==زندگی نامه==
روز سوم اردیبهشت 1358 تيمسار وليالله قرهني اولين رئيس ستاد مشترك ارتش جمهوري اسلامي ايران به دست عوامل گروه فرقان در منزل خود به شهادت رسيد.
در بررسي زندگي خصوصي و اجتماعي/ سياسي بعضي از شخصيتها، اعم از متقدمين و متأخرين، گهگاه به چهرههايي برميخوريم كه با وجود موقعيتهاي ممتاز و مطرح در زمان حيات خويش، زندگي و عملكردهايشان در هالهاي از ابهام و در پارهاي موارد، حتي در تاريكي قرار گرفته و همين ابهام، تبيين تاريخچه حياتشان را براي محقق و پژوهشگر تاريخي تا حدود زيادي سخت و مشكل ميسازد. شهيد سپهبد محمدولي قرني- نخستين رئيس ستاد ارتش پس از پيروزي انقلاب اسلامي- يكي از همين چهرههاست. با اين وجود، با تلاش زياد و كمك گرفتن از دوستان و همكاران، توانستيم بعضي از زواياي تاريك و پنهان زندگي اين شهيد بزرگوار را روشن كنيم و براي نسل حاضر و نسلهاي آينده، در اختيار علاقهمندان قرار دهيم. آنچه در پيميآيد، حاصل اين تلاش است.
*تولد و تحصيلات
شهيد قرني در سال 1292 خورشيدي، در خانوادهاي متوسط الحال از منظر مادي و در عين حال با روحيه مذهبي، در تهران به دنيا آمد. وي سومين فرزند خانواده بود. پدرش، ميرزا آقاخان نام داشت و از مديران مخابرات تهران بود. به هنگام خردسالياش، پدر چند سالي به شيراز منتقل شد و خانواده در شيراز اقامت داشت و مجدداً به تهران بازگشتند. اما پدر، در راه بازگشت، در آباده بيمار شد و به سبب همان بيماري از دنيا رفت. به هنگام فوت پدر، شهيد قرني ده سال بيش نداشت. خانوادهاش يك سال در اصفهان اقامت گزيد و وي تحصيلات ابتدايي خود را در دبستان گلبهار اصفهان به اتمام رساند. پس از بازگشت به تهران، تحصيلات متوسطهاش را در دبيرستان دارالفنون آغاز كرد و در دبيرستان نظام ارتش به پايان رساند. در سال 1309 وارد دانشكده افسري شد و در سال 1313 با درجه ستوان دومي، در رسته توپخانه فارغالتحصيل گرديد. وي از هوش و استعدادي سرشار برخوردار بود، چنان كه در دبيرستان نظام، ميان 32 تن از همكلاسان خود- كه همه برگزيده بودند- نفر دوم و در دانشكده افسري هم با معدل 68/17 نفر سوم شد. (نوروزي فرسنگي، 1383)
زندگي *ندگي خدمتي شهيد قرني
چنان كه پيش از اين گفته شد، شهيد قرني در طول سالهاي خدمت خود (1313- 1337)، يعني حدود 24 سال، مصدر خدمات و مشاغل مهمي بوده كه در تمامي اين مشاغل، شايستگي و لياقت خود را به نمايش گذاشته . آخرين سمت ايشان پيش از اخراج از ارتش، رياست ركن 2 و معاونت ستاد ارتش بوده است. اين شغل، باتوجه به موقعت زماني و وضعيت ارتش پس از كودتاي 28 مرداد 1332، شغل بسيار مهمي بوده كه هركس قادر به تصدي آن نبوده است.
