ویرایش‌ها

شهید علی اصغر اسدی

۴۲ بایت اضافه‌شده، ‏۱۶ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۰۹:۴۴
==زندگی نامه==
على‏اصغر اسدى در سال 1348 و در 19 سالگى با خانم ثرّیا چوبدار پیمان ازدواج بست که مدّت زندگى مشترک آن‏ها 12 سال بود.همسر شهید مى‏گوید: «او فردى خوش اخلاق، خوش برخورد، متواضع، صابر و باتقوا بود.»ثرّیا چوبدار ـ همسر شهید ـ مى‏گوید: «به ساده زیستى علاقه داشت. در سال 1351 با آیت اللّه ربّانى شیرازى در رابطه بود. او با روحانیّون علیه شاه فعّالیّت مى‏کرد. پیرو خط امام بود و زندگى خود را وقف مبارزه و اعتقاد خود کرده بود. یک‏بار از قم که اعلامیّه‏ى امام را مى‏آورد، ساواک او را دستگیر کرد و مجروح شد که او را به زندان تایباد بردند. در تهران نیز در زندان اوین افتاد.بعد از پیروزى انقلاب با تشکیل کمیته انقلاب اسلامى، ابتدا عضو کمیته و سپس عضو سپاه پاسداران شد.بعد از پیروزى انقلاب، یک مأموریّت 45 روزه به شهرستان کاخک داشت. چون در آن‏جا منافقین نفوذ کرده بودند، او به عنوان مسئول گروه توانست با شجاعت شهرستان کاخک را از دست منافقین خارج کند.مى‏گفت: «شهدا زحمت‏هاى زیادى کشیده‏اند که باید خون‏هاى آن‏ها را پایمال نکنیم. نشستن در خانه حرام است، وقتى که دشمن به خاک ما حمله کرده است.» در اوایل جنگ به منطقه‏ى کردستان اعزام شد و در مقابل حرکت‏هاى منافقین استقامت کرد.او فرمانده‏اى بسیار شجاع بود. با نیروها خوشرفتارى مى‏کرد. بیشتر از همه زحمت مى‏کشید و در مأموریت‏هاى خطرناک پیش‏قدم بود. او از سوى سپاه نیشابور محافظ نمایندگان مجلس بود. در پشت جبهه در سازماندهى نیروهاى بسیج فعّالیّت مى‏کرد.و در سپاه پاسداران انقلاب اسلامى نیز حضور داشت.على‏اصغر اسدى در در تاریخ 3/9/1360 و در گیلان غرب بر اثر اصابت ترکش به درجه عظماى شهادت رسید. پیکر مطهّر ایشان پس از حمل به زادگاهش در گلزار مشترک روستاى قلعه و چشمه خسرو به خاک سپرده شد.
همسر شهید مى‏گوید: «او فردى خوش اخلاق، خوش برخورد، متواضع، صابر و باتقوا بود.» ثرّیا چوبدار ـ همسر شهید ـ مى‏گوید: «به ساده زیستى علاقه داشت در سال 1351 با آیت اللّه ربّانى شیرازى در رابطه بود. شهادت او با روحانیّون علیه شاه فعّالیّت مى‏کرد. پیرو خط امام بود و زندگى خود را وقف مبارزه و اعتقاد خود کرده بود. یک‏بار بر روى بسیارى از قم که اعلامیّه‏ى امام را مى‏آورد، ساواک او را دستگیر کرد افراد تأثیر گذاشت و مجروح باعث شد که او را به زندان تایباد بردند. در تهران نیز در زندان اوین افتاد. بعد از پیروزى انقلاب با تشکیل کمیته انقلاب اسلامى، ابتدا عضو کمیته و سپس عضو سپاه پاسداران شد. بعد از پیروزى انقلاب، یک مأموریّت 45 روزه به