==زندگی نامه==
شه ی د شهید معظم عل ی علی اصغر عسکر ی درتار ی خ عسکری درتاریخ 1344/03/10 درشهرستان گنبدکاووس به دن ی ا دنیا آمدند.پدرش آقا ی رجبعل ی عسکر ی فرد ی آقای رجبعلی عسکری فردی مومن و زحمتکش بود و مادرش بانو یی بانویی خانه دار و مومنه بود. شه ی د شهید دوران کودک ی کودکی خود را در آغوش گرم پدر و مادر سپر ی سپری نمود تا ا ی نکه اینکه به سن رفتن به مدرسه رس ی د رسید و تو انست توانست دوران تحص ی ل ی خو ی ش تحصیلی خویش راتا سال سوم راهنما یی راهنمایی با موفق ی ت موفقیت به اتمام رساندو دوره نوجوان ی شه ی د نوجوانی شهید مصادف بود با تظاهراتها و راهپ ی ما یی ها ی راهپیمایی های قبل و بعد از انقلاب که شه ی د شهید در ا ی ن راهپ ی ما یی این راهپیمایی ها شرکت م ی می کرد بعد از پ ی روز ی پیروزی انقلاب و با آغاز شروع جنگ تحم ی ل ی تحمیلی به خدمت مقدس سرباز ی ا عزام سربازی اعزام شد و با افتخار لباس مقدس سرباز ی سربازی را به تن کرد و بعد از گذراندن دوره آموزش ی راه ی آموزشی راهی مناطق جنگ ی جنگی شدند و با عشق و علاقه به دفاع از م ی هن میهن و مرزها ی مرزهای کشورمان پرداخت تا ا ی نکه اینکه در تار ی خ تاریخ 1365/01/24 درمنطقه عمل ی ات ی عملیاتی سوماربه آرزو ی د ی ر ی نه آرزوی دیرینه خود که شهادت بود رس ی د رسید. و بعد از ا نتقال پ ی کر انتقال پیکر مطهرش به زادگاهش ط ی ی ک طی یک مراسم باشکوه در امامزاده ی ح یی یحیی بن ز ی د زید (ع) در کنار سا ی ر شهدا ی سایر شهدای راه انقلاب اسلام ی اسلامی و در کنار آن امامزاده جل ی ل جلیل القدر به خاک سپرده شد.
نام: علىاصغر
نام خانوادگى: عسگرى
نام پدر: رجبعلى
تار ی ختولد تاریختولد: 1344/03/10 ش .ش: 11411 محلصدورشناسنامه : گرگان تار ی خ تاریخ شهادت: 1365/02/17 نوع حادثه: حوادثمربوطبهجنگتحم ی لىحوادثمربوطبهجنگتحمیلىشرح حادثه: حوادث ناشى ازدرگ ی رى مستق ی م ازدرگیرى مستقیم بادشمن-توسطدشمندرجبهه استان : بن ی ادشه ی داستانگرگانودشتبنیادشهیداستانگرگانودشتشهر : ادارهبن ی ادشه ی دگنبدكاووسادارهبنیادشهیدگنبدكاووس
بسمه تعالى
خدمت پدر و مادر عز ی زم عزیزم سلام پدر و مادر عز ی زم عزیزم هم اكنون كه دارم براى شما وص ی ت وصیت نامه مى نو ی سم ز ی ر نویسم زیر آتش گلوله دشمن بعثى هست ی مهستیمپدر ومادر عز ی زم عزیزم خودم مى دانم كه خ ی لى خیلى شما را اذ ی ت اذیت كردم وام ی دوارم وامیدوارم كه مرا ببخش ی د باش ی دببخشید باشیدمادرجان چنانچه من لا ی ق شه ی د لایق شهید شدن مى باشم كه خوب به لقاء الله مى پ ی وندم پیوندم و اگر مادرجان چنانچه من و شماهمد ی گررا ند ی د ی م شماهمدیگررا ندیدیم مقدار پولى كه از من باقى مانده مقدارى از آن را بده ی د بدهید براى پدر و مادر خودتان روزه بگ ی رند بگیرند وباقى آن را اگر كسى گفت از اصغر ا ی نقدر اینقدر مى خواهم بدون ه ی چ هیچ حرفى ام ی دوارم امیدوارم پرداخت نمائ ی دنمائیدمادر جان ام ی دوارم امیدوارم كه ه ی چگونه هیچگونه ناراحتى به خودت راه ندهى و همچن ی ن همچنین پدرجان شما هم هم ی نطور ام ی دوارم همینطور امیدوارم كه شمامن را بخش ی ده باش ی د بخشیده باشید و تمامى بچهها ی ك یك به ی ك ام ی دوارم یك امیدوارم كه مرا بخش ی ده باش ی د بخشیده باشید درضمن شا ی د شاید براى آخر ی ن آخرین بار باشد كه نوشته اى از من مى ب ی ن ی د سم ی ه بینید سمیه والهام و ناصر آنها را از طرف من ببوس ی د ببوسید و به الهام وقتى كه بزرگ شد بگو یی د بگویید كه عمو ی ت خ ی لى عمویت خیلى دوستت داشت و به سم ی ه سمیه و ناصر هم هم ی نطور همینطور و اگر همسا ی گان همسایگان هم ناراحتى و ی ا ویا از دست من بدى د ی ده دیده اند با ی دمراببخشند بایدمراببخشند و هم ی نطور همینطور تمامى فام ی لهافامیلهامادرجان من دوست داشتم كه به شما بهتر برسم و حالاكه بزرگ شدم عصاى دستتان باشم ولى خوب مادرجان مى ب ی ن ی د بینید كه جبهه واجب تر است وازشرف م ی هن میهن ما در گروه هم ی ن همین جنگ است خوب مادرجان ب ی شتر بیشتر از ا ی ن این وقت گرانبها ی تان گرانبهایتان رانمى گ ی رم گیرم وتنها آرزوى من درا ی ن دراین لحظات آخرا ی ن ین است كه مادر جان مادرجان حلالم كن ام ی دوارم امیدوارم كمه مرا بخش ی ده بخشیده باشى و ش ی رت شیرت را حلالم كنى پدرجان شماهم ام ی دوارم امیدوارم كه مرا حلال كنى د ی گر دیگر عرضى ندارم بجز سلامتى و موفق ی ت موفقیت همگى شما به ام ی د پ ی روزى امید پیروزى رزمندگان حق بر عل ی ه علیه باطل جنگ جنگ تا پ ی روزى پیروزى تا رفع فتنه تا عالم<ref>[http://ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/38013 سایت شهدای ارتش]</ref>
==پانویس==
<references />