شهید نوذر ایوزه

نسخهٔ تاریخ ‏۲۳ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۴۵ توسط Birgani97 (بحث | مشارکت‌ها)

(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)


نام و نام خانوادگی:نوذر ایوزه

نام پدر: عباس

تاریخ تولد: ۱۳۴۱/۰۸/۲۴

تاریخ شهادت: ۱۳۶۱/۰۲/۱۹ محل تولد:مسجدسلیمان محل شهادت:مسجدسلیمان

زندگینامه

پاسدار شهید : نوذر ایوزه در ۲۴ آبان سال ۱۳۴۱ در مسجد سلیمان پا به عرصه وجود نهاد او در خانواده متوسطی اغاز به رشد کرد و پدرش کارگر ساده ایی بود ودو ساله بود که پدرش را در حین انجام وظیفه دزدان بقتل رسانیدند. و در اینجا بود که اولین ضربه تلخ روزگار را چشید واز محبت پدر از دست رفته اش محروم گردید. سپس بعد از مرگ پدر با سختی و مشقت تا سن ۹ سالگی را همراه مادر و دریگر برادرانش گذارنید در این سن او کلاس دوم ابتدائی راپشت سر گذاشت شهید نوذر سپس بعداز سن ۹ سالگی با مقدار ناچیزی که بیمه بعنوان مستعمری پدر به آنها پرداخت میکرد نزد برادر بزگش و دیگر برادرانش همراه و همدل به زندگی ادامه دادند ضمن اینکه از محبت خواهر بزرگش هم برخوردار بود. در این دوران تحصیلات ابتدایی را پشت سر گذاشت و به دبیرستان راه یافت در دوران دبیرستان بعلت کفاف نبودن مستعمری پدر و حتی تنگدستی برادر بزرگش او مجبور شد که دبیرستان و تحصیلات را تک کند. در این دوران او کلاس اول نظری بود او بسیار علاقه داشت که به درسش ادامه دهد ولی چارهای برایش نمانده بود واز این موضوع رنج میبرد وسعی میکرد کارکند وخرج خود و خانواده اش را تامین کند. شهید نوذز اواخر در یک تعمیر گاه مکانیکی که در محل زندگیش بود مشغول بکار گردید و با دلگرمی و برخورد از محبت استادش ادامه بکار داد و علاقه به یاد گرفتن نمود. در همین زمان انقلاب آغاز گردید شهید نوذر در این زمان با شور و شوق و غرور نو جوانیش وبا احساسی که در زندگی داشت در تظاهرات و راهپیمایی های ضد شاه شرکت میکرد تا اینکه بالاخره انقلاب شکوهمند اسلامی ایران در ۲۲ بهمن به پیروزی رسید. بعد از پیروزی انقلاب او با شور و شوقی که داشت سعی میکرد وارد کمیته های انقلاب شود ولی بعلت کمی سن او را نمی پذیرفتند ولی همیشه در فکر بود که زمانی بتواند از این انقلاب پاسداری نماید. او فعالیتش را از هستۀ مقاومت پایگاه موحدین مسجد جامع بازار چشمه طی آغاز نمود و پس از چندی به بسیج سپاه پاسداران انقلاب اسلامی مسجد سلیمان مراجعه نمود وثبت نام کرد و به عضو بسیج سپاه پاسداران در آمد پس از آموزش مقدماتی دوره های بسیج برای اولین بار در تاریخ ۴/۸/۶۰ به جبهه حق بر علیه باطل ایران و عراق اعزام گردید. ودر عملیات طریق القدس شرکت نمود و بعد از ۴۵ روز پاکسازی کامل بستان ماموریتش را بپایان رسید و دوباره به بسیج سپاه پاسداران مسجد سلیمان بازگشت وفعالیت خود را ادامه داد . شهید نوذز سپس در تاریخ ۱۰/۲/۶۱ برای دومین بار همراه دو برادر دیگرش منوچهر و مسعود ایوزه برای باز پس گرفتن خونین شهر به جبهه اعزام گردید و برای و در مرحله دوم بیت المقدس که بازمز یا علی بن ابی طالب شروع شد ودر عملیات به محاصره کشیدن خونین شهر به وسیله رزمندگان سلحشور انقلاب اسلامی ایران در تاریخ ۱۹/۲/۶۱ ویا به استناد دفتر چه خاطراتش در تاریخ ۲۰/۲/۶۱ ره درجه رفیه شهادت نائل گردید. شهید نوذر دارای اخلاق وصفات پاکی بود و همیشه بادوستان و آشنایان با دلگرمی و مهربانی رفتار می نود او بسیار فعال بود و به کارش و راهش عشق می ورزید و میگفت راهی که من میروم راه خداست. راه قرآن است و جهاد است و همیشه فرصت را غنیمت می شمرد که نکند دور شود و راه جهاد را فراموش و از دست بهد وموقعی که از او می پرسیدند هدف از آمدنت به جبهه چیست؟ در خود فرو میرفت و عممیق اینطور میگفت: هدفم از آمدن به جبهه مهیا کردن زمینه برای صدور انقلاب جهانی مهدی (عج) است شهید نوذر و علاقه عجیبی به دعای فرج امام زمان (عج) داشت و نمازش را به جماعت میخواند و همیشه میگفت امام خمینی قلب و روح امت است او معلم انسانیت است و همیشه فرصت غنیمت می شمرد که نکند دور شود وراه جهاد را فراموش و از دست بدهدو موقعی که از می پرسیدند هد از آمدنت به جبهه چیست؟ در خود فرو میرفت و عمیق اینطور میگفت: هدفم از امدن به جبهه مهیا کردن زمینه برای صدور انقلاب جهانی مهدی (عج) است شهید نوذر علاقه عجیبی به دعای فرج امام زمان (عج) داشت و نمازش را به جماعت میخواند وهمیشه میگفت امام خمینی قلب وروح امت است او معلم انسانیت است و همیشه بخود می بالید که خدایا : امام خمینی همیشه در صحبتهایش بجز از خدا و قرآن دیگر به هیچ اهریمنی اهمیت نمیدهد و از صحبتهای امام لذت میبرد. شهید نوذر بسیار با گذشت بود او در این سن و سالهایش و حتی آنهایی را هم که میشناخت و رنج میبرد و همیشه دعای نیک برای آنها میکرد. شهید نوذر علاقه عجیبی نسبت به خانواده اش و آنها را بسیار دوست داشت و همیشه با لب خندان از خانواده خود عیادت و برخورد میکرد ولی دلبستگی او نسبت به خانواده اش نتوانست او را از راهی که میرود باز دارد او راهش را خود انتخاب کرد وچقدر خوب انتخاب کرد. زیرا او راه خدا و راه سبیل الله را انتخاب کرده بود وراهش جهاد است و راهش ایمان است و راهش بسوی نور است و حقیقت وبازگشت به خداست1[۱]

پانویس

  1. سایت عاشورائیان
آخرین تغییر ‏۲۳ مرداد ۱۳۹۷، در ‏۱۳:۴۵