شهرستان کاخک داشت. چون در آن‏جا منافقین نفوذ کرده بودند، او به عنوان مسئول گروه توانست با شجاعت شهرستان کاخک را از دست منافقین خارج کند. مى‏گفت: «شهدا زحمت‏هاى افراد زیادى کشیده‏اند که باید خون‏هاى آن‏ها را پایمال نکنیم. نشستن در خانه حرام است، وقتى که دشمن به خاک ما حمله کرده استجبهه‏ها بروند.» در اوایل جنگ به منطقه‏ى کردستان اعزام شد و در مقابل حرکت‏هاى منافقین استقامت کرد. او فرمانده‏اى بسیار شجاع بود. با نیروها خوشرفتارى مى‏کرد. بیشتر از همه زحمت مى‏کشید و در مأموریت‏هاى خطرناک پیش‏قدم بود. او از سوى سپاه نیشابور محافظ نمایندگان مجلس بود. در پشت جبهه در سازماندهى نیروهاى بسیج فعّالیّت مى‏کرد.و در سپاه پاسداران انقلاب اسلامى نیز حضور داشت. ==مسئولیّت‏هاى شهید عبارتند از==
*مسولیت‏هاى شهید عبارتند از
1 ـ از تاریخ 1/7/1358 تا 31/2/1359 مسئول پایگاه بسیج نیشابور
 
2 ـ از تاریخ 1/3/1359 تا 1/4/1360 محافظ نماینده مجلس،
 
3 ـ از تاریخ 2/4/1360 تا 9/8/1360 محافظ نمایندگان از سوى پایگاه نیشابور،
4 ـ از تاریخ 10/8/1360 تا 1/10/1360 فرماندهى گردان در لشکر 5 نصر.
4 ==خاطرات==*ثریّا چوبدار ـ از تاریخ 10/8/1360 تا 1/10/1360 فرماندهى گردان همسر شهید ـ مى‏گوید: «در محاصره‏ى جادّه‏ى ماهشهر ـ آبادان در منطقه با مشکل برخورد مى‏کنند که مجبور مى‏شوند عقب نشینى کنند. در راه برگشت با تعدادى عراقى برخورد مى‏کنند که او بلافاصله یک لباس عربى که به همراه داشت بر تن مى‏کند و آن لباس را هم خونى مى‏کند و در همان جا مى‏خوابد. وقتى عراقى‏ها او را مى‏بینند، فکر مى‏کنند که او کشته شده است.» اگر رزمنده‏اى مشکل داشت با تمام وجود مشکلش را حل مى‏کرد و در شادى آن‏ها شاد و در لشکر 5 نصرغم‏هاى آن‏ها ناراحت مى‏شد.
ثریّا چوبدار ـ همسر *همرزم شهید ـ على اکبر شوشترى ـ مى‏گوید: «در محاصره‏ى جادّه‏ى ماهشهر ـ آبادان در منطقه با مشکل برخورد مى‏کنند که مجبور مى‏شوند عقب نشینى کنندزمان جنگ شبى نگهبان بودم و نخوابیده بودم. حالت خواب آلودگى داشتم. شهید اسدى نیز پاس بخش بود. در راه برگشت با تعدادى عراقى برخورد مى‏کنند که او بلافاصله یک لباس عربى که به همراه داشت بر تن مى‏کند طرف من آمد و آن لباس را هم خونى مى‏کند و در همان جا مى‏خوابدگفت: شما خسته‏اید، بروید استراحت کنید. وقتى عراقى‏ها او را مى‏بینند، فکر مى‏کنند که او کشته شده استمن به جاى شما انجام وظیفه مى‏کنم.»او یک نظامى متفکّر بود.» اگر رزمنده‏اى مشکل داشت با تمام وجود مشکلش اندک مهمّات بر دشمن پیروز مى‏شد. با کمترین تلفات، بیشترین تلفات را حل مى‏کرد و در شادى آن‏ها شاد و در غم‏هاى آن‏ها ناراحت مى‏شداز نیروهاى بعثى مى‏گرفت.
