شهید عباسعلی اشرف

عباسعلی اشرف

فرزند : حسن

متولد : 1339/09/15 در سرخه

تحصیلات : دیپلم

تاهل : متاهل

یگان : سپاه سرخه - لشکر 17- گردان موسی بن جعفر ( ع )

مدت حضور : 39 ماه 9 روز

مسئولیت : فرمانده گروهان

نوع عضویت : پاسدار

نوع شغل : نظامی

تاریخ شهادت : 1363/12/21

محل شهادت : شرق دجله

عملیات : بدر

محل دفن : سرخه گلزارشهدا

وصیت نامه

بسم الله الرحمن الرحیم « من المومنین رِجال صدقوا ما عاهدوا الله علیه فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر و ما بدلوا تبدیلا » « اللهم اجعل وفاتی قتلا فی سبیلک تحت رایۀ نبیک مع اولیائک و اَسئلک ان یقتل بی اَعدائک و اعداء رسولک » (امام جعفر صادق) کسی که به خدا متمسک است. ازهیچ چیز نمی ترسد، برای اینکه آخرش این است که انسان را بکشند، آخرش شهادت است و این ترسی ندارد.( امام خمینی) اینجانب، عباسعلی اشرف، فرزند مرحوم حسن، به خاطر وظیفه و تکلیف اسلامی و شرعی در کمال صحت و سلامت این چند کلمه را به عنوان وصیت می نویسم . اولاً «انی اشهد ان لااله الا الله وحده لاشریک له و ان محمد عبده و رسوله، جاء بالحق من عنده و ان الجنۀ حق و النار حق و الساعۀ آتیۀ لاریب فیها و ان الله یبعث من فی القبور» و اما بعد: من با کمال آگاهی و علم و شناخت و یقین کامل به این راه، قدم در این دانشگاه عظیم یعنی جبهه های نور علیه ظلمت گذاشتم، چرا که بقول استاد شهید مرتضی مطهری( ره) شهادت انتخابی است آگاهانه و شهید، گزینش گری است متعهد و مسئول که گذرگاه شهادت را بر مبنای ویژگی های زمان خویش برای رسیدن به هدف الهی خویش برمی گزیند، زیرا که شهید همواره عملش در حرکت تکاملی تاریخ برای رسیدن به الله و حکومت صالحان و مستضعفان شکل می گیرد. از ابتدای خلقت انسان و از آن زمان که شیطان سوگند دشمنی با بنای آدم را یاد کرد، حرکت تاریخ شاهد کشمکش و درگیری و جدال و ستیز دو نیروی متضاد و متخاصم حق و باطل، نور و ظلمت، ایمان و کفر بوده وتا ابد خواهد بود و جهان از نخستین روزهای چرخش و حرکت خویش محلی بوده است برای مبارزه این دو نیرو و مکانی بوده است برای نمود قدرت ستم و بیداد . همیشه سرکشان و طغیان گران و طاغوتیان زمان سعی کرده اند حقیقت و درستی و عدالت را بتاریکی برده و در پشت میله های زندان و در سیاهچالهای مخوف به اسارت کشند، تا بتوانند در ظلمت فکری و فرهنگی و معنوی، بهتر در گردنه های روزگار به کاروان انسانیت و شرف و آزادگی حمله برده و دسترنج آنرا به یغما و تاراج برند و در این میان قامتهای ستبر و استوار پیروان راه هابیل از دیرهنگام چون سدی پیوسته و هم رشته بر سر راه خیل پیروان راه قابیل ایستادگی کردند و هرگز از پای نایستادند . آن شعله وران بزرگ حماسه شهادت، در همه جا حماسه پایداری و پایمردی را ستودند و خون خویش را برای گلگون ساختن چهره آزادی نثار کردند و به فیض عظمای شهادت رسیدند و خداگونه شد ند و این، آن جهان مداوم روز است که از ابتدای خلقت تا به امروز به ما به میراث رسیده است . یزیدیان زمانه، همگی دست به دست هم داده و در سنگری واحد با تمامی امکانات و با قدرت هرچه تما متر در جهت نابودی و ریشه کن نمودن اسلام برای همیشه دست اتحاد بهم داده و در مقابل حق و عدالت و نور ایستاده اند. اینک اشع ههای نورانی و خیره کننده اسلام، پس از گذشت 1400 سال و اندی خاموشی موقت، از سرزمین اسلامی ایران طلوع کرده است و خفاشان زمان چون چشم دیدن تابش درخشان این خورشید را ندارند. سعی دارند پرتو جلوه نور الهی را به ظلمت و تاریکی تبدیل نمایند. ولی زهی خیال باطل که خداوند اراده نموده است این نور را همچنان پابرجا نگه دارد هرچند کافران را ناخوش آید. قرآن کریم می فرماید : « یرید ون لیطفؤا نورالله بافواههم والله متم نوره ولوکره الکافرون » کافران می خواهند نور خدا را که چراغ درخشنده علم و دین و مکتب الهی است به نفس و گفتار جاهلانه خود خاموش کنند و خدا نگذارد تا آنکه نور خدا را بحدکمال رساند هرچند کافران ناراضی باشند.

