بسمه تعالی
شهید محمد فرح بخش
==زندگینامهزندگی نامه==
1ـ نكات برجسته در زندگي شهيد:
ايشان در زندگي آرام و كم سخن بودند ظاهري زيبا و آراسته داشتند. به طوري كه در محل به بچه مثبت و سربه زير معروف بود و از آنجا كه همه دوستان خود را به حد زيادي دوست داشت و هميشه ميگفت اينها برادران من هستند. زيرا ايشان برادري نداشتند و با اسرار ايشان و به اسرار ايشان براي داشتن برادر و نامآور خانواده فرزنداني اختيار كرديم كه يكي از آنها پسر بود تا آرزوي او نيز برآورده شد و در آن زمان شادي او دو چندان شد به حدي كه سراز پا نميشناخت و در بازار كفاشها مشغول بودند تا زماني كه به خدمت مقدس سربازي اعزام شدند زماني كه در پادگان جي دوران خدمت خود را ميگذراند دوستان زيادي از همه جاي ايران داشتند كه يكسري از عكسها هم تهيه ميباشد.
در آخرين مرخصي كه آمده بود با وجود بيماري كه جسم او را رنجور كرده بود به بازسازي خانه مادربزرگ خود بسيار كمك كرد و انگار كه ميدانست ديگر برنميگردد از همه دوستان وآشنايان حلاليت ميطلبيد و با وجود جسم بيماري كه داشت بسيار كمك حال آنها بود. از آنجايي كه فرزندي پاك و با خدا بود در شب قبل از شهادت يعني شب عيدقربان سال 1367 به خواب مادر آمده بود و نويد شهادت خود را به او داده بود و تنها فردي بود كه در آن محله و از بين دوستان بچه محلها به مقام شهادت نائل گرديد. ايشان در آخرين عمليات قبل از قطع نامه يعني عمليات مرصاد در پادگان الله اكبر منطقه عملياتي سرپل ذهاب به مقام رفيع شهادت نائل گرديد. روحش شاد و يادش گرامي باد
==خاطرات==
*خاطره ای از زبان مادر شهید
ايشان از اسرار و رازهاي دروني خود با خانواده صحبت نميكردند تا نكند خانواده اش از بيماري و مشكلي که داشت ناراحت شوند تا روزي كه از بيمارستان شهيد چمران با منزل خانواده اش تماس گرفته و گفتند كه ايشان بستري شدهاند از آنجا بود كه يكه خوردم كه چه قدر از فرزند خود بياطلاع هستم كه من را محرم خود ندانسته و بيماري خود را به من نگفته ولي ايشان اظهار داشتند نميخواستند ناراحتي مادر خود و خانواده را ببينم به همين دليل چيزي نگفت.<ref>[http://www.ajashohada.ir/home/martyrdetails/20140 سایت شهدای ارتش]</ref>
==پانویس==
<references />
==نگارخانه تصاویر==
<gallery>
</gallery>
==پانویس==
<references />