ویرایش‌ها

شهیداحمد گودرزی مایوان

۲۲ بایت حذف‌شده، ‏۱۳ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۰۷:۵۵
/* زندگینامه */
تاریخ تولد : 1334/10/20
 
تاریخ شهادت : 1360/07/18
محل شهادت : نامشخص
 
محل آرامگاه : خراسان شمالی - بجنورد - انصار الحسین - قطعه 1
rId4 ==زندگینامه==
شهید احمد گودرزی در سال 1334 دیده به جهان گشود. پدرش کارگری ساده و زحمت کش بود که برای تأمین هرچه بهتر معاش خانواده از قریه مایوان از توابع ناروج به بجنورد آمد. مادر و احمد نیز پدر را در جهت تأمین مخارج خانواده یاری می کردند تا این که احمد در سن ده سالگی پدرش را از دست داد و مسئولیت مادر دو برابر شد.
 
احمد تا سال پنجم درس خواند و با وجود مخالفت اطرافیان در سال 1354 وارد ارتش شد. او معتقد بود ارتش كاري مردانه و شجاعانه است. احمد توانست دو سال باقي را هم در ارتش بخواند و ديپلم بگيرد. در دوران انقلاب به علت سر پيچي از مافوق در زمان حكومت نظامي 15 روز زنداني شد و قرار بر این شد که دادگاهي شود ولی با پيروزی انقلاب این کار عملی نگردید.
 
شهید گودرزی در مهر ماه سال 1358 روز تولد امام رضا (علیه السلام) ازدواج نمود که یک فرزند از خود به یادگار گذاشته است. در اسفند همان سال داوطلبانه 6 ماه به كردستان رفت که به گفته ی دوستانش در تپه مهاباد مؤذن و امام جماعت بود. در مهاباد حين كندن اعلا ميه كوموله ها، منافقین او را گروگان مي گيرند و 48 ساعت اسیر آنها بوده كه با تهديد فرمانده ارتش او را آزاد مي كنند.
 
پس از بازگشت او در شهريور ماه از كردستان، مهر ماه رسماً جنگ ايران و عراق شروع شد. احمد در همان ماه اول به جبهه رفت كه در جبهه رقابيه و دزفول خمپاره به تانكش برخورد می کند که هنگام عقب نشيني زمین خورده و منجر به شکسته شدن دستش و سوختن صورتش می شود.
سرانجام در منطقه بستان، در عملیات فتح المبين در تاریخ 18 مهرماه سال 1360 در شبي تاريك كه ستارگان با مجرومين درد دل مي كردند و سوسو مي زدند با همرزمانش به شناسايي مي رود که در بين راه با متجاوزين بعثي رو به رو مي شوند و در محاصره قرار مي گيرند، عرصه برايشان تنگ مي شود، دوستش اسير مي شود و احمد تا آخرين گلوله مي جنگد و به قول خودش كه هميشه شعار مي داد تا 10 نفر از عراقي ها را به درك واصل نكنم خودم كشته نمي شوم به عهد خود وفا کرد و تا آخرين فشنگ جنگید و بعد براي اين كه به دست آن مزدوران نيفتد پا به فرار مي گذارد كه در حين فرار رويميدان مين مي رود و به لقاء الله مي پيوند. جسد مطهرش مانند هزاران رزمنده از بين مي رود و تا ابد مزارش در قلب ما جاويدان است.<ref>[http://www.ajashohada.ir/home/martyrdetails/23448 سایت شهدای ارتش]</ref>
سرانجام در منطقه بستان، در عملیات فتح المبين در تاریخ 18 مهرماه سال 1360 در شبي تاريك كه ستارگان با مجرومين درد دل مي كردند و سوسو مي زدند با همرزمانش به شناسايي مي رود که در بين راه با متجاوزين بعثي رو به رو مي شوند و در محاصره قرار مي گيرند، عرصه برايشان تنگ مي شود، دوستش اسير مي شود و احمد تا آخرين گلوله مي جنگد و به قول خودش كه هميشه شعار مي داد تا 10 نفر از عراقي ها را به درك واصل نكنم خودم كشته نمي شوم به عهد خود وفا کرد و تا آخرين فشنگ جنگید و بعد براي اين كه به دست آن مزدوران نيفتد پا به فرار مي گذارد كه در حين فرار رويميدان مين مي رود و به لقاء الله مي پيوند. جسد مطهرش مانند هزاران رزمنده از بين مي رود و تا ابد مزارش در قلب ما جاويدان است. ==پانویس== روحش شاد و یادش گرامی باد  منبع: سایت شهدای ارتش http://www.ajashohada.ir/home/martyrdetails<references / 23448>
دیوانسالار، مدیر، uploader
۵٬۰۸۰
ویرایش