«وصیت نامة طلبة شهید: ماشاء الله باقری» «ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عندربهم یرزقون»( آل عمران-169) آنان که در راه خدا کشته شده اند مپندارید که مرده اند، بلکه زنده اند و در نزد خدای خود روزی می خورند. خداوندا! مرا به درجه رفیع شهادت نائل بگردان؛ چون چشم و جانم و روح و روانم، خمینی بت شکن می فرماید: «شهید از همة افراد افضل است» من با توجه به وظیفه ای که به عهده خود داشتم، پای به دانشگاه عشق و شهادت نهادم و از خداوند می خواهم که توفیق شهادت در راه خودش را نصیبم کند خونم در رگ هایم سنگینی می کند و باید هرچه زودتر این سنگینی را از تن خود بر طرف کنم. به کلیة جوانان عزیز توصیه می کنم که راه شهیدان را با تمام وجود ادامه دهند و از مرگ سرخ استقبال کنند که مرگ سرخ، به مراتب بهتر از زندگی ننگین است. جهاد در راه خدا کنید که به گفتة امیر مؤمنان علی-علیه السلام-: «هر چیزی زکاتی دارد و زکات بدن، جهاد است». پس ای جوانان! جهاد کنید و اسلام را ـ که اینک احتیاج به کمک شما دارد و از طرف جهانخواران شرق و غرب مورد حمله قرار گرفته است ـ یاری کنید. هرکس ساکت بماند و خدمتی به این انقلاب نکند، فردای قیامت در پیش شهیدان هیچ عذری نخواهد داشت و درکنار جهاد اصغر که جنگ با دشمنان خداست، جهاد اکبر را ـ که جهاد و مبارزه با نفس و هوای شیطانی است ـ فراموش نکنید. در این مبارزه از امام عزیزمان که مجسمة تقوا است، پیروی کنید و قدر امام عزیز را بدانید. خدای را شکر کنید که چنین نعمتی را به ما ارزانی داشته است و از خداوند متعال طول عمر و عزت ایشان را بخواهید. تا زمانی که از دستورات امام عزیز پیروی می کنید و وحدت خود را حفظ کنید، هیچ قدرتی یارای مقابله با شما را نخواهد داشت ... امروز، روز امتحان ملت ایران است که خداوند می فرماید: ما مؤمنان را به انبوه سختی ها و دشواری ها امتحان می کنیم. این جنگ امتحانی است بس بزرگ و سعی کنیم که از این امتحان، سربلند و پیروز به درآییم. ای پدران و ای مادران گرامی! فرزندان خود را با افتخار و سربلندی روانه میدان کنید تا ان شاء الله فردای قیامت در پیش پیغمبر گرامی-صلی الله علیه و آله- و ائمه- علیهم السلام- ، رو سفید باشیم. اکنون تو ای مادرم و ای مادران شهدا! از این که فرزندانتان در راه خدا کشته شده اند، ناراحت نباشید، بلکه افتخار کنید؛ لیکن مبادا یک وقت «من» در کار بیاید که بگوییم: «من» فرزندم را در راه خدا دادم که اگر «من» در کار بیاید، تمام زحمات به هدر می رود. مادرم و ای مادران شهدا! مثل کوه در برابر ناملایمات مقاومت کنید، صبری را که زینب-سلام الله علیها- بعد از شهادت عزیزانش نشان داد، داشته باشید و به گفتة قرآن، صبر و توکل داشته باشید. پدرم، مادرم و ای خواهران و برادرانم و ای خانواده های شهدا! شما به عنوان یک خانواده شهید و به عنوان نور چشمان این ملت، وظیفه دارید رسالتی را که یک خانوادة شهید باید انجام دهد به نحو احسن انجام دهید. برای پدر و مادرم و برای پدران و مادرانی که مانند حضرت ابراهیم- علیهم السلام- فرزندان خود را به جبهه نبرد می فرستند، آرزوی دنیایی نیک و آخرتی سعادتمند دارم. در آخر از کلیة اهالی محترم «نصر آباد» تقاضا دارم، که مرا ببخشند و حلال کنند. اگر حقی برگردن من دارند، حقوق خود را از خانواده دریافت دارند. خدایا، خدایا! تا انقلاب مهدی، خمینی را نگهدار. والسلام 17 / 1 / 62
==نگارخانه تصاویر==
<gallery>
Image:149 (1).jpg
</gallery>
منبع سایت شهدای خین
http://khayyen.ir/shahid/149