ویرایش‌ها

شهیداحمد صمیمی ترک

۳۹۲ بایت حذف‌شده، ‏۳۱ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۵۹
بالاخره یکی از برادران [[لشکر]] [[امام حسین]] (ع) با قایق به کمکمان آمد و ما را نجات داد. هیچ وقت آن روز را فراموش نمی کنم. نمی توانم آن صحنه را توصیف کنم و روی کاغد بیاورم. حتی اگر فوق لیسانس بگیرم.
وقتی از بیمارستان مرخص شدم، به شهرستان رفتم. ناگفته نماند که اسمم را در لیست شهدا آورده بودند که الحمدالله به خیر گذشت. پس از مرخصی دوباره به فاو برگشتم و مسئولیت یگان دریایی را به عهده گرفتم. بعد از آن چون عملیات آبی و خاکی دیگر تمام شده بود، عملیات از خشکی و در [[مهران]] آغاز می شد. پس از درخواست زیاد و عدم موافقت مسئولین، بدون اجازۀ واحد، با هماهنگی ستاد، به ایلام رفتم. پس از این که در [[گردان رعد]]، ثبت نام کردم، به برادر نقره ای معاون معاون گردان گفتم:«من به خاطر [[آرپی جی]] زدن آمده ام، نه برای مسئولیت. تا زمانی که در گردان شما هستم، مثل یک بسیجی با من رفتار کنید!»
=
معاون فرمانده پدافند
[ویرایش]
=
مرا در گروه ویژه و در دستۀ یک جا دادند. همین که می خواستیم وارد عمل شویم، برادر احمدی، معاون تیپ، در سخنرانی خود اعلام کردند که عملیات لغو شده است. ناچار به [[اهواز]] برگشتم و به عنوان فرمانده گردان دریایی مشغول خدمت شدم. پس از مدتی به پدافند هوایی رفتم و معاون فرمانده پدافند شدم.
جدایی: توفیق
جنگ: عزت و شرف ما در گرو همین جنگ است
غم و اندوه: در این حالت انسان دوست دارد که در خلوتگاهی سرسبز و خرم، روی بلندی و در کنار پاره سنگی بنشیند و عقدۀ دل را خالی کند و از نامردی دوستان و خویشان خود با پاره سنگ حرف بزند. چون می داند که این پاره سنگ، اهل غیبت، ترش رویی و خیانت نیست. در این هنگام است که می بیند این پاره سنگ چگونه عقدۀ دل را می گشاید، می شوید و پاک می کند.  <ref>بحربی ساحل،نوشته ی فهیمه محمدزاده، نشرکنگره ی بزرگداشت سرداران و۲۳۰۰۰شهید خراسان،مشهد-۱۳۸۱</ref>  پانویس[ویرایش]   ۱. ↑ انفال(۸)آیه۱۷   
رده‌های این صفحه : شهیدان استان خراسان جنوبی | شهیدان بیرجند | شهیدان تیپ21امام رضا(ع) | شهیدان سپاه | شهیدان عملیات کربلای5 | شهیدان متولد1344 | شهیدان1365 | فرماندهان شهید
==پانویس==
<references />
دیوانسالار، مدیر، uploader
۵٬۰۸۰
ویرایش