شهید حسین قاضی مرادی

شهید حسین قاضی مرادی تاریخ تولد :1330/05/11�تاریخ شهادت : 1359/11/29 محل شهادت : نامشخص�محل آرامگاه :تهران - بهشت زهرا


زندگینامه

شهید حسین قاضی مرادی در سال 1330 در یکی از روستاهای نزدیک تفرش در خانواده ای مذهبی و متعهد و مسئول به دنیا آمد. خانواده ای که از نظر مسائل دینی و معنوی غنی بودند. وقتی به سن 5 سالگی رسید برای آموزش احکام دینی و قرآن به مکتب خانه در همان روستا رفت. در سن 7 سالگی به دبستان رفت. او از همان دوران کودکی دارای عقاید اسلامی و هوش سرشاری بود. دوران دبستان را به پایان رسانید و برای گذراندن دبیرستان به تفرش رفت و تا سیکل را در همان شهرستان تفرش فرا گرفت و برای ادامه تحصیل به تهران رفت. وی بعد از اخذ دیپلم وارد نیروی هوایی شد و بعد از گذراندن دوران آموزشی در تهران، او را برای ادامه تحصیل به امریکا فرستادند که البته در همان سزمین کفر هم به فرایض دینی خود عمل کرده و نماز و روزه اش را ترک نکرد و او که هدفی جز خدمت به اسلام و مسلمین نداشت در همان جا به تبلیغ اسلام پرداخت. سپس بعد از یک سال به ایران بازگشت و سپس برای ادامه خدمت به همدان منتقل شد و حدود سه سال بود که از همدان به تهران و سپس به بندرعباس فرستاده شد. او که در اوایل انقلاب به بندر عباس فرستاده شد بود فعالیت خود را آغاز کرد و نوار سخنرانی های امام و روحانیون را جمع آوری کرده و برای پرسنل به پایگاه می آورد. وی اولین کسی بود که بر دیوار های ساختمان پایگاه شعارهای انقلابی نوشت که هنوز دست خط ایشان بر این دیوار به یادگار مانده است. وی در روز 17 شهریور ماه خونین در میان تظاهر کنندگان میدان ژاله تهران، همدوش برادران خود فعالیت می کرد و همچنین بعد از پیروزی انقلاب همواره به پاسداری از اماکن حساس شهر بندر عباس پرداخت وی که در گروه ضربت پایگاه نیز بود با برادران انقلابی همکاری کرد. شهید قاضی مرادی در امر خیر همیشه پیش قدم بود و برای جمع آوری کمک برای گروه های مختلف اقدام می کرد. او به هنگام جنگ مخالفان با دولت اسلامی منتخب مردم، داوطلب اعزام به کردستان برای نبرد با دشمنان شد. او که در فروردین ماه سال 1359 ازدواج نمود بعد از مدت کوتاهی با آغاز جنگ ناخواسته و نابرابر که بر ملت مظلوم ما تحمیل شد و سپاه کفر صدام یزید سینه مسلمانان را آماج گلوله های روسی و خشم آمریکایی خود قرار داد و برای حمایت از اسلام و مسلمین در تاریخ 1359/11/29 خون پاکش را برای دفاع از سرزمین اسلامی ایران نثار کرد و به دیدار حق شتافت. روحش شاد و یادش گرامی باد 

وصیتنامه

بسم الله الرحمن الرحيم اكنون كه عازم جبهه مى‌باشم اين يادداشت را براى خانواده خود كه همه چيزم را مرهون زحمات آنها دانسته بر جاى مي گذارم. البته از شما پدر و مادرم معذرت مي خواهم كه مثل هميشه سرپيچى كرده و بدون اجازه عازم شدم. براستى كه اگر دليلش را بخواهيد همان طور كه به بتول هم گفتم فقط و فقط براى اين بود كه شما را دلواپس نكرده باشم. اميد است كه با عفو خود موجب آمرزش مرا فراهم آوريد. پدرجان! جسارت است كه در حضور شما از دارايى و سفارشات صحبت كنم كه همه چيز متعلق به شماست. بارى مبلغ دو هزار تومان به آقا شهباز همكارم بدهكار هستم و همچنين مبلغ پانزده هزار تومان به عبدالله خودمان و از كسى طلبى ندارم و همه بر گردن اين حقير حق دارند. مع‌ الوصف اگر كسى به عنوان بدهكار رجوع كرد و پول داد قبول كنيد و هرمقدار كه ؟؟؟ است مبلغ ده هزار تومان در حساب بتول است و مبلغ بيست هزار تومان به حساب شماره (100) صد امام بريزيد و درباره حقوق و كارهاى ادارى به برادرم رضا سلطانيان (اطلاعات و ارشاد) رجوع كنيد شما را راهنمایى خواهد كرد. پدرجان! خواهشى كه از شما و ديگر بستگان دارم اين است كه هرگز گريه نكرده و خود را ناراحت نسازيد كه آرامش روح من در شادى شماست و مانند خانواده‌هاى شهيد داده عمل كنيد كه اين راهى بوده كه خود انتخاب كرده و بدان راضيم و براى من وليمه هم ندهيد و از بتول مانند فرزند خود نگهدارى كنيد كه از او بسيار راضى هستم اگر چه برايش شوهرى خوب نبوده و در آغاز راه، تنهايش گذاشتم كه از انصاف به دور است و اميدوارم كه زندگى تازه‌اى شروع كرده و از گذشته‌اى كه باعث يأس و نااميدى گردد ياد نكند كه دستور الهى همين است. از محمد و عبدالله مى‌خواهم كه در محيط خانه بدى‌هاى گذشته مرا هم جبران كنند اميد است كه مصداق اسمتان باشيد و شما را نصيحت مى‌كنم به مهربانى با پدر و مادر و نگهدارى از قرآن كه اين دو ضامن سعادت است. اگر چه خود چندان عمل نكردم. سلامتى و پيروزى مسلمانان را از ايزد منان خواهانم. ضمناً محل مأموريت من آبادان گردان مهدى (عجل الله فرجه) روى تقويم ؟؟؟ بوده است. ديگر عرضى نيست جز سلامتى. حسين قاضى مرادى 1359/11/06 [۱]

نگارخانه تصاویر


پانویس

  1. سایت شهدای ارتش
آخرین تغییر ‏۷ اسفند ۱۳۹۸، در ‏۰۰:۰۴