ویرایش‌ها

شهید سید حسن بهشتی نژاد

۲۵ بایت اضافه‌شده، ‏۶ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۱۶:۴۲
در آغاز جوانی حوزه علمیه [[اصفهان ]] پذیرایی وجود عطشناکش عطش‌ناکش گردید و در محضر پدر و دیگر استادان بلند مرتبه توشه سفر برگرفت و پس از آن مهیای هجرت شد دیگر این خانه و این شهر مامن خستگی ‌ هایش نبود با کوله باری از سوال و عطش سیری ناپذیر برای دانستن از شهر ‌ آرزوها و رنجها جدا شد و برای جستن گوهر معنا سوار بر کشتی طلب به دریای معرفت راند و به حوزه علمیه [[قم ]] رفت جوان بود و پر نشاط ودر سر سودای عشق محبوب ازلی را می ‌ پروراند . وجود اساتیدی چون حضرت حضرات آیات فاضل لنکرانی ، نوری همدانی ، حسین مظاهری . [[شیخ مرتضی حائری ]] و .... او را به محبوب نزدیک ‌ تر ساخت و عالمی شد با مدارج بالای علمی حوزوی .
طی مراحل و مراتب علم عرفان در محضر اساتید بزرگوار روحش را تعالی بخشیده و خود منبع فیض و کمال گردید از همین رو در مدرسه حقانی مشاور راهنمای جویندگان کمال و پویندگان طریق حق گردید .
گذر زمان عطش او را برای آموختن بیشتر می ‌ کرد و دانائیش را افزون ‌ تر . در همین روزها (سالهای 56-57 ) بحثهای شناخت استاد [[شهید مطهری ]] و شهید مظلوم بهشتی او را جذب جلسات آن دو بزرگوار نمود و بهره فراوان جست از این جلسات .
و در این زمان هم تحصیل علم نمود و هم در سنگر تدریس صادقانه و با اشتیاق آنچه را که از علوم حوزوی فراگرفته بود به مشتاقان عرضه می ‌ داشت .
کلامش گرایی خاصی داشت . مبلغ خوش کلام شریعت محمدی و تشیع علوی دلها را با خود همراه ساخته بود .
در همین زمان که سیل خروشان خشم و اعتراض مردم بر علیه بیدادگریهای طاغوت به رهبری امام عاشقان [[خمینی ]] کبیر در تمامی شهرها به راه افتاده بود وجود ظلم ستیز و عدالت جوی سید حسن را در خود گرفت و چنان شیفته و دلباخته رهبر و پیشوای انقلاب بود که بیان و کلامش مملو از تاثیر این عشق بود .
کاشی ‌ ها و دیوارهای مسجد [[اصفهان ]] هیچگاه فراموش نخواهند کرد هفتم محرم 57 را و طنین صدای رسایش هرگز از گوشهاشان گوش‌هاشان بیرون نخواهد شد آنگاه که فریاد برآورد .
آی مردم مسلمان – هیچ نمره تمایلی به ظالم پیدا نکنید اگر به ظالم تمایل پیدا کردید آتش شما را می ‌ گیرد . همیشه بازگو کردن گذشته برای آینده سازندگی دارد یعنی در بعدهایی که ما در پیش داریم باید بهوش باشیم و به گوش باشیم که نکند این عوامل گذشته تکرار شود و ما آنچنان در فشار قرار بگیرم که دیگر امکان رهایی نداشته باشد .
گلدسته ‌ ها گلدسته‌ها و گنبدهای فیروزه ‌ ای هیچگاه خاطره ‌ ای خطبه ‌‌ های خطبه‌های نمازهای جمعه ‌ اش جمعه‌اش را ازا یاد نخواهند برد .
پس از برکنده شدن بنیاد ظلم و ستم به دست شیرمردان مرد و برافراشته شدن لوای پیروزی بر بام این کهن مرز و بوم او در سنگری دیگر برای ساختن بناهای ویران شده فکر اندیشه مردم به مبارزه پرداخت و مامور سفر به دیگر شهرها گردید .
آری 58 سال در چنین شبی سید حسن پا به عرصه هستی نهاد . خانه ‌ ای که پذیرای قدوم سبزش بود از روزگاران پیشین مردانی زهد و تقوا و ایمان و عمل را در دامان خود پرورده بود او از سلاله پاک رسول (ص) بود و اجدادش همه در سکوت روحانیت ایمان و عملشان توام با پاکی و صداقت بود . بهشتی نصب بودند و بهشتی نصیب .
پدرش مرحوم آیت ‌ ا...حاج سید مصطفی بهشتی نژاد عالمی بلند مرتبه و شهره علم و تقوا و فضیلت بود و سید حسن از همان اوان کودکی بهره ‌ مند از کلمات پدر گردید . دوران مقدماتی تحصیل را در کنار پدر به بهره ‌ گیری از داشته ‌ های وی سپری کرد کلام پدر چونان ابر بهاری بردشت جانش باریده و وجودش را مستعد رویش جوانه ‌ های جوانه‌های علم و ایمان نموده بود و ممتاز و سرآمد همسالانش .
مدتی را بر مسند قضاوت در شهر [[شیراز ]] منصوب شد و آنچه را که سالیان سال درباب احقاق حق جاری ساختن معروف و برانداختن منکر آموخته بود و در ودای قضاوت به منصه ظهور رسانید و کرد آنچه که باید می ‌ کرد .
صداقت و اخلاص در عمل و تقوی و ایمانش موجب گردید تا مردم شهرش او را برای کاندیدا تو ری مجلس برگزیند تا به نمایندگی از آنان برای ساختن فردایی روشن راهی مجلس گردد و اگر او این را پذیرفت نه برای رسیدن به قدرت مادی و مناصب دنیوی بود که برای رضای حق می ‌ جست .
۱٬۶۳۴
ویرایش