برادران و خواهران حزب الله: اینک ما و شما در موقعیتی قرار گرفته ایم که این امانتالهی ( اسلام و قرآن) بیش از هر زمان بیاری و کمک و نصرت ما نیاز دارد و بر ما تکلیف ووظیفه است که بیاری قرآن بپاخیزیم، هرچند در این راه مقدس و والا کشته شویم و یابکشیم. ما و شما که دعوی پیروی امام حسین را داریم باید که مأموریت او را دنبالنماییم و مأموریت او مأموریت پیامبر اکرم است و طبق قرآن کریم مأموریت رسول خدا استقامت است« فاستقم کما امرت و من تاب معک » و امام امت دراین باره می فرماید: هرکس به پیغمبر گرویده است مأموریت استقامت دارد و بدانید که به خاطر این استقامت و پایداریتان پاداشی اخروی و جاویدان در انتظارتان خواهد بود« ان الذین قالوا ربنا الله ثم استقاموا فلا خوف علیهم و لاهم یحزنون »

« اولئک اصحاب الجنۀ خالدین فیها جزاء بما کانوا یعملون » به گفته قرآن مجید: « قاتلوهم هم حتی لاتکون فتنۀ » و به گفته امام عزیزمان: « جنگ جنگ تا رفع فتنه در عالم » و هرعاملی که بتواند ما را از این مسئله اصلی جدا نماید عزت و شرف و آزادگی را از ما خواهد گرفت و به جای آن برای ما ذلت و خواری به ارمغان خواهد آورد.

« فان الجهاد باب من ابواب الجنۀ ... فمن ترکه رغبه عنه، البسه الله ثوب الذل » .

درود خدا و انبیاء عظام بر تمامی شهدا، اسرا مفقودین و مجروحین و معلولین جبهه های نبرد که بدور از همه وابستگی ها و تعلقات دنیایی و بدور از همه هیاهوهایفریبنده و شیطانی از تمام امکانات مالی و رفاهی از شهرت و اعتبار و از با ارزش ترین سرمایه خود در راه اسلام دست برداشته و عاشقانه، خالصانه، عارفانه و صادقانه از شهر و دیار خود هجرت نمودند و برای دفع متجاوز از کشور اسلام و حریم قرآن به جبهه ها رفتند و درود و سلام و تحیت بر تمامی شیرمردان و شیرزنان، یعنی اولیاء معظم شهدا، اسرا، مفقودین و مجروحین و معلولینی که برای برپایی قسط و عدل و نابودی ظلم و ستم هر روز پاره های جگرشان و گل های نوشکفته خود را در مصاف با قابیلیان می فرستند و در هجران و فراق آن صبر پیشه کرده و مقاومت می کنند.

مادر گرامیم، طبق گفته خداوند در قرآن کریم، برای هرکس اجل معینی مقرر و مشخص شده است، که اگر آن زمان فرا رسد، نه یک لحظه به عقب و نه یک لحظه به جلو خواهد افتاد و هرکس بنوعی از این جهان خاکی و از این محل گذر و استراحتگاه موقت هجرت می نماید و به قول سرور شهیدان بهترین مرگ شهادت در راه خداست. همان مرگی ای کاش » : که شما نیز چندین بار در حضور من آن را از خداوند درخواست کردید و گفتید اکنون بسیار خداوند . « من هم می توانستم همانند رزمندگان به جبهه بروم و شهید بشوم منان را شکر و سپاس می گویم، که توفیق حضور در این دانشگاه را بمن عنایت فرمود. اگر لیاقت آنرا داشتم که از این دانشگاه با مدرک قبولی شهادت فارغ التحصیل گردم، فقط برایم دعا کن که مورد قبول حق تعالی واقع گردد و برای رضای او انجام شده باشد و خالص برای او شهید شده باشم ( انشاءالله).

