بسمه تعالی
زندگی نامه شهید
[[شهید قربانعلی قربان علی محمدی]] نام پدر شیرمحمد
شهید در شهرستان [[کاشان]] در یک خانواده مذهبی و متدین به دنیا آمد. پدرش مداح اهل بیت بود و سالها مداحی می کرد /
شهید دوران دبستان را درهمان روستای خودشان به پایان برد و چون وضع اقتصادی خانواده خوب نبود برای کار به شهرستان کاشان و بعد به [[تهران]] آمد. و درنجاری مشغول به کار شد و بعد از جریانات [[انقلاب]] و [[پیروزی جمهوری اسلامی]] و با شروع [[جنگ تحمیلی]] به خدمت مقدس [[سربازی]] رفت و در عملیات های مختلف شرکت داشت. شهید سه مرتبه مجروح گشت که هر بار پس از بهبودی مجدداٌ به [[جبهه]] رفت و سرانجام در[[عملیات بیت المقدس]] و [[آزادی سازی خرمشهر]] باتفاق تکاوران هوابرد [[شیراز]] پس از آزادسازی پادگان حمید و پیشروی برای آزادسازی خرمشهر به درجه رفیع شهادت نائل آمد.
*خاطرات بعدی
بسمه تعالی خاطره شهید روزی سر پست درحال قدم زدن بود. گویا وی از طرف تک تیراندازهای دشمن مورد شناسائی قرار میگیرد. در همان حال که گام به گام جلو میرفت متوجه تکه نان خشکی می شود که جلوی پایش روی زمین افتاده است. از آنجاییکه از کودکی به او یاد دادهبودند که نان حتی خشکیدهاش حرمت دارد، برکت [[خداست]]، نباید لگدمال شود و بایستی برکت خدا را از زیر پا برداشت و با احترام در کناری گذاشت. او این مورد را که در وجودش نهادینه بود، حتی در جبههی جنگ نیز مد نظر داشت. او خم می شود که تکه نان خشکیده را از زمین بردارد که گلوله ی تک تیرانداز دشمن که ایشان را مورد هدف قرار داده بود از بالای سرش عبور میکند. شهید از این مهلکه جان سالم بدر میبرد. اینچنین است که آموزههای سادهی دین مبین اسلام انسان را از مهلکه های هولناک میرهاند.<ref>[http://www.ajashohada.ir/home/martyrdetails/24392 سایت شهدای ارتش]</ref>
==نگارخانه تصاویر==
<gallery>
Image:1677894KAKA003-001 (1).jpg
</gallery>
==پانویس==
<references />
==رده==
{{ترتیبپیشفرض:قربان علی _ محمدی}}
[[رده: شهدا]]
[[رده: شهدای دوران دفاع مقدس]]
[[رده: شهدای ارتش جمهوری اسلامی ایران]]
[[رده: شهدای ایران]]
[[رده: شهدای استان کاشان]]
[[رده: شهدای شهرستان کاشان]]