==زندگینامه==
مى گفت: «هر اولى را آخرى و هر شروعى را پایانى است و چقدر خوب است که پایان این
راه شهادت باشد...»
عبد الحمید در میان سیل خروشان سپاهیان اسلام بر کافران بعثى خروشید و آخرین صفحه کتاب زندگیش به شهادت ختم گردید. جسم شریفش با آتش دشمن متلاشى شد تا سندى براى عاشقى اش باشد و... و این پدر بزرگوارش بود که هنگام رؤیت پیکر جگر گوشه اش گفت: «انا لله و انا الیه راجعون».
==وصیتنامه==
فرازی از وصیت نامه:
گواهى می دهم که رفتن به جبهه براى رضاى نفس، خوشگذرانى، بیهودگى و دام نزدن به آتش ظلم و فساد نبود بلکه به خاطر وظیفه اى بود که اسلام براى ما مشخص کرده است.