شهید عبد العلی فغانی

نسخهٔ تاریخ ‏۷ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۱۳:۱۳ توسط Fazayemajazi (بحث | مشارکت‌ها)

(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

شهید عبدالعلی فغانی

تاریخ تولد : 1333/09/02 تاریخ شهادت : 1359/11/20

محل شهادت : نامشخص محل آرامگاه : یزد - طبس - زیرک اباد


زندگینامه

شهید عبد العلی فغانی در تاریخ 1333/09/15 در خانواده ای مذهبی در روستای زیرك آباد از توابع بخش دستگردان دیده به جهان گشود. دوران تحصیلات ابتدایی خود را در مدارس عشق آباد گذراند. همراه با درس مدرسه، قرآن را فرا گرفت و هر روز صبح قرآن می خواند و آن را برنامه زندگی خود قرار داده بود. دوران تحصیلات دبیرستان را در شهرستان سبزوار و طبس گذراند و در سال1353 موفق به اخذ دیپلم در رشته علوم طبیعی شد و در مهر ماه همان سال در دانشكده افسری نیروی هوایی پذیرفته شد و در سال 1355 فارغ التحصیل گردید. سپس به جزیره كیش منتقل گردید. وی در بحبوحه انقلاب به سبب پی بردن به ماهیت ارتجایی رژیم و به علت آگاهی از جنایت های آن رژیم در راهپیمایی كه برگزار می شد فعالانه شركت داشت وی در حالی به خدمت مشغول بود كه روح پرخروشش در تلاطم بود، خون در رگ هایش بسان فواره موج می زد چون به مطلوب خود؛ یعنی استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی دست یافته بود. بعد از انقلاب به تهران آمد و در آنجا هم فعالیت های زیادی انجام داد و با انجمن اسلامی نیروی هوایی همكاری صمیمانه ای داشت و با خلوص نیت در راه انقلاب، گام مؤثری برداشت. عبدالعلی یار و دوستدار امام امت بود و همیشه در آرزو بو د كه به دیدن امام برود. سرانجام در بهمن 1358 با همراهی تنی چند از از برادران انجمن اسلامی نیروی هوایی به محضر مبارك امام امت مشرف می شود. وی از این كه توانسته بود روح و جان و امید و رهبر خود را از نزدیك ببیند در پوست نمی گنجید. در اسفند ماه 1358 ازدواج كرد. وی بسیار نسبت به دنیا بی اعتنا بود و به مستضعفان و درماندگان و مستمندان عشق می ورزید و به آنها كمك می كرد و در وصیت نامه اش به این نكته اشاره می نمود كه مستضعفان و درماندگان را فراموش نكنید. سپس شهید فغانی بعد از شروع جنگ تحمیلی آرام نگرفت و برای شركت در جبهه های جنگ تصمیم گرفت آموزش های نظامی را به طور كامل فرا بگیرد و راهی جبهه، دانشگاه انسان سازی شد كه به وسعت همه تاریخ سرزمین گلگون ایران را در برگرفته بود. پس از تعلیمات برای خداحافظی در محرم سال 1359 به زادگاهش آمد و در مراسم عاشورا شركت كرد و نوحه ای تحت عنوان : كفن بدوز زود ز پا تا سرم مادرم مادرم كه عازم جنگ با كافرم مادرم مادرم اجازه كی می دهد ایمان ما مادرم مادرم گو اجنبی بگیرد ایران ما مادرم مادرم چو نعش من آوردند اندر برت مادرم مادرم گریه مكن موی مكن از سرت مادرم حیا كن از خمینی آن رهبرم مادرم مادرم مگر كه بهتر ز علی اكبرم مادرم مادرم و.... را می خواند هر كسی كه در این روز این شور و هیجان و این ایثارگری را می دید در خود احساس می كرد كه علی دیگر از دنیا نیست و قصد دارد به سوی الله، یگانه معبودش بشتابد. وی از تهران به كرمانشاه اعزام گردید و سپس از آنجا به ایلام و صالح آباد و بعد راهی جبهه میمك شد و در آنجا به مبارزه با متجاوزین پرداخت. در یكی از نامه هایش خطاب به مادرش و پدر خود چنین می نویسد: «هنوز آن نوای پرشور امام خمینی فرزند امام حسین (علیه السلام) به گوش می رسد كه می فرمود (به داد اسلام برسید و اسلام را یاری كنید) اگر به ندای امام امت گوش دادیم و فرمانش را اطاعت كردیم كه حسینی هستیم و گرنه یزیدی خواهیم بود». عبدالعلی در چند عملیات برای آزادی تپه های استراتیژیك میمك شركت كرد و نتایج یكی از عملیات كه در آن شركت كرده بود چنین بیان می دارد: «تا كنون ما در حمله غافل گیرانه حدود 35 كیلومتر پیشروی و به غنیمت گرفتن 30 عدد تانك و به اسارت گرفتن 350 مزدور بعثی و مزدوران تا نزدیكی پاسگاه نیم خیز به عقب رانده شدند.» در نامه هایش مادرش را دلداری می داد و در یكی از نامه هایش می نویسد: «مادرجان! امیدوارم كه هیچ نگران من نباشید. خوشبختانه من در جایی نیستم و در راهی نیستم كه بعد از آن جای تأسف و یا ناراحتی برای من داشته باشید. همان طور كه می دانید من به ندای امام حسین (علیه السلام) كه فرمود: «هل من ناصر یضرنی» پاسخ مثبت داده ام و این آرزوی هر مسلمانی است هر چند خود را در برابر خداوند و سربازان واقعی اسلام شرمنده می بینم و بالاخره بعد از چندی ستیز با سرسپردگان صدامی در تاریخ 1359/11/20 در حالی كه دو روز دیگر به بزرگداشت مراسم 22 بهمن نمانده بود، بر فراز تپه های میمك به رفیع ترین قله های فلاح و سعادت نائل آمد و به آرزوی دیرینه خود كه سال ها انتظارش را می كشید رسید و به لباس سرخ شهادت ملبس شد. پیکر مطهر شهید فغانی در زادگاهش روستای زیرك آباد از توابع شهرستان طبس در استان یزد در تاریخ 1359/11/25 به خاك سپرده شد . روحش شاد و یادش گرامی باد

