شهید ابوالفضل الماسی تاریخ تولد :1339/06/01�تاریخ شهادت : 1361/04/21
زندگینامه
آری! مزد معرفت و مردانگی جهاد است و مزد جهاد، شهادت حسین (ع)، سر سلسله شیداییان عشق است، شیدایی را به هر کس نمی بخشند، عاشقان عالم بیایید می خواهیم به شهید ابوالفضل الماسی اقتدا کنیم و دو رکعت نماز حاجت بخوانیم، رو به کعبه دلش، که کربلاست! شهید ابوالفضل الماسی، درسال 1339 در جنوب تهران، در خانواده اي مذهبي ديده به جهان گشود، در همان كودكي تكبيرگوي مسجد رضوان الله بود، حتي در هنگام نماز علي الرغم آن كه مشغول بازي بود دست از بازي مي كشيد و جهت فريضه نماز به مسجد مي رفت، تحصيلات ابتدايي و راهنمايي خود را در17 شهريور جنوبي به پايان رساند، تحصيلات دبيرستان را تا سال سوم ادامه داد، به سبب همزماني با جريان انقلاب، درس را رها كرد. سپس به حرفه مکانیکی پرداخت، قبل و بعد از انقلاب اسلامی، نیز همگام با مبارزین علیه رژیم شاهنشاهی، به تظاهرات مي رفت و با آغاز جنگ تحمیلی عازم جبهه های نبرد حق علیه باطل شد، پس از 2 سال حضور مستمر در صحنه جهاد و مبارزه، سرانجام در عملیات رمضان، در حالی که خدمه تانک بود در تاريخ، 1361/04/23 در اثر اصابت خمپاره به ناحيه ي صورتش، در منطقه شلمچه راهی دیار عاشقان گرديد و عاشقانه شهد شهادت را نوشيد و به آرزوی دیرینه خویش نائل گرديد. شهید ابوالفضل الماسی، از بسیج پادگان میثم راهی جبهه های نور شد و با شهادت خویش به درجه اعلي عليين رسید تا در میان گل های یاس از همه خوشبوتر، و در میان لاله ها از همه خونین تر شود. پیکر پاک و مطهر شهید در گلزار شهداي بهشت زهرا، قطعه 24 به خاک سپرده شد تا مزارش سکنیه ای شود برای دل بی قرار مادر، باشد که رهرو راه این از جان گذشته گان باشیم.
وصیت نامه
بسم الله الرحمن الرحيم « ان الله يحب الذين يقاتلون فى سبيله صفا كانهم بنيان مرصوص الهى، كفى بى عزا ان اكون لك عبدا و كفى بى فخرا ان تكون لى ربا انت كما احب فاجعلى كما تحب. با درود به رهبر كبير انقلاب اسلامى، امام خمينى و سلام به ارواح پاك شهداى اسلام و امت هميشه در صحنه. اكنون كه اين توفيق نصيبم شد كه در جبهه نبرد حق عليه باطل شركت نموده و خون ناقابل خود را تقديم انقلاب نوپاى اسلامى كنم، خدا را شكر مىكنم. پدر و مادر عزيز، شما هم خدا را شكر كنيد كه فرزندتان لياقت اين را پيدا كرده كه بتواند در راه مكتبش كه همان اسلام عزيز است، قدم كوچكى بردارد، ان شاء الله كه مورد قبول خداوند قرار بگيريد. مادر عزيز، به خودت افتخار كن كه توانستهاى فرزندى تربيت كنى كه خدمتگزار اسلام و مملكت اسلامى باشد، نكند يك وقت گريه و اظهار ناراحتى كنى چرا كه با اين عمل شما، دشمن شاد مىشود و من هم راضى نيستم. مادرجان، هر وقت خواستى گريه كنى به ياد مصيبت هاى حضرت زينب عليها السلام در عصر عاشورا بيفت و آن وقت خدا را شكر و صبركن، كه خداوند در قرآن به صابران وعده نيكو داده است. برادر كوچكم روح الله را با قوانين عالى اسلام و ولايت فقيه آشنا و تربيت كنيد، وصيتم به امت شهيدپرور اين است كه هميشه و در هر حال خود را پيرو ولايت فقيه بدانيد و پيروى از دستورات پيامبر گونه امام كنيد. روحانيت عزيز و متعهد، را كه يك عمر در زجر و شكنجه بودهاند و اكنون نيز با تمام كوشش و قدرت در پى اين هستند كه انقلاب را به پيش برند، مورد حمايت خود قرا دهيد. هميشه و در همه حال، در صحنه بودن خود را حفظ كنيد. با منافقين و افراد ضد دين با تمام كوشش مبارزه و مقابله كنيد، چرا كه آنان نوكرى بيش نيستند و وظيفه نوكر اجراى امر ارباب است و اينان دنبال فرصت مي گردند تا به انقلاب ضربهاى وارد آورند. هميشه در نماز جمعه، دعاى كميل و مراسم عزادارى حسين بن على عليه السلام شركت نموده و ديگران را تشويق به اين كار كنيد، مقدارى پس انداز دارم كه آن را در شماره حساب 100 امام بريزيد، همچنين 3 ماه روزه و مقدارى نماز بدهكار هستم كه آنها را برايم درست كنيد، اگر جنازهام را پيدا كرديد كمى از تربت امام حسين عليه السلام با من دفن كنيد، ان شاء الله كه به همين زودى، با رشادت برادران سرباز و پاسدار، راه كربلاى امام حسين عليه السلام باز مي شود و شما ملت معظم، به زيارت آن بزرگوار مىرويد. در احتزاز باد پرچم لا اله الا الله در اقصى نقاط جهان، جاويد و طولانى باد عمر گرانقدر رهبر عزيزمان، نابود باد مكر اشرار و منافقين. 1[۱]