مادرجان، شما نیز همچون ام البنین به خاطر از دست دادن عباست ، صبر پیشه کن که فرزندت، عزیزتر از فرزند فاطمه زهراو دیگر شهدای به خون خفته کربلاهای ایران نبوده و نیست. دستتت را به سوی آسمان دراز کن و هزاران بار خداوند متعال را به بزرگی یاد کن، که چنین سعادتی را نصیب شما فرمود و رضا باشید به رضای او . اینک خداوند اراده کرده است، امانتی را که بشما سپرده بود، از شما بگیرد و شما خوشحال باشید از

اینکه در امانت الهی نهایت دقت را بعمل آورده اید . مادرج ان، امیدوارم که این کوچک خود را ببخشید، زیرا نتوانستم پاسخگوی زحمات شما باشم و موفق نشدم که برگردنم داشتید و آن همه رنج و مشقت که برای تربیت کردن و بزرگ کردنم تحمل نمودید، جوابگو باشم و ادا نمایم.

مادرجان، حالا در این دقایق آخر عمرم، از شما م ی خواهم کاری نکنید که خوشحالی دشمنان و ناراحتی روح من گردد، تا می توانید صبور بوده و همیشه به یاد « الا بذکرالله تطمئن القلوب » باشید زیرا ای خواهران مهربان و گرامی هر انقلابی دو چهره دارد: خون و پیام. ما در صحنه خون را برگزیدیم و شما باید پیام را برگزینید و همچون زینب که پیام شهدای کربلای امام حسین را به گوش جهانیان رساند، پیام شهدای ایران را بگوش برسانید و خدای نکرده در این امر مهم، هیچ کوتاهی ننمایید. خواهران عزیزم، در سوگ این برادر خطاکارتان احساس دلتنگی و ناراحتی نکنید سعی نمایید در انجام آن رسالت سنگین و پر خطیر مادری و همسری، نهایت دقت کوشش را به خرج دهید و همچون حضرت فاطمه فرزندانتان را در راه خدا و خدا، طوری تربیت نمایید، تا باعث آبروی اسلام و قرآن گردند و از برای شما در فردای قیامت، جزء باقیات صالحات باشند . آنها را ب ه خوبی تعلیم و تربیت نمایید و حقوق فرزندانتان را به خوبی ادا نمایید، تا آنها نیز متقابلاً حقوق شما را ادا نمایند. ضمن اطاعت دستورات شوهرانتان، حتی الامکان در امور اجتماعی، مذهبی و سیاسی نقش خود نموده و دیگر مادران و خواهران را نیز به این امر تشویق و ترغیب و راهنمایی فرمایید.

برادر عزیز و بزرگوارم: امیدوارم این برادر خطاکارت را ببخشی و در سوگ من دلتنگی و ناراحتی ننمایید. انشاءالله که برادرت به خاطر خدا و در راه خدا و برپایی حکومت خدا اجرای دستورات خدا شهید شده است، برایم دعا کن که خداوند لیاقت همنشینی با حسین و شهدای دشت کربلا را بمن عنایت بفرماید و با وجود همه گناهان خطاهایی که مرتکب شده ام، مرا پذیرا باشد. سلاح خونین و پرچم افتاد هام را بشما واگذارمی کنم. آرزومندم خداوند بزرگ، توفیق ادامه دادن راه شهدا را بشما عنایت و مرحمت بفرماید. ( انشاءالله)

برادرجان، امروز روز امتحان است، امتحان لیاقت ها، مردانگی ها، صداق تها و شرافت ها و فردای قیامت نتیجه این امتحان و آزمایش خداوندی را به دستمان خواهند سپرد و خوشا به حال آن کسی که کارنامه اش و پرونده اعمالش را، به دست راستش بدهند و این میسر نخواهد شد، مگر در زیر سایه شمشیرها و در زیر رگبار مسلسلها و در زیر باران توپها و خمپاره ها، همچنان در سنگرت( بسیج) مقاوم و استوار باش و سعی کن، با نیروی جاذبه ات جوانان و سرمایه های با ارزش این مملکت اسلامی را جذب بسیج نموده و کمکشان کن، تا راه و هدف را بهتر بشناسند و با شناخت و آگاهی کامل، هرچه بیشتر و بهتر در خدمت اسلام و این مردم قهرمان و شهیدپرور قرار گیرند.

ملت قهرمان و شجاع، همگی برادران برای شما پیام می فرستند، ولی من برای شما پیامی ندارم، چرا که آنچه را که من می خواهم در شعار به شما بگویم، شما عملاً بما نشان داده اید و به همین خاطر شما از من جلوتر هستید و کسی که عقب مانده است، به کسی که جلو افتاده است، نمی گوید برگرد پیش من، بلکه باید بگوید صبر کن تا من هم بتو برسم . تنها پیام من بشما این است که متعهد می شوم و قول شرف و مردانگی می دهم که تا آخرین توانم و قدرتم از خون شهدای گرانقدر و عزیز شما، پاسداری نمایم و سعی می کنم آنچه را که آنها به خاطر آن شهید شدند، حراست و حفاظت نمایم و از ادامه دهندگان راهشان باشم. خداوند انشاءالله به همگی شما و ما توفیق انجام وظیفه و خدمتگزاری به اسلام عنایت بفرماید.

