شهید اصغر دانشور تاریخ تولد :1343/01/01 تاریخ شهادت : 1365/04/14 محل شهادت : نامشخص محل آرامگاه :فارس - آباده – بیدک
زندگی نامه
اصغر در سال 1343 پای به خانه پدر در شهرستان آباده می گذارد شاید در همان روزهایی که خورشید جان بخش کشور روح الله امت را به تبعید می برند.اصغر نیز جز سند کلام امام است او نیز گهواره نشین آن روزگار بود و قرار است که فردا برای آرمان امام جان فشانی کند.اصغر؟؟؟ می افرازد و شکوفایی می گیرد پدر همه توان را به کار می گیرد و با حضور در نقب ها چاه ها و قنات ها دل را به این خوش می دارد که نهال های زندگی اش هر روز جان تازه می گیرند.اصغر چند سالی را در دبستان که در نزدیکی خانه اشان است به تحصیل می گذراند و الفبای دانش را یاد می گیرد و هنوز دبستان را تمام نکرده دست از درس و مدرسه می شوید و پای جای پای در می گذارد تا مقداری از رنج پدر را بر دوش بکشد غیرت و همت به او اجازه نمی دهد شانه های پدر را از سنگینی کار و تلاش شکسته ببیند.اصغر در یک وادی بسیار توفیق دارد و به مدارج بالا نیز می رسد و آن هم وادی اخلاق و معرفت است وادی عشق ورزی و خدا دوستی دل بسته ای به این خانواده می گوید هر چه تعریف کنم کم گفته ام اصغر بسیار خوب و پاکدامن و پام چشم و مؤدب و دیندار بود و خانواده را دوست می داشت همه هم بسیار او را دوست می داشتند اصغر به کار کارگری دل خوش می کند و در این راه به تجربه ای نسبی می رسد وقتی او به بدر زندگی می رسد (14 سالگی) انقلاب نیز بدر وجودش را کامل می نماید و همه این کشور را نور باران می کند.دیده ها بصیرت می گیرند و مسعود نیز از جمله نوجوانانی است که در میدان حضور روشن دارد و با مرام امام آشناست او نیز کمر همت می بندد تا در کنار امامش باشد و برگ سبزی را برای نهضت تقدیم نماید.روزهای بعد از انقلاب هم سپری می شوند و کم کم روزهای سربازی اصغر خود را نشان می دهند او بند پوتینش را محکم می بندد تا در پادگان های آموزشی درس استقامت بیامورد و با آرایش کامل تر به جبهه پای بگذارد فرماندهان نیز این نیروهای تازه نفس را به منطقه جنوب گسیل می کنند و آنها را در یگان های رزم سازماندهی می کنند.اصغر بیش از یک سال و نیم در منطقه پایداری می کند گاه گاهی خداوند اراده می کند تا این سعادتمند روزگار به زیارت مادر بیاید و چراغی را در خانه پدر روشن کند ولی مرخصی که تمام می شود عاشقانه به سنگر برمی گردد اصغر هر روز به کمال خود می افزاید تا گوهر جانش مناسب بازار دوست می شود.اصغر در تلاویزان پیش روی دشمن می ایستد و آن قدر مقاومت می کند تا پیک بشارت می آید و او را به دیدار محبوب می خواند در تاریخ 1365/04/14 روح اصغر با یک پرواز دلنواز به آرزوی خود می رسد.اصغر نیز در گلزار شهدای بیدک حضور می یابد و به دوستان شهیدش سلام می کند و برای همیشه میهمانشان می گردد.[۱]