==خاطرات==
خاطره زیبایی که به یاد دارم این است که اسم پدر ایشان برای حج در آمده بود. ولی اسم من در نیامده بود. یک روز که از جلوی بانک رد می شدم، با تعجب دیدم که آخرین اسم در لیست اسامی در آمده برای حج اسم من بود. من هم به حاج آقا موضوع را گفتم و حالا همه چیز مهیا شده بود برای رفتن . ما متوجه شدیم در حسابمان پولی نداریم. شب در خواب جمشید را دیدم که به من گفت: مادر جان در لای قرآن پول گذاشتم برو و آنها را بردار و استفاده کن. بعد ما هم رفتیم از همان پول استفاده کردیم و به حج مشرف شدیم.<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=3664منبع سایت یاران رضا]</ref>
==پانویس==
<references/>
== ردهها ==
{{ترتیبپیشفرض:جمشید_باقریان_سرشور}}
[[رده: شهدا]]
[[رده: شهدای دفاع مقدس]]
[[رده: شهدای ایران]]
[[رده: شهدای استان خراسان رضوی]]
[[رده: شهدای شهرستان مشهد]]