شهیده سهام خیام

نسخهٔ تاریخ ‏۳۰ دی ۱۳۹۸، ساعت ۱۴:۵۰ توسط Salehniya (بحث | مشارکت‌ها)

(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

خاطرات

  • کوچک ولی بزرگ

بهش می‌ گفتن: «آخه تو که پسر نیستی، چه جوری می خوای بجنگی!؟» می ‌گفت: دفاع از وطن که زن و مرد و پیر و جوون نداره. هر کس باید هر کاری از دستش بر میاد، بکنه. با اینکه سنش خیلی کم بود اصلاً از جنگ و جبهه نمی ‌ترسید. به کسایی هم که می‌ ترسیدن می ‌گفت: «وقتی دشمن اومده تو شهرتون، چرا نشستید و هیچ کاری نمی‌ کنید!؟ همه باید مبارزه کنن».[۱]

پانویس

  1. فلش کارت چادرهای سرخ-مرکز فرهنگی مطاف عشق
آخرین تغییر ‏۳۰ دی ۱۳۹۸، در ‏۱۴:۵۰