یادم می آید یک روز پدرش درمنزل نشسته بود که محمد تقی آمد و کمی پول گرفت وبه شهر رفت وقتی آمد هیچ پولی دستش نبود پدرش ازایشان سوال کردکه پولت را چکار کردی ؟ او گفت : به فقیر دادم .<ref>[http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=%2016537 یاران رضا]</ref>
منبع سایت: http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID= 16537=پانویس==<references/>