فرزند: احمد
متولد: 1341/06/۰۵
شهادت: ۱۳۶۵/۱۱/۲۰
قطعه: کربلای۴
عملیات منجر به شهادت: کربلای۴
سرباز زمینی بسیج
زندگی نامه
مجتبی در سال 1341 همزمان با قیام پانزده خرداد امام خمینی(رحمهاللهعلیه) در اصفهان به دنیا آمد. او در خانوادهای مذهبی و زحمتکش پرورش یافت و در کانونی مملو از صفا و محبت و مهر تربیت شد. تحصیلاتش را در هفت سالگی شروع کرد و با علاقه و پشت کاری که داشت، موفق شد تا اخذ مدرک دیپلم ادامه تحصیل دهد. وی به دانش و مطالعه بسیار علاقه داشت و با شروع انقلاب برای فراگیری معارف دینی به مطالعۀ کتابهای دکتر شریعتی و شهید مطهری و
شهید دستغیب پرداخت که آثار مطالعات او یادداشتهای او از آن کتابهاست که از وی به یادگار باقی مانده است. او در کنار مطالعه بسیار علاقه به نوشتن داشت، چنانچه تمام خاطرات دوران جنگ و خدمت خود را به رشتۀ تحریر درآورده است. با شروع جنگ تحمیلی که تازه دیپلم گرفته بود، آمادۀ خدمت سربازی شد و در مرکز توپخانه 55 اصفهان دورۀ آموزشی خود را گذراند که به علت موفقیتهایی که داشت، به درجۀ گروهبان سومی نایل آمد. او دغدغۀ جنگ و دفاع در برابر تجاوز دشمن به خاک کشور را داشت، به همین منظور به گردان بلال که شهید صیاد شیرازی در ابتدای جنگ
تشکیل داده بود پیوست. پس از ورود به این گردان یک دورۀ دیده بانی را نیز طی کرد که پس از این دوره به درجۀ گروهبان یکمی مفتخر گردید و در مناطق عملیاتی جنوب به جنگ با دشمن بعثی ایستاد که در طول خدمت خود در عملیاتهای بیتالمقدس، والفجر مقدماتی حضور پیدا کرد. پس از پایان خدمت، به عضویت بسیج مسجد امام محمد باقر(علیهالسلام) درآمد و به لشکر امام حسین(علیهالسلام) رفت. او در عملیات خیبر و در حفظ جزایر مجنون که یکی از جنگهای سخت دوران دفاع مقدس بود، مردانه دفاع کرد و سرانجام در مراحل پایانی
این عملیات بر اثر ترکش خمپاره به فیض شهادت نایل آمد.
وصیت نامه
خدايا، تو شاهدى و ميدانى كه من ميخواهم در راه رضاى تو گام بردارم. پس خود را به تو سپرده و از تو يارى مىخواهم و دلم مىخواست كه جانها داشتم و در راه رضاى تو فدا مىكردم تا تو از گناهان من
حقيردرگذرى و ميدانم كه هركس درِ خانهات را بكوبد، تو او را نااميد نمىكنى، پس مرا ببخش. خدايا، شكر و سپاس فقط مخصوص توست ، ترا شكر مىكنم كه مرا از حافظان اسلام قرار دادى و توفيقم دادى كه به جبهه جنگ بیايم و جزءسربازان امام زمان باشم و اگر ميدانى كه با زنده ماندنم، مىتوانم در راه رضاى تو گام بردارم، توفيق زندگى و ثواب شهادت را نصيبم كن و
اگر با كشته شدنم بهتر مىتوانم درخت اسلام را آبيارى كنم، توفيق شهادت را به من بده. از پدر و مادرم مىخواهم كه كمال صبر و استقامت را داشته باشند و وقتى خبر شهادتم را شنيديد، ناراحت نشويد و احساس كنيد كه برايم بهخواستگارى رفتهاید، خواستگارى از شهادت و برايم گريه نكنید و الّا بهانه به دست دشمن دادهايد و تازه من به هدفم كه بعد از پيروزى بود،
رسيدم و به جایى رفتهام كه آغاز زندگى جاودانى است و ان شاءالله از ظلمت به روشنایى رفتهام. اين هشدارها را به كسانى ميدهم كه چون ماديّات و خوشيهاى كاذب خود را در خطر مىبينند، روى از انقلاب برگرداندهاند و میگويند ببينيد چطور جونهاى مردم را به خاك مىخوابانند. شما كافران با ناآگاهان بايد بدانيد كه ما خودمان به طور داوطلب به جبهه مىآیيم و براى دين و ناموسمان كشته مىشويم و خدا بندگان صالح خود را با سختيها مىآزمايد و برايشان زمينه هاى رشد و تكامل را فراهم مىكند و آنها را وارد عمل مىكند تا خود بفهمند تا چه اندازه مرد
عمل هستيد و براى كافران و فاسقان زمينههاى خوشى و رفاه دنيوى و عذاب اخروى را فراهم مىكند تا در اين منجلاب غرق شوند. پس به هوش آیيد و از عذاب دردناك آخرت بترسيد و ترا به خدا رهنمونهاى امام خمينى را كه از جدّش نشأت گرفته سرمشق قرار دهيد و
قلب او را نرنجايند...»
لطفا به بخش گالری مراجعه شود.