محل دفن : گلزار شهدای امامزاده عقیل (ع) شهید آباد
rId5
==زندگی نامه==
==وصیت نامه==
سلام علیکم
اکنون که اینجانب توفیق شهادت نصیبم گشته است خدا را شکر کنید که توانستید چنین فرزندی را تربیت کنید و در راه خدا فدا نمایید . پدرم ، مادرم؛ می دانم تا وقتی در دنیا بودم فرزند خوبی برای شما نبودم و همیشه شما از دست من ناراحت بودید . اکنون از شما می خواهم که مرا حلال کنید و آن گناهان را نادیده بگیرید و از من راضی باشید . از شما می خواهم که برادران و خواهرم را با احکام اسلامی آشنا نمایید و در این مورد آنها را به نزد افراد متدین بفرستید تا به آنها احکام اسلامی بیاموزند و از شما می خواهم که هیچ ناراحت من نباشید.
و تنها پیامی که برای مردم ایران دارم این است که :
به کلمه ( لااله الا الله )بیندیشید و به آن عمل نمایید.
والسلام علیکم ورحمه الله و برکاته ۲۸/۱۱/۶۰منبع <ref>[http://www.iranshahid.ir/?cat=27&paged=3 سایت شهدای استان فارس]</ref>
http://www.iranshahid.ir/?cat=27&paged=3ََ== ردهها خاطرات=={{ترتیبپیشفرض:*دستگیری از والدین با این که سن و سال کمی داشت، کمک حال پدر و مادر بود و بیشتر خریدهای خانه را خودش انجام می داد. آن روز مادر منتظر علی اصغر ابراهیمی}}[[ردهنشد و خودش رفت خرید. وقتی علی اصغر برگشت، دید مادر تازه از خرید آمده است! مادر را گرفت و او را نشاند، بعد رفت و یک لیوان آب میوه آورد و به مادرش داد و گفت: شهدا]][[رده«مادرجون بخور.» همان ایام، پدرش داشت خانه رو تعمیر میکرد. علی اصغر، پدر را قانع کردهبود که کارها را به او بسپارد. به پدر گفته بود: شهدای دفاع مقدس]]«من خودم هستم، شما استراحت کن.»<ref>تبسم آسمانی/ ص 11</ref>[[رده: شهدای ایران]][[رده: شهدای استان خوزستان]]==پانویس==[[رده: شهدای شهرستان دزفول]]<references/>