شهید قهرمان آقایی

نسخهٔ تاریخ ‏۱۱ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۲۳ توسط Mirdadi9705 (بحث | مشارکت‌ها)

(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

شهید قهرمان آقایی

تاریخ تولد :1340/01/03

تاریخ شهادت : 1361/01/18

محل شهادت : نامشخص

محل آرامگاه : اردبیل - خلخال – هشتجین

rId5


زندگی نامه

شهید قهرمان آقایی فرزند رضا قلی در سوم فروردین 1340 در یک خانواده متدین و پایبند به اصول اسلامی و اخلاقی ( مذهب اهل سنت ) در شهر هشجین منطقه خورش رستم خلخال بدنیا آمد .


پدر شهید به کار کشاورزی و کارگری و مادرش گلتاج خانم به خانه داری مشغول بود شهید پنجمین فرزند پسر و هفتمین فرزند خانواده بود شهید تحصیلات ابتدایی را تا مقطع پنجم ابتدایی در مدرسه وصال شیرازی هشجین تمام کرد اما بدلیل مشکلات اقتصادی نتوانست ادامه تحصیل دهد تازمان خدمت سربازی در هشجین اقامت داشت برادر شهید از خصوصیات اخلاقی او می گوید : ایشان خیلی شوخ طبع بودند و احترام به پدر و مادر را زیادسفارش می کردند با اینکه همیشه با مشکلات بزرگ شده بود اما باخوشرویی و خوش اخلاقی برخورد می کرد شهید اوقات فراغت خود را همانند دیگر جوانان با بازی های محلی می گذراند . شهید پس از اعزام به خدمت سربازی دوره آموزش را در عجب شیر بوده و پس از آن به لشکر 92 زرهی اهواز منتقل می شود و مدت هفده ماه تازمان مفقود الاثر شدن در همان منطقه می ماند .


حوادثی که برای قهرمان آقایی از زمان مفقود شدن تا زمان احراز شهادت با تکیه به اقوال برادران وی و اسناد موجود، می افتد به شرح ذیل می باشد :


شهید در عملیات فتح المبین در تاریخ 1361/04/01 به علت موج انفجار دچار سکته شده سپس به یک بیمارستان صحرایی در شوش منتقل می شوند به علت اینکه مشحصاتی همراه وی نبوده هیچ گونه اطلاعاتی از وی ثبت نمی شود و جزء شهدای مجهول الهویه ثبت می شود و بعد از این حادثه خبر مفقود شدن وی را به خانواده اش اطلاع می دهند .


وپس از چشم انتظار طولانی خانواده در نهایت در تارخ 1383/01/20 با توجه به اسناد موجود شهادت وی محرز می شود برادر بزرگ شهید با چشمان اشکبار می گوید چون همگی چشم انتظار بودیم هیچ وقت مراسمی در شان و مقام او نگرفتیم .


خاطرات

زبان برادر و خواهر شهید :


خواهر شهید می گوید یک بار در خواب دیدم که به من گفت، من در جزیره ای در عراق هستم که عراقی ها نمی گذارند بیایم و روی همین حساب فکر می کنم که ایشان می آیند چون هرموقع صدای در می شنوم فکر می کنم قهرمان است .


زن برادر شهید می گوید : اواخر خدمتش بود صحبت ازدواج شد و قرار شد بعد از اتمام خدمت آن دختری را که نشان کرده بود عقد کنند اما شش ماه احتیاط بعد خدمت تمام محاسبات را به هم زد .


اشعار

سرودهای به جامانده از شهید در قالب واژه های ساده که به یادگار مانده که گوشه های از آن را باز گومی کنیم :


تو ای صدام بی ایمان ................... الهی در بدر گردی


به هر جا می روی یک سر ......................... گرفتار خطر گردی


ببینی داغ فرزند .............................. نبینی روز خوش هرگز


الهی همچو من ........................ آواره خونین جگر گردی


شوی خوار و سر افکنده ................ میان هم قطارانت


به تاریخ جهان ای بی پدر ................. ننگ بشر گردی


نمیری تا قیامت ....................... بلکه مانی زنده، ای ملعون بینی رنج بی نهایت .


منبع: سایت شهدای ارتش

http://ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/ 3201

آخرین تغییر ‏۱۱ مرداد ۱۳۹۷، در ‏۱۵:۲۳