متن کامل خاطره
نورا… می گفت : دو پدر بزرگم را خواب دیدم که سه خانه ساخته است دو تا دایی شهیدم هر کدام یک خانه داشتند من گفتم : این خانه مال من است ؟ دایی شهیدم گفت : تا وقتی که ازدواج نکنی نمی توانی به این خانه بیایی ! .منبع سایت: <ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=19546سایت یاران رضا]</ref> ==پانویس==<references />