، در ‏۲۰:۳۲