===شهادت===
ترور شهيد سرلشكر محمدولي قرني به گروهك تروريستي فرقان نسبت داده شده و اين گروهك نيز مسئوليت اين جنايت بزرگ را به گردن گرفته است. گروهك فرقان چنان كه بعدها مشخص شد، يك گروه تروريستي آلت دست بيگانگان بود. يك گروه محارب با انقلاب و نظام جمهوري اسلامي كه در قالب تروريسم هدايت شده از جانب مثلث سيا، صهيونيسم و ساواك، حملات خود را عليه روحانيت مبارز و چهرههاي ارزشمند نظام جمهوري اسلامي ساماندهي ميكرد. گروهي كه خطر نفوذ افكار التقاطي و مادي آنها در بين جوانان، بهويژه دانشجويان، از سوي استاد شهيد آيتاللهمطهري حدود دو سال پيش از انقلاب، يعني از بدو تشكيل گروهك مذكور احساس شده بود. (نوروزي فرسنگي، 1383)
*سخن آخر
دربارة شهيد والامقام، سرلشكر محمدولي قرني، چه در زمان پيش از پيروزي انقلاب و در دوران تصدي اداره دوم ستاد ارتش و چه پس از پيروزي، در زمان تصدي رياست ستاد ارتش انقلاب سخنان زيادي گفته شده و مطالب فراواني به رشته تحرير درآمده است. حرفها و نوشتههايي كه بيشتر از سر عناد و بغض بوده و كمتر از ماهيت منطقي و مستدل برخوردار است. اين مطالب چنان ضد و نقيض و از سر دشمني است كه اصولاً كشف حقيقت را بسيار مشكل ميسازد؛ بهگونهاي كه موضوع و سبب دستگيري و محكوميت نخست ايشان را درهالهاي از ابهام قرار داده، مانع از كشف حقيقت ميشود. واقعاً به درستي پيدا نيست كه آيا به راستي قرني طراح و مجري كودتايي در دوران نظام شاهنشاهي بوده و آيا وي اين طرح را در اختيار آمريكاييها قرار داده؟! اين با عقل سليم سازگار نيست كه يك افسر تحصيل كرده، در يك موقعيت بسيار حساس نظامي، با علم به اينكه آمريكا خود شاه را به قدرت باز گردانده، پس چگونه ميتواند عامل سرنگونياش باشد و منافع آمريكا از طريق در قدرت ماندن شاه تأمين ميشود، دست به اشتباهي چنين فاحش بزند.
*منابع و مأخذ:
1- نوروزي فرسنگي، احمد، ناگفتههايي از زندگي سپهبد قرني، ج دوم، تهران: زهد، 1383.
*پينوشتها:
1- ظاهراً امتيازاتي چون آجودان شاه بودن و داشتن نشان لياقت، آن هم در يك نظام باطل، قطعاً داراي بار منفي است، اما در مورد شخصي همچون شهيد قرني كه بعدها به خاطر اعتقاد و ايمانش، به تمامي اين امتيازات و افتخارات پشت پا زده و زندان و محكوميت و خلع درجه را به جان خريده، بيانگر بيارزش بودن چنين امتيازاتي است.
2- استاد علوم سياسي دانشگاه لوئيزيانا؛ در ميان پژوهشگران غرب داراي ويژگيهاي منحصر به خود است. عمده تحقيقات وي پيرامون رويدادهاي سياسي ايران از دهه 1320 تاكنون صورت گرفته و يكي از كارشناسان برجسته مسائل ايران به شمار ميرود. فارغ از حسابگريهاي سياسي روز تحقيقات خود را انجام ميدهد و دولت آمريكا را زير سؤال ميبرد.
3- سید ضیاءالدین طباطبائی پس از كودتاي مذكور مدت سه ماه رياستالوزرايي را به عهده داشت و كابينهاش به كابينه سياه معروف شد و با اشاره احمدشاه و توسط رضاخان سردار سپه از ايران اخراج گرديد. وي تا سال 1323 خورشيدي در فلسطين به كشاورزي اشتغال داشت و سپس به ايران بازگشت و نماينده مجلس شد و بعدها به سناتوري رسيد. منبع: <ref>موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی</ref>==پانویس==<references />