==زندگینامه==
در سال 1342 در تهران در يک خانواده مذهبي به دنيا آمد . به فضاي مذهبي و کارگري خانواده اخت گرفت و وقتي به مدرسه رفت به خاطر فقري که در خانواده حکمفرما بود لذا در حيني که تحصيلي مي کرد کار هم مي کرد تا شايد بتواند بخشي از هزينه سرسام آور زندگي را متحمل شود به خاطر همين مشکلات زندگي بود که مجبور شد در کلاس دوم دبيرستان ترک تحصيل کند . در دوران انقلاب دوشادوش هم سن و سالان خودش و همگام با مدرم در تظاهرات که بر عليه رژيم منفور پهلوي برگزار مي شد شرکت مي کرد و بعد از انقلاب در فعاليتهاي فرهنگي اجتماعي که جهت پيشبرد اهداف انقلاب انجام مي گرفت شرکت فعال داشت . با تشکيل بسيج مستضعفين شهيد به عضويت اين نهاد درآمده و خدمات چشمگيري را به انقلاب و ايران نمود . بعد از شروع جنگ که توسط عروسک خيمه شب بازي آمريکا در ايران شروع شده بود چون به سن رفته به خدمت رسيده بود در ارتش ثبت نام کرد و عازم خدمت سربازي شد . بعد از فرا گرفتن آموزش و فنون نظامي به منطقه جغي لوند اعزام شد و رشادتهاي جانانه اي را از خود به يادگار گذاشت و در هنگام برداشتن پيکر همرزم شهيدش بر اثر ترکش خمپاره شربت شهادت را نوشيد . احمد به خوئي در سال 1342 به دنيا آمد و در خانواده ي مذهبي كه خانواده مقيد بودند كه دستورات اسلام را انجام دهند. در زمان كودكي فرزند كم حرف و سالمي بود مطيع پدر و مادر بود به پدر و مادر احترام خاصي مي گذاشت و خوش اخلاقي او زبانزد فاميل بود در دوران انقلاب در راه پيماييها شركت ميكرد و در نماز جماعت و نماز جمعه شركت ميكرد تا اينكه انقلاب پيروز شد و او در مسجد و بسيج فعال بود تا به خدمت سربازي رفت تا دين خود را ادا كند و با رفتن به جبهه ي جنگ بتواند نقش خوبي را براي مردم ايران زمين ايفاء كند و وقتي كه اعزام شد قبل از آن وصيت خود را انجام داد و در سال 1360 در گيلان غرب به درجه ي رفيع شهادت نايل گرديد..
==وصیت نامه==
به نام خدا
پایان وصیت نامه احمد به خوی بچه تهران ـ خزانه
راستی برای شما بگویم که من تصمیم داشتم که در حرم امام رضا (عليه السلام) در مشهد 220 تومان پول بیاندازم و 20 دانه شمع روشن کنم، اگر برای شما امکان دارد این را هم قبول کنید از شما متشکرم.1<ref>[http://%20http://ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/4519 سایت شهدای ارتش]</ref>
==پانویس==
منبعسایت شهدای ارتشhttp: <references //ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/4519>