برادران عزیز و گرامی پاسدار و بسیج، ای همرزمان و ای همسنگران، شما خود بهتر از من می دانید که این ملت ستمدیده و مخصوصاً خانواده های معظم شهدا و اسرا و مفقودین و مجروحین و معلولین بعد از خداوند متعال تمام امیدشان در حفظ این نظام الهی و دفع ظالم از کشورمان به من و شماست و اطلاع دارید و آگاهید چه انتظاری از ما دارند و این را نیز می دانید که هر زمان یکی از برادران بسیج و یا سپاه را در کوچه و خیابان می بینند، یاد فرزندان و یا برادران و یا پدران و یا همسران شهیدشان می افتند و با خود می گویند، اگر فرزندم شهید شده است، اشکالی ندارد، هستند جوانان غیور و دلاوری که سنگرهای آنها را پر کنند و اسلحه بر زمین افتاده شان را بردارند و به دفاع از دستاوردهای انقلاب بپردازند . پس ای عزیزان، با جدیت هرچه تمام تر سعی نمایید راه شهیدان را بپیمایید و گام درجای پای شهدا بگذارید و خدای نکرده کاری نکنید که دل این نورچشمان امام و امت شکسته گردد. چراکه آنها شما را همچون فرزندانشان می دانند. با دیدن شما قلب و چشمشان روشن می گردد. پس ای برادران همچون گذشته و بهتر از آن حق پدری و مادری را درست ادا نمایید. باشد که انشاءالله همگی من و شما توانسته باشیم شکر نعمات خداوندی را به جا آورده باشیم و دینی که برعهده ماست ادا نموده باشیم. مادرجان، صورت طلبکاری و بدهکاری های من و همچنین صورت کلی اموال و داراییم را در کاغذ دیگری نوشته ام که به آن عمل نمایید. کتاب هایی که دارم آنچه نیاز دارید برداشته و بقیه را با مشورت بزرگان و صاحبنظران به هر محلی که صلاح دیدید، به عنوان یادبود وقف نمایید، تا مورد استفاده برادران و خواهران مسلمان قرار گیرد. مقداری از نماز و روزه من بر اثر سهل انگاری دوران جوانی قضا شده است، مقداری از پولم را به یک نفر بدهید، تا آنرا به نیت من انجام دهد. ( یک ماه روزه و دو ماه نماز و در ضمن کفاره یک ماه روزه را نیز بدهید). برادرجان، اگر جنازه ام به دست شما رسید، هرکجا برای شما امکان داشت دفن نمایید، البته بهتر است در زادگاهم در کنار دیگر شهدای سرخه باشد و اگر بدست شما نرسید، اصلاً نگران نباشید و راضی باشید به رضای خداوند.

« والسلام »

دیدارمان روز قیامت

« اللهم انی اسئک التوبه قبل الموت و الراحۀ عند الموت و المغفرة بعد الموت و العفو عند الحساب »

در پایان، از همگی برادران و خواهران مسلمان اگر حقی در گردنم دارند، حلالیت می طلبم امیدوارم مرا ببخشید و از مادران و پدران و همسران و خواهران و برادران و فرزندان خردسال شهدا و اسرا مفقودین و مجروحین و معلولین التماس دعا دارم و عاجزانه از همگی آنان درخواست می کنم که برایم دعا کنید و از خدا برایم طلب مغفرت و آمرزش بطلبند. دعا کنند تا اعمالم مورد قبول درگاه حق تعالی واقع گردد. خداحافظ همگی شما باد.

به تاریخ دوشنبه 22/11/63

بنده خطاکار خدا، عباسعلی اشرف

به پیش تا جهانی شدن انقلاب عظیم اسلامی و شکستن سدهای طاغوتی

پیروز باد پرچم خونین اسلام

به امید زیارت کربلای بدون صدام

خدایا خدایا تا انقلاب مهدی( عج) خمینی را نگه دار[۱]

نگارخانه تصاویر

پانویس

  1. سايت ستاد کنگره بزرگداشت سه هزار شهيد استان سمنان

رده‌ها

آخرین تغییر ‏۱۸ مهر ۱۳۹۸، در ‏۰۸:۲۷