خاطرات
- وقت ناهار
ساعت دوازده که کلاس تمام می شد می گفتم: آقا مجید بیا برویم ناهار. به نوعی می پیچاند که حالا تو برو من هم می آیم. من می دانستم که می خواهد به نماز اول وقت برسد.[۱]
پانویس
- ↑ سایت صبح
ساعت دوازده که کلاس تمام می شد می گفتم: آقا مجید بیا برویم ناهار. به نوعی می پیچاند که حالا تو برو من هم می آیم. من می دانستم که می خواهد به نماز اول وقت برسد.[۱]