ویرایش‌ها

شهیدمحمد منصوریان

۴۱۰ بایت حذف‌شده، ‏۱۳ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۱۶
نام پدر : علی‌
 
تاریخ تولد :
محل تولد : درگز
مکان شهادت : تایباد
تحصیلات : نامشخص منطقه شهادت : شغل : یگان خدمتی :
گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است .
نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : سایر
گلزار مسئولیت :سایر
خاطرات
حالات معنوی قبل از شهادت==خاطرات==
موضوع : حالات معنوي قبل از شهادت
راوی : حالات معنوي قبل از شهادت فاطمه مرادی مقدم
متن کامل خاطره
به خاطر دارم، آخرین باری که بابا محمد به مرخصی آمده بود، حال و هوای دیگری داشت . گویی به او الهام شده بود که به [[شهادت]] می رسد . شب قبل از این که عازم [[جبهه]] شود ، به عکاسی رفت و یک عکس یادگاری از خودش گرفت و مقداری گل در چارچوب قاب عکس گذاشته بود و به من گفت : مادر جان این بار که به [[جبهه]] بروم [[شهید]] می شوم و این عکس را هم برای شهادتم آماده کرده ام .
فکاهی شوخ طبعی
موضوع : فکاهي شوخ طبعي
راوی : فکاهي شوخ طبعي محسن منصوریان
متن کامل خاطره
به یاد دارم یک شب حدود ساعت دوازده در حیاط منزل خوابیده بودم یک مرتبه متوجه شدم که تمام لباسهایم خیس شد . از خواب پریدم و دیدم که محمد به عنوان شوخی یک پارچ آب روی لباسهایم خالی کرده و من هم بلند شدم و شلنگ آب را بر روی محمد گرفتم و تمام بدنش را خیس کردم و این بهترین خاطره ای بود که از برادرم به یاد داشتم .
پیش بینی شهادت
موضوع : پيش بيني شهادت
راوی : پيش بيني شهادت فاطمه مرادی مقدم
متن کامل خاطره
بابا محمد خودش را برای شهادت آماده کرده بود ، قبل از شهادتش عکس گرفته بود و در قاب عکس نصب کرده بود و تعدادی گل در چارچوب قاب عکس گذاشته بود و می گفت من شهید میشوم و این عکس را برای شهادتم آماده کردم .
فکاهی شوخ طبعی
موضوع : فکاهي شوخ طبعي
راوی : فکاهي شوخ طبعي حسن منصوریان
متن کامل خاطره
ساعت 12 شب بود در حیاط منزل خوابیده بودم یک مرتبه متوجه شدم که تمام لباسهایم خیس شده است ، وقتی از خواب بلند شدم دیدم محمد آمده و به عنوان شوخی یک پارچ آب روی لباسهایم ریخته بود . ایشان از ماموریت آمده بود .
 
منبع سایت: http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID= 19722
۵۰۹
ویرایش