در کنار خیابان [[امام خمینی ]] (ره) بعد از خیابان سیمتری دزفول، بقعه معروف به سبزقبا قرار گرفته است. بنای این بقعه کاملاً نوسازی شده و هیچ اثر قدیمی از آن باقی نمانده است. مطلعین [[دزفول ]] میگویند که بقعه سبزقبا مانند بقعه عباسعلی [[دزفول ]] به شکل گنبدی خیاری بوده است. ساختمان بقعه با گنبد خیاری، از آثار دوره تیموری و سلجوقی است و بیشک اگر بقعه سبزقبا را معدوم و ساختمان جدید را جایگزین نکرده بودند آثار هنری معماری در دزفول بیش از امروز باقی بود.
از محدث کبیر سید نعمت الله جزایری در کتاب المجموعه، قریب این مضمون نقل است که: سید محمد سبزقبا در زمان هارون الرشید عباسی بوده و از فرزندان امام موسی بن جعفر علیه السلام و برادر اعیانی امام رضا علیه السلام میباشد که بر اثر ظلم و جور خاندان پلید عباسی و به قصد تبلیغ افکار پدر و ترویج امامت برادرش از مدینه خارج شد و پس از گذشتن از بیابانهای بی آب و علف و سوزان شبه جزیره عربستان، از [[بصره ]] به [[خرمشهر ]] و از آنجا به [[اهواز ]] و سپس وارد شهر [[دزفول ]] شده و میهمان زنی بنام زبیده خاتون میشود که فرزند مریضی دارد. (قبر او در خانه همین زن واقع شده است) سید میبیند او به درب خانه ایستاده و میگوید: خدایا به حق صاحب روز غدیر مریض مرا شفا بده. سید محمد هنگامی که مشاهده میکند این زن شیعه است، از او تقاضای پناهندگی مینماید و زبیده به او پناه میدهد.
در دفتر بقعه سبزقبا (ع) شجرهنامهای به نقل از سید نعمتاله جزایری است که میفرماید: آقا سید محمد برادر اعیانی حضرت امام رضا (ع) است و تشریف فرمائی حضرت از راه دزفول، [[دزفول]]، زمانی که عازم طوس بوده، محض زیارت قبر مقدس سید محمد بوده و تا آن زمان زبیده حیات داشته است که حضرت رضا او را نوازش فرموده، انعام مرحمت کرده، نوید شفاعت در روز قیامت به او داده و تولیت قبر سید محمد را به او سپرده است. آن حضرت تا ۳ روز مجاور قبر این امامزاده بوده است. سید سبزقبا قبل از وفاتش به آن زن وصیت کرده که نامه او را به حضرت علی ابن موسی الرضا (ع) که از راه [[دزفول ]] عازم خراسان بوده است برساند.
حضرت رضا (ع) درباره آقا سید محمد میفرماید: «من زارَ اَخی محّمد باالسُوس فکَئنّما زارَنی» هرکس برادرم محمد را در شهر [[شوش ]] زیارت کند همانند این است که مرا زیارت کرده است.