==خاطرات==
*خاطره ای از زبان همسر شهید:
قرآنی را كه حسین، سال ها پیش به من هدیه داده بود، باز كردم. خط زیبای حسین توجه مرا به خود جلب كرد: «اهدا می نمایم به همسرم تا فرزندانمان و فرزندان اسلام را با این كتاب آسمانی آشنا و طبق موازین و اصول آن، تعلیم و تربیت نموده و معلم اسلام باشد و این تنها وصیت من است.» اكنون دیگر حسین تنها نبود ولی تنها وصیت او، در صفحه ی اول كتاب آسمانی، همیشه من خانم معلم را با یادش نوازش می داد. یاد روزی افتادم كه حسین، به خواستگاری آمده بود و قبل از هر چیز به من گفت: «شما بایستی چادر سر كنید» و من هم قبول كردم. خانه ی ما تا پیروزی انقلاب روی تلویزیون و رادیو ضبط را به خود ندید. حسین می گفت: اینها اسلامی نیستند. بارها به من می گفت: زن و مرد وقتی با هم ازدواج می كنند دیگر «ما» می شوند. یاد نماز شب ها و روزه هایش می افتم. حسین 2 یا 3 ماه در سال، روزه می گرفت و من را همیشه به خواندن كتاب و مطالعه تشویق می كرد .
خاطره ای از زبان همسر شهید قرآنی را كه حسین، سال ها پیش به من هدیه داده بود، باز كردم. خط زیبای حسین توجه مرا به خود جلب كرد: «اهدا می نمایم به همسرم تا فرزندانمان و فرزندان اسلام را با این كتاب آسمانی آشنا و طبق موازین و اصول آن، تعلیم و تربیت نموده و معلم اسلام باشد و این تنها وصیت من است.» اكنون دیگر حسین تنها نبود ولی تنها وصیت او، در صفحه ی اول كتاب آسمانی، همیشه من خانم معلم را با یادش نوازش می داد.
==وصیتنامه==
بسمه تعالی
اينجانب حسين شهرامفر دارای شماره شناسنامه... صادره از مشهد، فرزند شعبانلی كه به وحدانيت الهی و نبوت جميع انبياء و خاتميت حضرت محمد بن عبدالله (صلی الله عليه و آله) و ولايت و عصمت ائمه اثنی عشر و حضرت فاطمه زهرا (صلوات الله عليهم اجمعين) و به كليه عقايد اسلاميه اصولاً و فروعاً اقرار و در حال صحت و اختيار من دون الاكره و الاجبار، در حالتي كه تمامی اقارير شرعيه از من ممضی و نافذ بود وصيت نموده ام ... <ref>[http://ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/16016 سایت شهدای ارتش]</ref>
یاد روزی افتادم كه حسین، به خواستگاری آمده بود و قبل از هر چیز به من گفت==نگارخانه تصاویر==<gallery> Image: «شما بایستی چادر سر كنید» و من هم قبول كردم1445531KAKA002-001. خانه ی ما تا پیروزی انقلاب روی تلویزیون و رادیو ضبط را به خود ندید. حسین می گفتjpgImage: اینها اسلامی نیستند1445531KAKA003-001. بارها به من می گفتjpgImage: زن و مرد وقتی با هم ازدواج می كنند دیگر «ما» می شوند. یاد نماز شب ها و روزه هایش می افتم. حسین 2 یا 3 ماه در سال، روزه می گرفت و من را همیشه به خواندن كتاب و مطالعه تشویق می كرد 1445531KAKA001-001.jpg </gallery> ==پانویس==<references />==رده=={{ترتیبپیشفرض:حسین_شهرام فر}}[[رده: شهدا]][[رده: شهدای دوران دفاع مقدس]][[رده: شهدای ارتش جمهوری اسلامی ایران]][[رده: شهدای ایران]][[رده: شهدای استان مشهد]]