ویرایش‌ها

شهید مهدی قاسمی روشناوند

۲۴۱ بایت حذف‌شده، ‏۲۶ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۰۷:۲۴
نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمنده‌
گلزار : بهشت‌قاسم‌
==خاطرات==
* احساس مسؤلیتموضوع احساس مسؤليتراوی شهربانو قاسمیمتن کامل خاطره
به خاطر دارم مهدی یک هفته قبل از این که به شهادت برسد، چند روز مرخصی گرفت و به گناباد آمد. در آن جا برایش گوسفند قربانی کردیم و قرار شد، ناهار همه دور هم جمع شویم. با این که مهدی مرخصی داشت و نیز از گلو درد شدیدی رنج می برد گفت: باید هر چه سریعتر به منطقه باز گردم. دلم پیش همرزمانم است و نمی توانم در این جا بمانم. هر چه گفتم برادر جان تو که هنوز تازه آمده ای حداقل بمان تا گلو دردت خوب شود هر چه اصرار کردیم نتوانستیم مانع رفتن او شویم. بالاخره خداحافظی کرد و رفت و حتی ذره ای از آن گوشت نخورد. مثل این که دیگر طاقت ماندن در این دنیا را نداشت و بعد از یک هفته خبر شهادتش را برای مان آوردند. تواضع و فروتنیموضوع تواضع و فروتنيراوی شهربانو قاسمیمتن کامل خاطره
* به خاطر دارم قبل از این که مهدی به خدمت سربازی اعزام شود، یک شب او را برای شام دعوت کردم. برادر بزرگم نیز در خانه حضور داشت و هنگامی که مهدی مقداری پول در حدود ده هزار تومان به او هدیه داد ولی مهدی نپذیرفت و از گرفتن پول امتناع ورزید. مجددا پدرم همان مقدار پول را به عنوان هدیه به مهدی داد ولی باز هم قبول نکرد و گفت: پدر جان ، پولی که شما برای به دست آوردن آن زحمت زیادی کشیده اید من نمی توانم براحتی خرج کنم. لحظه و نحوه شهادتموضوع تواضع لحظه و فروتنينحوه شهادتراوی غلامرضا قاسمیمتن کامل خاطره
به خاطر دارم قبل یکی از این که همرزمان برایم نقل کرد ، مهدی به خدمت سربازی اعزام شود، در جبهه مسئول تدارکات بود . یک شب او را روز که برای شام دعوت کردم. برادر بزرگم نیز در خانه حضور داشت حمل غذا و هنگامی رساندن آن به نیروها به خط مقدم رفته بود ، ماشین آنها مورد اصابت خمپاره ی دشمن قرار می گیرد که مهدی مقداری پول در حدود ده هزار تومان همانجا ماشین آتش می گیرد و ایشان نیز به او هدیه داد ولی مهدی نپذیرفت و از گرفتن پول امتناع ورزیدفیض عظیم شهادت نائل می گردد. مجددا پدرم همان مقدار پول را به عنوان هدیه به مهدی داد ولی باز هم قبول نکرد و گفت<ref>[http: پدر جان ، پولی که شما برای به دست آوردن آن زحمت زیادی کشیده اید من نمی توانم براحتی خرج کنم//www.yaranereza.ir/ShowSoldier.راوی شهربانو قاسمیaspx?SID=16436 یاران رضا]</ref>
* موضوع لحظه و نحوه شهادت
 
یکی از همرزمان برایم نقل کرد ، مهدی در جبهه مسئول تدارکات بود . یک روز که برای حمل غذا و رساندن آن به نیروها به خط مقدم رفته بود ، ماشین آنها مورد اصابت خمپاره ی دشمن قرار می گیرد که در همانجا ماشین آتش می گیرد و ایشان نیز به فیض عظیم شهادت نائل می گردد.راوی غلامرضا قاسمی.<ref>[http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=16436 سایت یاران رضا]</ref>
==پانویس==
<references />==نگارخانه تصاویر==<gallery>Image:مهدی‌قاسمی‌روشناوند.jpg</gallery>==رده=={{ترتیب‌پیش‌فرض: مهدی‌_قاسمی‌_روشناوند}}[[رده: شهدا]][[رده: شهدای دفاع مقدس]][[رده: شهدای ایران]][[رده: شهدای استان خراسان شمالی]][[رده: شهدای شهرستان گناباد]]
۴۴۶
ویرایش