وصیتنامه

خدمت رهبر انقلاب امام امت خمینى كبیر سلام عرض مى كنم. خدمت پدر و مادر و برادران و همسر عزیزم و تمام فامیل سلام مرا ارسال دارید. اكنون كه آخرین لحظات زندگانى خود را سنگر مبارزه و محبوب خود و براى پیروزى اسلام مى گذرانم از شادى در پوست خود نمى گنجم؛ زیرا به دیدار پروردگار و محبوب خود مى شتابم و در این جبهه كه كفر جهانى به سركردگى امپریالیسم آمریكا و با آلت دست قرار دادن صدام خائن حق و باطل در كنار یكدیگر قرار گرفته بر هر مسلمانى واجب است كه با لبیك گفتن به حسین زمان، روح الله به پا خیزیم و بر علیه كفر قیام نماییم و راه سرور آزادگان را در پیش گیریم. من اكنون رهرو راه حسینم، شاید فردا در حضور جد بزرگوارش و مادرش زهراى اطهر شرمنده نباشم. مطالبى با خانواده ام دارم، امیدوارم كه همه آنها مرا به بزرگوارى خود حلال كنند تا هنگامى كه روحم در ملأ اعلى در پرواز است آرام گیرد: 1. پدر گرامى! از زحماتى كه براى رساندن من به سربازى اسلام چه از نظر تحصیل و چه تربیت اسلامى كشیده اید نهایت تشكر را دارم، امیدوارم شما با اتكاء به خدا حقانیت اسلام را هر چه بهتر و عالى تر به فرزندان خود تبلیغ نمایید. 2. مادر مهربانم و دلسوزم! هرگز زحماتى را كه براى من كشیدى و شب هاى سرد و طولانى را در هر چه بیشتر خوشى من گذراندى از یاد نمى برم. مادرم! از تو مى خواهم كه براى من ناراحت نشوى، چون من نمرده ام تنها در پیش تو نیستم ولى روحم با توست. همان طور كه گفتم از بهر من گریه و زارى نكن. مادرم! مگر كه بهتر از على اكبرم. مادرم افتخار كن كه فرزندت راه حسین (علیه السلام) و على (علیه السلام) را در پیش گرفته و امام زمان خود را تنها نگذاشته و تو را در میان مادران شهید سرافراز نموده است. 3. مطالبى به همسرم معصومه خانم: امید وارم در این مدت كوتاهى كه با هم بودیم اگر از من كوچكترین كدورتى دارى ببخش و مورد رحمت خود قرار دهى. افسوس كه قسمت نشد تا زندگى خوشترى را آغاز كنم و فرزندانى خلف به جامعه اسلامى تحویل نماییم. شما اختیار دارى در تهران پیش پدر و مادرت یا در طبس باشى. 4. ولى پیامى هم براى فرزندى كه در راه دارم، اگر پسر بود همان طور كه گفتم به اسم چهاردهمین معصوم، مهدى و اگر دختر بود مریم نامگذارى كنید. از شما تقاضا دارم در مورد نگهدارى و تربیت و آموزش علوم اسلامى و قرآن، كوچكترین اهمالى نشود تا ان شاء الله حسین وار یا زینب وار راه‌ سرور آزادگان را در پیش بگیرد. 