*همرزم شهید ـ على اکبر شوشترى مجتبى انتظارى ـ مى‏گوید: «در زمان جنگ شبى نگهبان بودم «همیشه با وضو بود و نخوابیده بودم. حالت خواب آلودگى داشتم. شهید اسدى نیز پاس بخش بود. نماز شب او به طرف من آمد و گفت: شما خسته‏اید، بروید استراحت کنید. من به جاى شما انجام وظیفه مى‏کنمهیچ وقت ترک نشد
او یک نظامى متفکّر *همسر شهید مى‏گوید: «او خواب دیده بودکه شهید مى‏شود. با اندک مهمّات به من گفت: «این دفعه که به جبهه بروم، دیگر بر دشمن پیروز مى‏شدنمى‏گردم، یا سرم به کربلا مى‏رود، و یا خودم. با کمترین تلفات، بیشترین تلفات » همان طور هم شد. وقتى که او به شهادت رسید و جنازه‏اش را آوردند، یک قسمت از نیروهاى بعثى مى‏گرفتسرش از بین رفته بود.»
همرزم شهید ـ مجتبى انتظارى ـ مى‏گوید: «همیشه با وضو بود و نماز شب او هیچ وقت ترک نشد.» همسر شهید مى‏گوید: «او خواب دیده بود که شهید مى‏شود. به من گفت: «این دفعه که به جبهه بروم، دیگر بر نمى‏گردم، یا سرم به کربلا مى‏رود، و یا خودم.» همان طور هم شد. وقتى که او به شهادت رسید و جنازه‏اش را آوردند، یک قسمت از سرش از بین رفته بود.» *همرزم شهید ـ مجتبى انتظارى ـ مى‏گوید: «در عملیّاتى که ایشان به شهادت رسید، باید از آب عبور مى‏کردیم. او کفش‏هایش را از پا در نیاورد. وقتى که به شهادت رسید، کفش‏هایش را که از پا درآوردند پوست پایش به کفش چسبیده بود.» على‏اصغر اسدى در در تاریخ 3/9/1360 و در گیلان غرب بر اثر اصابت ترکش به درجه عظماى شهادت رسید. پیکر مطهّر ایشان پس از حمل به زادگاهش در گلزار مشترک روستاى قلعه و چشمه خسرو به خاک سپرده شد. شهادت او بر روى بسیارى از افراد تأثیر گذاشت و باعث شد که افراد زیادى به جبهه‏ها بروند.
==وصیت نامه==
شهید در وصیّت نامه خود این چنین مى‏گوید: «بنا به وصیّت شهدا و امام فقیدمان، در تمام شئون زندگى مراقب و مواظب اعمال و کردار خود باشید. پشتیبان و لایت فقیه و امام عزیز باشید. اگر از ولایت جدا شوید مسلما هلاک خواهید شد. همیشه با چشمانى باز دشمنان و دوستان خود را بشناسید و به اصل تولّى و تبرّى ـ که از فروع دین ماست ـ توجّه داشته باشید. وحدت کلمه را حفظ کنید تا فنا نشوید که «واعتصموا بحبل الله جمیعا ولا تفرقوا.» یاد و خاطره‏ى شهدا را هرگز از یاد نبرید. شهدا را براى همیشه معلّمان آزادى و ایثار بدانید.»
همچنین مى‏گوید: «توصیه‏ام به خانواده‏هاى شهدا، اسرا و مفقودین این است که هیچ‏گاه احساس حقارت نکنید؛ زیرا فرزندان، شوهران، پدران و برادران شما براى دفاع از ارزش‏هاى انسانى و اسلامى جان خود را فدا کردند و راهشان را به درستى انتخاب کردند و حقیقتا لبیک گویان صادق شهدا هستند که به نداى سرور شهیدان و به حسین زمان لبیک گفتند و همه‏ى هستى خود را فدا کردند و در عوض زندگى جاودانه و ابدى را براى خود برگزیدند. سنگر صبر و بردبارى و استقامت را هیچگاه خالى نگذارید و چون «بنیان مرصوص» در مقابل حوادث بایستید که ما همه از تبار راست قامتان جاودانه تاریخ خواهیم بود.»  <ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=2108 سایت یاران رضا]</ref>==پانویس==
http:<references //yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=2108>
دیوانسالار، مدیر، uploader
۵٬۰۸۰
ویرایش