تا این كه در سال 1362 تصمیم گرفت به جبهه برود و ثبت نام كرد، ولی بعداً به علت این كه چندی به خدمت سربازیش نمانده بود از رفتن به جبهه منصرف گشت، هنوز 13 ماه به سربازیش مانده بود كه به خدمت رفت، دوره ی آموزشی را در پادگان چهل دختر گذراند و بعد از آن عازم جبهه شد ابتدا در جزیره مجنون مجروح گشت و پس از آن به كردستان و سقز و ... منتقل گشت تا این كه در آخر به سرپل ذهاب عازك شد و چند روز به شهادت وی، به او و چهارنفر دیگر عملیاتی در سومار واگذار گردید، آنها به [[سومار]] رفتند تا شب موعد، شب تاسوعای حسینی، ماه محرم حسینی، ماهی كه در آن به دنیا آمده بود و شبی كه در آن از دنیا می رفت.
بالاخره زمان نتیجه گیری وی از اعمالش در دنیا رسید، خوشا به حالش كه با این پیروزی بزرگ، از این امتحان بیرون آمد، امام حسین(ع) او را پذیرفته بود آری، و در همان شب، حسین طی یك عملیات پیروزمندانه به نام عاشورای حسینی به دیدار معشوق شتافت. آری این بود زندگی نامه كسی كه تمام زندگی وی توأم با حسین (ع) بود او را در محرم از امام حسین گرفتند، و امام حسین (ع) او را در شب تاسوعای خویش در حالی كه تنها تكیه كلامش یا حسین یا حسین بود، از امانتدار خویش باز پس گرفت.<ref>[http://ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/3282منبع سایت شهدای ارتش]</ref>
منبع: سایت شهدای ارتش==پانویس==http:<references//ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/3282>