5. پیامى هم براى برادران و خواهران خودم دارم. برادران! امیدوارم شما هر هفت نفر سربازان امام خمینى و امام زمان (عجل الله فرجه) باشید و دست از بیعت با امام خود بر ندارید و در راه پیش برد اهداف اسلامى و كمك به جامعه ثابت قدم باشید. خواهران! شما هم امیدوارم كه براى تحقق اسلام مانند زینب (سلام الله علیها) پیام خود را به جهان برسانید. هر انقلابى دو چهره دارد: خون و پیام و من شهادت مى دهم با خون خود و شما اى زندگان تاریخ باید پیام آور خون شهیدان باشید و پیام اسلام و قرآن را به سراسر جهان ابلاغ نمایید. 6. مقدار حسابى با مردم دارم كه در یك نامه جداگانه كه نزد معصومه خانم است از آن مبلغ پانزده هزار تومان بابت احداث مسجد جدید زیرك آباد و مبلغ 5000 تومان بابت كتابخانه و مسجد مربوطه اختصاص داداه شود. از درماندگان و مستضعفان فراموش نشود. 7. اگر ان شاء الله شهادت نصیب من شد جنازه ناقابل من را در روستاى خودمان زیرك آباد طبس دفن نمایید و دو شعر مربوط به نوحه آخر را كه در روز عاشورا خوانده‌ام: چو نعش من ..... مگر كه بهتر ز على اكبرم مادرم مادرم. روى سنگ قبر من حكاكى نمایید. وكالت من را پدرم آقاى عباسعلى فغانى از زیرك آباد طبس بر عهده دارد. وكالت من ستوان دوم فنى نیروى هوایى، عبدالعلى فغانى، یگان مربوطه فرماندهى ارتباطات و الكترونیك نیروى هوایى، با شماره خدمت 53167858، متأهل و فعلاً داراى همسر و عایله تحت تكفل من پدرم و همسرم و مادرم مى باشد. پدر مجاز است از نظر امور ادارى كارهاى وراثت را انجام دهد. على فغانى ـ 1359/10/22 در خاتمه به خاطر مادرم این اشعار را مى نگارم: شهیدم من شهیدم من به كام خود رسیدم من

خداحافظ ایا مادر نمى بینم تو را دیگر

منم سرباز روح الله كه پیوستم به جندالله

به سوى ارتش الله روان گشتم ایا مادر

شدم گر من به خون غلطان مخور غم مادر نالان

گلستان مى شود ایران از این گل ها كه شد پرپر

ببین مادر كفن پوشم تفنگم بر سر دوشم

بیا مادر در آغوشم حلالم كن دم آخر

كفن بدوز بهر تنم مادرم مادرم به فرمان خمینى آن رهبرم مادرم مادرم

مگر كه بهتر ز على اكبرم مادرم مادرم

چو نعش من آوردند اندر برت مادرم گریه مكن

موى مكن از سرت مادرم

که من شهید و پیرو رهبرت مادرم مگر كه بهتر ز على اكبرم مادرم

با درود به روان شهداى كربلاى ایران و به امید بر افراشته شدن پرچم لااله الا الله در سر تا سر جهان.[۱]

پانویس

  1. سایت شهدای ارتش
آخرین تغییر ‏۷ مهر ۱۳۹۸، در ‏۱۳:۱۳