شهید مجتبی بوکی

شهید مجتبی بوکی

تاریخ تولد :1343/06/01

تاریخ شهادت : 1363/12/23

محل شهادت : نامشخص

محل آرامگاه : نامشخص

زندگی نامه

بسمه تعالی شهید مجتبی بوکی متولد سال 44 در شهر تهران و خانواده مذهبی می باشد . پدرش امیر و مادرش اقدس نام داشتند . مجتبی در سن هفت سالگی پا به عرضه علم و دانش نهاد و با تلاشی زیاد تا سال اول دبیرستان به تحصیل پرداخت . او از سن کودکی به انجام مسایل دینی می چرداخت و اهمیت بسیار زیادی می داد و معمولا در مساجد محله مثل مسجد انصار العباس واقع در رخیابان اسفندیاری فعالیتهای مذهبی می نمود . از فعالیتهای ایشان در دران انقلاب می توان به شرکت در راهپیمایی و تظاهرات اشاره نمود . مجتبی بسیار مهربان و خوش اخلاق بوده، به والدین احترام فراوانی می گذاشت و بسیار صبور و بردبار بودند . او درسن 18 سالگی جهت گذراندن دوران سربازی از طرف اشگر 77 خراسان به ژاندارمری به جبهه اعزام شد وی حدود یک سال در جبهه ها به دفاع از میهن می پرداخت که آخرین مسئولیت ایشان دیدبانی بود . سرانجام در تاریخ 23/11/1363 در شرق دجله در اثر غرق شدن در باتلاق به فیض شهادت نایل گردید . پیکر مطهر ایشان مفقود می باشد .


وصیت نامه

بسم رب شهداء و الصديقين

كل يوم عاشورا و كل ارض كربلا

ان الله اشتري من المومنين انفسهم و اموالهم بان لهم الجنه؛


خدا از مومنان جان ها و اموالشان را به بهای آن که بهشت برای آنان باشد خریده است .


به نام الله، آن كه پاسدار حرمت خون شهيدان است . با سلام بر پيامبران الهي، بالاخص پيامبران اسلام حضرت محمد ( صلی الله علیه و آله ) و با سلام بر امامان بر حق شيعه خصوصاً منجي عالم بشريت بقية الله الاعظم روحي و ارواح العالمين له الفدا، حضرت مهدي ( عجل الله فرجه ) و با سلام بر نايب بر حق آن حضرت، امام، اين قلب تپنده مستضعفين و با سلام بر شهيدان راه حق و حقيقت .


هم اكنون قلم بر كاغد مي گذارم تا نوشته اي به عنوان وصيت بنويسم . پروردگارا ! از زماني كه تمامي روزهايمان عاشورا است و زمين هايمان كربلا و ماهايمان محرم و محراب هايمان قتلگاه و بهشتي هايمان حسين وار مظلوم شهيد مي شوند و تمتمي جبهه هايمان پر از بدن هاي خونين علي اكبر هاي زمان است و دشمن پست و فرومايه كفر جهاني آب را چون تاسوعا و عاشورا برويمان مي بندد و خانه و كاشانه ما را چون خيمه هاي حسين ( علیه السلام ) در ميان شعله هاي خود مي سوزاند .


خدايا ! نخستين كسي از خانواده ام باشم كه به كشته شدگان راهت اضافه گردم .


و حال سخني با شما ملت عزيز به عنوان برادر كوچكتر شما دارم . لحظه اي بينديشيد كه ما چه بوديم و كه بوديم و حال چه هستيم . ما ملتي منحط بوديم كه در فساد غوطه ور بوديم ولي دست خدا از آستين روح الله در آمد و ما را ملتي شجاع، الگو و اسوه نمود ما ملتي ترسو بوديم كه هيچ كشوري و هيچ ملتي روي ما حساب نمي كرد ولي حالا به همت روح الله و رهبري او ملتي شديم كه براي همه ملت ها نمونه هستيم .


پس شما بايد قدر اين نعمت الهي را بدانيد . پشتيبان ولايت فقيه باشيد كه وحدت و پيروزي شما در گرو همين رهبري ولايت فقيه است و دست از ياري روحانيت مبارز بر نداريد كه فنا خواهيد شد .


پدر و مادر عزيزم !


روي صحبتم با شماست، شما كه برايم بسيار زحمت كشيديد و شير و گفته هاي پاكتان را به من خورانديد تا من توانستم به اين مقام برسم و حال، زبانم عاجز است كه چگونه مي توانم قدرداني و تشكر از اين همه خوبي كه در حق من كرديد، داشته باشم و من فرزند خوبي براي شما نبودم . آيا شما به این که از وجود پر ثمرتان يك شهيد پرورش يافته و در مكتب الهي بيرون آمده است، افتخار نمي كنيد؟ آيا از اين كه توانسته ايد در مهم ترين برهه از زمان آن هم در زماني كه اسلام عزيز مورد حملات گرگ هاي وحشي شرق و غرب و دست نشاندگان آنان قرار گرفته است قرباني نا قابلي را اهدا كنيد خرسند نيستيد؟ چرا هستيد ...


پس در حين ناراحتيتان بخنديد و خوشحال باشيد، قامتتان را بلند بگيريد و همچون كوه استقامت كنيد و حسرت شنيدن يك آخ را بر دل و سينه دشمن بگذاريد و خنده پيروزي قبول شدن امتحان الهي را بر لبانتان نقش ببنديد و با گفتن يك جان به خداي بزرگ اثبات كنيد كه آنچه در راه خدا داده ايد تنها يك امانت بوده است و بس .


به برادرانم و دوستانم توصيه مي كنم كه راه شهيدان را ادامه بدهيد و هميشه گوش به فرمان امام باشيد .

از پدر و مادرم مي خواهم كه از همه دوستان و آشنايان برايم حلالیت بطلبند .

خدايا ! خدايا ! تا انقلاب مهدي خميني را نگهدار .

والسلام

منبع:سایت ارتش

http://ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/36582

آخرین تغییر ‏۳۰ بهمن ۱۳۹۷، در ‏۰۹:۳۸